fa
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

رفتن به کانال در Telegram

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 296
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
بعضی ترانه‌ها مرز نمی‌شناسند. «ساری‌گلین» بیش از یک قرن است که میان مردم ایران، قفقاز و آناتولی زمزمه می‌شود؛ ترانه‌ای که هر سرزمین آن را از آنِ خود می‌داند، اما قصه‌اش یکی است: عشقی که مرز، سنت یا فاصله مانع رسیدن آن شده است. شاید راز ماندگاری «ساری‌گلین» همین باشد؛ ترانه‌ای که بیش از آنکه به یک سرزمین تعلق داشته باشد، به احساسی مشترک تعلق دارد: اندوهِ عشق‌های ناتمام. ترانه‌ای که نسل‌ها آن را خوانده‌اند و هنوز هم هر شنونده، روایت خودش را در آن پیدا می‌کند. ویدئویی که همراه این پست می‌بینید، اجرای «ساری‌گلین» با صدای خوانندگان و نوازندگانی از چند کشور است؛ اجرایی که شاید بهتر از هر توضیحی نشان می‌دهد چگونه یک ترانهٔ فولکلور، می‌تواند مرزها را پشت سر بگذارد و به زبانی مشترک برای انسان‌ها تبدیل شود.

photo content
+1

ترانه | لبخند بیشترِ ما ابراهیم منصفی را با شعرهای تلخ و تنهایی‌های عمیقش به یاد می‌آوریم؛ اما «لبخند» روی دیگر جهان اوست. ترانه‌ای به گویش هرمزگانی که از بهار، رفاقت و امید حرف می‌زند؛ از این‌که دست‌ها اگر در دست هم باشند، حتی بعد از طولانی‌ترین خزان هم می‌شود دوباره زندگی را آغاز کرد. «خزان زرد ایسالون نوبتی تمامن بهار از راه ارسیدن، زندگی چه جانن» شاید راز ماندگاری این ترانه همین باشد؛ اینکه امید را نه با شعار، بلکه با زبانی ساده و صمیمی می‌خواند. امیدی که از دل رنج گذشته و هنوز به آمدن بهار ایمان دارد. اگر «لبخند» را نشنیده‌اید، این چند دقیقه را به یکی از زیباترین ترانه‌های ابراهیم منصفی اختصاص دهید.

photo content

photo content

آذرباد | نسیم مرعشی «آذرباد» داستان زنی است که مهاجرت برایش فقط تغییر یک جغرافیا نیست؛ سفری است برای روبه‌رو شدن با گذشته، بازتعریف هویت و پیدا کردن صدای خودش در جهانی تازه. نسیم مرعشی با نثری روان و دقیق، از تنهایی، جابه‌جایی، بحران هویت و پیچیدگی روابط انسانی می‌گوید؛ روایتی که تجربه‌ی مهاجرت را از زاویه‌ای عاطفی و انسانی به تصویر می‌کشد. نسخه‌ی شنیداری این اثر با روایت دلنشین مهسا حجازی منتشر شده است. لینک دریافت نسخه‌ی شنیداری از فیدیبو: https://fidibo.com/book/182031-آذرباد

photo content

photo content

photo content

به بهانه ۱۶ تیر | زادروز بیژن الهی [شاعر، مترجم، محقق و نقاش ایرانی؛ از شاعران جریان موسوم به شعر دیگر] بعضی شاعرها با کلمه‌ها می‌نویسند؛ بعضی‌ها اما با سکوت. بیژن الهی از آن شاعرهایی بود که بیشتر از آنکه دیده شود، اثر گذاشت؛ شاعری که اهل هیاهو نبود. متولد ۱۶ تیر ۱۳۲۴؛ شاعری از نسل موج نو و از چهره‌های مهم «شعر دیگر» که جهانش را با تصویر، سکوت و زبان می‌ساخت. شعرهایش شبیه روایت‌های روزمره نبودند؛ بیشتر شبیه عبورِ سایه‌ای بودند که دیر می‌فهمی از کنارت گذشته، اما ردش باقی می‌ماند. بعضی نام‌ها آرام می‌آیند و آرام می‌مانند. بیژن الهی از همان‌ها بود. [بازنشر ویدئو از انتشارات لحن دیگر]

سرود «ای ایران» [نسخه‌ی کامل] به‌ خط دکتر حسین گل‌گلاب، سراینده‌ی شعر- مهرماه ۱۳۲۳ خورشیدی
سرود «ای ایران» [نسخه‌ی کامل] به‌ خط دکتر حسین گل‌گلاب، سراینده‌ی شعر- مهرماه ۱۳۲۳ خورشیدی

معرفی کتاب | جان شیفته «جان شیفته» را نمی‌توان صرفاً یک رمان دانست؛ این اثر، بیشتر روایتی گسترده است از زندگی، تحولات اجتماعی
معرفی کتاب | جان شیفته «جان شیفته» را نمی‌توان صرفاً یک رمان دانست؛ این اثر، بیشتر روایتی گسترده است از زندگی، تحولات اجتماعی و پیچیدگی‌های روح انسان. رومن رولان در این رمان بلند، با محوریت شخصیت «آنت»، تصویری از زنی مستقل و جست‌وجوگر ترسیم می‌کند که در مسیر عشق، رنج، تنهایی و تغییر، پیوسته در حال شناخت جهان و خویشتن است. آنچه این اثر را متمایز می‌کند، فقط روایت داستانی آن نیست؛ بلکه نگاه انسانی و عمیق رولان به انسان معاصر است. «جان شیفته» بیش از آنکه درباره رویدادها باشد، درباره تجربه زیستن است؛ درباره ایستادگی، دگرگونی و جست‌وجوی معنا در دل زندگی. اثری ماندگار از ادبیات فرانسه که خواندنش بیش از دنبال کردن یک داستان، شبیه همراه شدن با یک زندگی‌ست. “آدم‌ها را نمی‌شود از روی حرف‌هایشان شناخت؛ باید دید در زمان نیاز چگونه کنارت می‌مانند…. چیزی که انسان را می‌ترساند، این نیست که دشمن داشته باشد؛ گاهی این است که کسانی را از دست بدهد که گمان می‌کرد در سختی‌ها کنارش می‌مانند” [از کتاب جان شیفته | رومن رولان]