fa
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

رفتن به کانال در Telegram

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 296
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
خاندانم که بر باد رفت، یوسف برایم نوشت: «خواهر، سعی کن روی پای خودت بایستی. اگر افتادی، بدان که در این دنیا هیچ‌کس خم نمی‌شود
خاندانم که بر باد رفت، یوسف برایم نوشت: «خواهر، سعی کن روی پای خودت بایستی. اگر افتادی، بدان که در این دنیا هیچ‌کس خم نمی‌شود دستِ تو را بگیرد، بلندت کند. سعی کن خودت بلند شوی» سووشون | سیمین دانشور

این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است، اما مهم‌ترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمینِ آرام است. عباس معروفی | سال
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است، اما مهم‌ترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمینِ آرام است. عباس معروفی | سال بلوا

«مهربانی، زبانی جهانی است.» English: Kindness is a universal language. 🦢 نکته: در انگلیسی، kindness به معنای «مهربانی» است و universal language به معنای «زبانی جهانی». صفت universal برای چیزهایی به کار می‌رود که مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را پشت سر می‌گذارند. Français: La gentillesse est un langage universel. 🦢 نکته: در فرانسوی، gentillesse به معنای «مهربانی» و langage به معنای «زبان» به مفهوم «شیوهٔ بیان و ارتباط» است. اگر منظور، زبان به‌عنوان ابزار ارتباط باشد، langage از langue درست‌تر است. العربية: اللُّطفُ لغةٌ عالميةٌ. 🦢 نکته: در عربی، اللُّطف یکی از معادل‌های «مهربانی» است و لغةٌ عالميةٌ به معنای «زبانی جهانی» است. واژهٔ لغة هم به زبان گفتاری اشاره دارد و هم می‌تواند به‌صورت استعاری، مانند فارسی، به معنای «شیوهٔ ارتباط» به کار رود.

«یک عذرخواهی، می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد.» English: An apology can change everything. 🦢 نکته: در انگلیسی، apology به معنای «عذرخواهی» است و فعل can برای بیان امکان یا توانایی به کار می‌رود. عبارت change everything معادل «همه‌چیز را تغییر دادن» است. Français: Des excuses peuvent tout changer. 🦢 نکته: در فرانسوی، des excuses رایج‌ترین شیوه برای بیان «عذرخواهی» است. هرچند une excuse هم وجود دارد، اما وقتی منظور «عملِ عذرخواهی کردن» باشد، معمولاً از des excuses استفاده می‌شود. العربية: قد يغيّرُ الاعتذارُ كلَّ شيءٍ. 🦢 نکته: در عربی، الاعتذار به معنای «عذرخواهی» است. استفاده از قد پیش از فعل، مفهوم «می‌تواند» یا «ممکن است» را می‌رساند و جمله را به معنای فارسی نزدیک می‌کند.

موجود شدند…
+1
موجود شدند…

از میان همه‌ی دشواری‌هایی که آدمی ناگزیر است با آن‌ها روبه‌رو شود، هیچ‌کدام به اندازه‌ی عملِ ساده‌ی انتظار کشیدن جانکاه نیست.
از میان همه‌ی دشواری‌هایی که آدمی ناگزیر است با آن‌ها روبه‌رو شود، هیچ‌کدام به اندازه‌ی عملِ ساده‌ی انتظار کشیدن جانکاه نیست. هزار خورشید تابان | خالد حسینی

«بانو گوزن» نوشته‌ی مریم حسینیان، روایت زنی است که در آستانه‌ی مادر شدن، میان واقعیت، خاطره و خیال سرگردان است؛ رمانی روان‌شناختی که مرز میان دنیای بیرون و درون را آرام‌آرام محو می‌کند. سحر دولتشاهی با خوانشی دقیق، کنترل‌شده و سرشار از ظرافت، لایه‌های احساسی این داستان را به شنونده منتقل می‌کند؛ اجرایی که باعث می‌شود «بانو گوزن» نه فقط شنیده، بلکه تجربه شود. این کتاب صوتی با صدای سحر دولتشاهی در فیدیبو در دسترس است. https://fidibo.com/book/122946-کتاب-صوتی-بانو-گوزن

«هر روز، فرصتی برای آموختن است.» English: Every day is an opportunity to learn. 🦢 نکته: در انگلیسی، opportunity به معنای «فرصت» است و پس از آن معمولاً از ساختار to + verb استفاده می‌شود. بنابراین an opportunity to learn طبیعی‌ترین معادل برای «فرصتی برای آموختن» است. Français: Chaque jour est une occasion d’apprendre. 🦢 نکته: در فرانسوی، occasion و opportunité هر دو به معنای «فرصت» هستند؛ همچنین پس از آن از ساختار de + مصدر استفاده می‌شود: occasion d’apprendre. [ کلمه‌ی «اوکازیون» در مکالمات روزمره‌ی فارسی از همین‌جا می‌آید] العربية: كلُّ يومٍ فرصةٌ للتعلُّم. 🦢 نکته: در عربی، فرصة به معنای «فرصت» و التعلُّم به معنای «یادگیری» است. ساختار فرصةٌ لـ… رایج‌ترین شیوه برای بیان «فرصتی برای…» در زبان عربی است

«هر انتخابی، بهایی دارد.» English: Every choice has a price. 🦢 نکته: در انگلیسی، choice به معنای «انتخاب» و price به معنای «بها» یا «هزینه» است. در این جمله، price الزاماً به معنای پول نیست، بلکه به پیامد یا هزینه‌ای اشاره دارد که هر انتخاب با خود به همراه می‌آورد. Français: Chaque choix a un prix. 🦢 نکته: در فرانسوی، prix هم به معنای «قیمت» و هم «بها» یا «هزینه» است. در این جمله، un prix معنایی استعاری دارد و به پیامد یا هزینهٔ هر انتخاب اشاره می‌کند، نه صرفاً ارزش مالی آن. العربية: لكلِّ اختيارٍ ثمنٌ. 🦢 نکته: در عربی، ثمن به معنای «بها» یا «قیمت» است و می‌تواند هم معنای واقعی و هم معنای استعاری داشته باشد. استفاده از ساختار لكلِّ… («برای هر…») یکی از رایج‌ترین و طبیعی‌ترین شیوه‌ها برای بیان مفهوم «هر …» در زبان عربی است.

Le temps qui change les êtres ne modifie pas l’image que nous avons gardée d’eux. Rien n’est plus douloureux que cette opposi
Le temps qui change les êtres ne modifie pas l’image que nous avons gardée d’eux. Rien n’est plus douloureux que cette opposition entre l’altération des êtres et la fixité du souvenir… زمان، آدم‌ها را دگرگون می‌کند، اما تصویری را که از آنان در خاطر نگه داشته‌ایم، تغییر نمی‌دهد. هیچ چیز دردناک‌تر از این تضاد بین دگرگونیِ آدم‌ها و ثباتِ خاطره نیست… زمان بازیافته [جلد پایانی مجموعه‌ی در جستجوی زمان از دست رفته] - مارسل پروست

«آدمی به امید زنده است.» English: Human beings live by hope. 🦢 نکته: در انگلیسی کلاسیک، Man به معنای «نوع بشر» به کار می‌رفت؛ اما در انگلیسی امروز، برای پرهیز از ابهام با واژهٔ man (مرد)، معمولاً از human beings استفاده می‌شود. Français: L’être humain vit d’espoir. 🦢 نکته: در فرانسوی، برای بیان «به امید زندگی کردن» معمولاً از ساختار vivre de استفاده می‌شود. بنابراین vit d’espoir طبیعی‌ترین و دقیق‌ترین معادل برای «به امید زنده است» است. ترجمهٔ تحت‌اللفظی با حروف اضافهٔ دیگر، مانند avec یا par، هرچند ممکن است قابل فهم باشد، اما در این معنا کاربرد رایج و متداول ندارد. العربية: يعيش الإنسانُ بالأمل. 🦢 نکته: در عربی، الإنسان به معنای «نوع بشر» است و رایج‌ترین معادل برای آن به شمار می‌رود. حرف اضافهٔ بِـ در بالأمل معنای «به امید» یا «با امید» را می‌رساند؛ بنابراین يعيش الإنسان بالأمل نزدیک‌ترین معادل به جملهٔ فارسی «آدمی به امید زنده است» است.

یک جهان | چند زبان از امروز، پنجره‌ای تازه در کالاگان باز می‌کنیم. در «یک جهان، چند زبان» هر روز یک جمله‌ی کوتاه فارسی را کنا
یک جهان | چند زبان از امروز، پنجره‌ای تازه در کالاگان باز می‌کنیم. در «یک جهان، چند زبان» هر روز یک جمله‌ی کوتاه فارسی را کنار ترجمه‌ی آن به زبان‌های دیگر می‌خوانیم؛ همراه با معنی و ترجمه‌ی واژه‌های کلیدی. سفری کوتاه میان زبان‌ها؛ با این امید که هر واژه، پلی باشد برای نزدیک‌تر شدن به جهان!

خفته‌ها! زنگ چیز خوبی نیست شیشه‌ها! سنگ چیز خوبی نیست   وصله‌ها را به من بچسبانید به شما انگ چیز خوبی نیست   کری از پیش یک سه‌تار گذشت گفت: آهنگ چیز خوبی نیست های! عاشق نشو نمی‌داني که دلِ تنگ چیز خوبی نیست   گفته بودی که جنگ یعنی چه؟ پسرم! جنگ چیز خوبی نیست     شعر: امیرحسین اللهیاری  خوانش: میلاد کی‌مرام

کتاب‌خوان | سوگل خلیق در خوانش کتاب صوتی، تنها داشتن صدای خوب کافی نیست. کتاب‌خوان باید بتواند بدون آن‌که چیزی به متن اضافه یا از آن کم کند، احساس، ریتم و شخصیت روایت را به گوش مخاطب منتقل کند؛ مهارتی که حاصل شناخت متن، تسلط بر بیان و تجربه‌ی اجراست. سوگل خلیق از جمله کتاب‌خوان‌هایی است که آثار صوتی متعددی را با همین رویکرد اجرا کرده است. مجموعه‌ای از کتاب‌های صوتی با صدای او در فیدیبو در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. https://fidibo.com/contributors/49696-سوگل-خلیق ویدئو مربوط به پشت صحنه‌ی ضبط کتاب صوتی مثل همه‌ی عصرهاست.

شما کتاب هدیه دهید؛ کالاگان آن را به دست خواننده‌ای می‌رساند که شاید دسترسی کمتری به کتاب داشته باشد؛ در بیمارستان‌ها، خانه‌ه
شما کتاب هدیه دهید؛ کالاگان آن را به دست خواننده‌ای می‌رساند که شاید دسترسی کمتری به کتاب داشته باشد؛ در بیمارستان‌ها، خانه‌های سالمندان، مراکز نگهداری کودکان، مدارس روستاها، زندان‌ها، پادگان‌ها، میان دریانوردان و هر جای دیگری که کتاب، بیش از همیشه می‌تواند امید‌آفرین باشد.

قصه‌ی یک کتاب‌فروشی | بارتز بوکس گاهی یک کتاب‌فروشی با اعتمادی که به آدم‌ها دارد مشهور می‌شود، نه با قفسه‌هایش. در سال ۱۹۶۴، ریچارد بارتینزدیل در شهر اوهای (یکی از شهرهای ونتورا در ایالت کالیفرنیا، غرب امریکا) کتاب‌فروشی کوچکی را افتتاح کرد که امروز آن را با نام Bart’s Books می‌شناسند؛ بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی روباز جهان. اما چیزی که بارتز بوکس را به شهرت رساند، فقط دیوارهای بدون سقفش نبود. وقتی کتاب‌فروشی تعطیل می‌شد، بخشی از قفسه‌ها همچنان از کوچه قابل دسترسی بودند. اگر رهگذری نیمه‌شب کتابی را می‌خواست، کافی بود آن را بردارد و بهایش را داخل یک جعبه فلزی بیندازد. نه صندوق‌داری در کار بود، نه دوربینی و نه کسی که مراقب باشد. فقط اعتماد. و بارتز بوکس به یکی از نمادهای شهر اوهای تبدیل شد؛ جایی که هنوز هم به آدم‌ها یادآوری می‌کند بعضی چیزها، اگر با اعتماد شروع شوند، می‌توانند سال‌ها دوام ‌آورند.

کتاب‌خوان | هوتن شکیبا یک کتاب صوتی حرفه‌ای، حاصل همکاری گوینده، کارگردان/ ناظر ضبط، صدابردار و تدوینگر است. گوینده (کتاب‌خوان) پیش از ضبط، متن را به‌دقت می‌شناسد و روی تلفظ، مکث، لحن و ریتم روایت مسلط می‌شود. به همین دلیل، تفاوت یک کتاب صوتی حرفه‌ای با خوانش‌های غیرتخصصی فقط در کیفیت صدا نیست؛ یک تلفظ اشتباه، تأکید نامناسب یا لحن نادرست می‌تواند معنای جمله، فضای داستان و حتی برداشت مخاطب از کتاب را تغییر دهد. گاهی یک خوانش خوب، پُلی است میان نویسنده و شنونده؛ و یک خوانش ضعیف، مانعی برای رسیدن صدای واقعی نویسنده به مخاطب. هوتن شکیبا یکی از این گویندگان حرفه‌ای کتاب صوتی است که اجرای آثار متعددی را بر عهده داشته و مجموعه‌ای از کتاب‌های صوتی او در فیدیبو در دسترس علاقه‌مندان است. https://fidibo.com/contributors/48762-هوتن-شکیبا ویدئو مربوط به پشت صحنه‌ی ضبط کتاب صوتی تُت‌ها در رادیو گوشه است.

معرفی نویسنده | نادر ابراهیمی ۱۳۱۵–۱۳۸۷. نویسنده، فیلم‌ساز، روزنامه‌نگار و از پرکارترین چهره‌های ادبیات معاصر ایران بود. او ب
معرفی نویسنده | نادر ابراهیمی ۱۳۱۵–۱۳۸۷. نویسنده، فیلم‌ساز، روزنامه‌نگار و از پرکارترین چهره‌های ادبیات معاصر ایران بود. او بیش از صد اثر در حوزه‌های رمان، داستان کوتاه، ادبیات کودک و نوجوان، سفرنامه، زندگی‌نامه و جستار نوشت. از مشهورترین آثارش می‌توان به آتش بدون دود، یک عاشقانه آرام، بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم، چهل نامهٔ کوتاه به همسرم، ابن مشغله، ابوالمشاغل و مردی در تبعید ابدی اشاره کرد. نثر شاعرانه، نگاه انسانی و تأکید بر عشق، تعهد و امید، از ویژگی‌های شاخص آثار اوست. از متن کتاب چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم: عظیم‌ترین دروازه‌های اَبرشهرهای جهان را می‌توان بست؛ اما دهانِ حقیر آن موجودی را که  نتوانسته نیروهایش را در راستای تولیدِ مفید یا در خدمت به ملت، میهن، فرهنگ جامعه، و آرمان به کار گیرد، حتی برای لحظه‌‌یی نمی‌توان بست. آیا می‌دانی با سازِ همگان رقصیدن، و آنگونه پای‌کوبیدن و گُل افشاندن که همگان را خوش‌آید و تحسین همگان را بر انگیزد، از ما چه‌چیز خواهد ساخت؟ عمیقاً یک دلقک؛ یک دلقکِ درباریِ دردمندِ دل آزرده، که بر دارِ رفتارِ خویشتن آونگ است- تا آخرین لحظه‌های حیات.