ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

اختلالات چند شخصیتی.

اختلالات چند شخصیتی.

前往频道在 Telegram

نویسنده چند شخصیتی ، با ذهنی بهم ریخته و سردرگم.

显示更多
未指定国家未指定类别
295
订阅者
-124 小时
-67 天
-4130 天

正在加载数据

相似频道
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+16
在0个频道中
九月 '26
+224
在4个频道中
Get PRO
八月 '26
+412
在3个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
21 十月+2
20 十月0
19 十月+2
18 十月0
17 十月0
16 十月0
15 十月0
14 十月+1
13 十月0
12 十月0
11 十月0
10 十月+1
09 十月0
08 十月+1
07 十月+1
06 十月0
05 十月+2
04 十月+2
03 十月+2
02 十月+2
01 十月0
频道帖子
sticker.webp0.18 KB

2
جیش دارم
10
3
خوردمت
11
4
没有文字...
10
5
没有文字...
13
6
مثل خودم Old بازی ، موزیکا قدیمی.
12
7
حال میده بکنیم همو پا TV هی kiss 💘
12
8
没有文字...
12
9
خوشگلمم💞
13
10
همه پسرا میتونن بمیرن جز آرمین کوچولو.
16
11
+1
没有文字...
21
12
گاه یک عشق ناتمام سرنوشت یک شاعر را به افق جاودانگی پرتاب می‌کند تاریخ ادبیات دفتر دل‌هاییست که شکستند اما شکوفا شدند سوختند اما روشنایی بخشیدند در میان این روایت‌های سوزان نام شهریار همچو ستاره غمناک می‌درخشد . شاعری که دلش به نام دختری گره خورد که گفتند ثریا بود . ثریا ، همچو خوشه ای از ستارگان در آسمان جوانی اش . شهریار آن روزها دانشجوی پزشکی بود جوانی ایستاده در آستانه فردایی روشن اما دل کتابی نیست که از روی منطق ورق بخورد دل پرنده‌ای است که ناگهان حال و هوای پرواز می‌گیرد . نگاه ثریا برای او آینه‌ای پر از آرامش بود و نامش زمزمه‌ای که در جانش می‌پیچید . عشق آهسته و بی سر و صدا ، چون پیچکی بر دیوار وجودش رویید ، ریشه دواند ، قد کشید و سایه‌اش بر همه زندگی‌اش افتاد . اما چه سود که باد سرنوشت همیشه همنواز آرزوها نیست ، تقدیر بی آنکه از تپش‌های عاشقانه خبر بگیرد ریشه این پیوند را گسست . ثریا رفت و شهریار ماند ، ماند با شبی طولانی ، ستاره هایی خاموش ، با خاطره ای که همچو ماه نیمه در ذهنش می درخشید ، خاطره ای که هرگز کامل نشد . این جدایی تنها رفتن یک نفر نبود ، مرز فرو ریختن رویایی بود که با تار و پود امید بافته شده بود ، ورق تازه‌ای بر تاریخ ادبیات . می‌گویند شهریار پس از آن واقعه طبابت را وا نمود ، گویی مرهمی برای دل خویش نیافت ، اما همین زخم ها جان تازه ای بر کلمات بخشیدند ، برگی شدند بر درخت ادبیات .. زخمی که خون نشد ، شعر شد . اندوه و غمش در غزل ها جاری گشت و در مصرع ها خانه کرد ؛ بسیاری از افراد نغمه " امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا " را پژواک ان دلدادگی خاموش می‌دانند ، فریادی فرو خورده ، نجوایی میان اشک و لبخند . شهریار در شعر حسرت را با حرمت در آمیخته است ، شکایت است ، اما کینه نیست ، عشق است ، اما ابتذال نیست . عشقش حتی در غیاب معشوق پایدار و استوار می‌تپد . او نشان داد که می‌توان شکست اما فرو نریخت می‌توان سوخت اما نور بخشید . شاید اگر آن عشق به وصال می‌رسید آتش شعرش چنین زبانه نمیکشید ، برخی رنج ها معلم روح اند ؛ می آیند تا انسان را از عادت ها جدا کنند و به ژرفای احساسات ببرند . عشق نافرجام شهریار گرچه مرهم نشد اما معجزه شد ، معجزه ای به نام شعر . عشق را نباید تنها در رسیدن جست ، گاه ارزشش فقط در همان لرزش لحظه‌ای دل است ، همان جا که دنیا رنگی می‌شود و انسان خود را شخص دیگری می‌یابد ، پایان هرچه باشد آغاز دوست داشتن است ، همان جا که انسان در فراخنای ادبیات غرق می‌شود و خود را شخص دیگری می‌یابد . آری آغاز دوست داشتن است ، گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم ، که همین دوست داشتن زیباست
28
13
دختر خوشگلی مثله تو رو باید قربونش رفت
19
14
ولی من بلدم چطوری بزنم تو دهنت
21
15
من بلد نیستم هیس شم
21
16
هی میکشم نازشو ، دست خودم نیست اون نازه چون.
46
17
از پارسا یاد بگیرید و رو همه ویدیو مسیجام ریپلای کنید.
27
18
واقعا اینایی که به همه جزئیاتت توجه میکنن خدا ان ، لطفا یدونه ازینا بیاید بزارید تو بغل من.
40
19
视频消息
40
20
تو زندگی بعدی هم عاشق هانیبال میمونم .
42