اختلالات چند شخصیتی.
رفتن به کانال در Telegram
نویسنده چند شخصیتی ، با ذهنی بهم ریخته و سردرگم.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
296
مشترکین
-124 ساعت
-67 روز
-4130 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+14
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+224
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '26
+412
در 3 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 21 اکتبر | 0 | |||
| 20 اکتبر | 0 | |||
| 19 اکتبر | +2 | |||
| 18 اکتبر | 0 | |||
| 17 اکتبر | 0 | |||
| 16 اکتبر | 0 | |||
| 15 اکتبر | 0 | |||
| 14 اکتبر | +1 | |||
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | 0 | |||
| 11 اکتبر | 0 | |||
| 10 اکتبر | +1 | |||
| 09 اکتبر | 0 | |||
| 08 اکتبر | +1 | |||
| 07 اکتبر | +1 | |||
| 06 اکتبر | 0 | |||
| 05 اکتبر | +2 | |||
| 04 اکتبر | +2 | |||
| 03 اکتبر | +2 | |||
| 02 اکتبر | +2 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
گاه یک عشق ناتمام سرنوشت یک شاعر را به افق جاودانگی پرتاب میکند
تاریخ ادبیات دفتر دلهاییست که شکستند اما شکوفا شدند سوختند اما روشنایی بخشیدند در میان این روایتهای سوزان نام شهریار همچو ستاره غمناک میدرخشد . شاعری که دلش به نام دختری گره خورد که گفتند ثریا بود . ثریا ، همچو خوشه ای از ستارگان در آسمان جوانی اش .
شهریار آن روزها دانشجوی پزشکی بود جوانی ایستاده در آستانه فردایی روشن اما دل کتابی نیست که از روی منطق ورق بخورد دل پرندهای است که ناگهان حال و هوای پرواز میگیرد . نگاه ثریا برای او آینهای پر از آرامش بود و نامش زمزمهای که در جانش میپیچید . عشق آهسته و بی سر و صدا ، چون پیچکی بر دیوار وجودش رویید ، ریشه دواند ، قد کشید و سایهاش بر همه زندگیاش افتاد .
اما چه سود که باد سرنوشت همیشه همنواز آرزوها نیست ، تقدیر بی آنکه از تپشهای عاشقانه خبر بگیرد ریشه این پیوند را گسست . ثریا رفت و شهریار ماند ، ماند با شبی طولانی ، ستاره هایی خاموش ، با خاطره ای که همچو ماه نیمه در ذهنش می درخشید ، خاطره ای که هرگز کامل نشد . این جدایی تنها رفتن یک نفر نبود ، مرز فرو ریختن رویایی بود که با تار و پود امید بافته شده بود ، ورق تازهای بر تاریخ ادبیات .
میگویند شهریار پس از آن واقعه طبابت را وا نمود ، گویی مرهمی برای دل خویش نیافت ، اما همین زخم ها جان تازه ای بر کلمات بخشیدند ، برگی شدند بر درخت ادبیات .. زخمی که خون نشد ، شعر شد . اندوه و غمش در غزل ها جاری گشت و در مصرع ها خانه کرد ؛ بسیاری از افراد نغمه " امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا " را پژواک ان دلدادگی خاموش میدانند ، فریادی فرو خورده ، نجوایی میان اشک و لبخند .
شهریار در شعر حسرت را با حرمت در آمیخته است ، شکایت است ، اما کینه نیست ، عشق است ، اما ابتذال نیست . عشقش حتی در غیاب معشوق پایدار و استوار میتپد .
او نشان داد که میتوان شکست اما فرو نریخت میتوان سوخت اما نور بخشید . شاید اگر آن عشق به وصال میرسید آتش شعرش چنین زبانه نمیکشید ، برخی رنج ها معلم روح اند ؛ می آیند تا انسان را از عادت ها جدا کنند و به ژرفای احساسات ببرند . عشق نافرجام شهریار گرچه مرهم نشد اما معجزه شد ، معجزه ای به نام شعر .
عشق را نباید تنها در رسیدن جست ، گاه ارزشش فقط در همان لرزش لحظهای دل است ، همان جا که دنیا رنگی میشود و انسان خود را شخص دیگری مییابد ، پایان هرچه باشد آغاز دوست داشتن است ، همان جا که انسان در فراخنای ادبیات غرق میشود و خود را شخص دیگری مییابد .
آری آغاز دوست داشتن است ، گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم ، که همین دوست داشتن زیباست
| 2 | دختر خوشگلی مثله تو رو باید قربونش رفت | 19 |
| 3 | ولی من بلدم چطوری بزنم تو دهنت | 21 |
| 4 | من بلد نیستم هیس شم | 21 |
| 5 | هی میکشم نازشو ، دست خودم نیست اون نازه چون. | 40 |
| 6 | از پارسا یاد بگیرید و رو همه ویدیو مسیجام ریپلای کنید. | 27 |
| 7 | واقعا اینایی که به همه جزئیاتت توجه میکنن خدا ان ، لطفا یدونه ازینا بیاید بزارید تو بغل من. | 35 |
| 8 | پیام ویدیو | 35 |
| 9 | تو زندگی بعدی هم عاشق هانیبال میمونم . | 36 |
| 10 | 😭💘🤏🏻 | 1 |
| 11 | چشمم😭😭 | 1 |
| 12 | وای عاشقتم بخدا بیتا | 1 |
| 13 | برات سگم میشم بانو | 1 |
| 14 | حداقل فاکینگ 10 سال تفاوت سنی رو داشته باشیم. | 1 |
| 15 | لطفا سنتم زیاد کن | 1 |
| 16 | اقای لکتر میشی ؟ | 1 |
| 17 | بخدا میرم برات تغییر جنسیت میدم زن | 1 |
| 18 | آگهی استخدام یه آقای لکتر بدید واسم لطفا. | 1 |
| 19 | آگهی مستر لکتر واسه میس لکتر. | 1 |
| 20 | چیز بود | 1 |
