fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

🎨 کورنلیس / Cornelis

🎨 کورنلیس / Cornelis

رفتن به کانال در Telegram

⋆༺طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست༻⋆ جایی برای هنر و آرامش☕🖼️

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
4 882
مشترکین
-1324 ساعت
-277 روز
+48130 روز
آرشیو پست ها
نام نقاشی: سلنه بر زمین افکنده‌شده توسط آرگوس (Selene Thrown Down by Argus) نقاش: فردیناند کلر (Ferdinand Keller) تاریخ: ۱۸۸۶
نام نقاشی: سلنه بر زمین افکنده‌شده توسط آرگوس (Selene Thrown Down by Argus) نقاش: فردیناند کلر (Ferdinand Keller) تاریخ: ۱۸۸۶ سبک: آکادمیک‌گرایی / تاریخ‌نگاری آکادمیک (Academic Classicism / Academic Art) کشور: آلمان 🇩🇪
این نقاشی صحنه‌ای از رمان تاریخی «امپراتور» (The Emperor)، نوشتهٔ گئورگ ابرز (Georg Ebers) در سال ۱۸۸۰ را به تصویر می‌کشد. کلر لحظه‌ای هولناک از داستان را انتخاب کرده است: سلنه هنگام عبور از راهرویی سنگی، با موجودی عظیم و هراس‌انگیز شبیه سگ روبه‌رو می‌شود. حیوان که «آرگوس» نام دارد، به سوی او حمله می‌کند؛ ضربهٔ ناگهانی باعث می‌شود ظرف از دستش بیفتد و خودش بر روی پله‌ها سقوط کند. کلر با استفاده از تضاد شدید میان تاریکی فضای معماری و سفیدی لباس سلنه، تمام توجه بیننده را به پیکرهٔ زن و لحظهٔ سقوط معطوف می‌کند. بدن سیاه و سنگین آرگوس در برابر پارچه‌های روشن و شکنندهٔ لباس او قرار گرفته و نوعی تقابل میان خشونت و آسیب‌پذیری ایجاد می‌کند.
سیمون وی: «توجه، نادرترین و خالص‌ترین شکل سخاوت است.»
#Ferdinand_Keller 🎨 کورنلیس / Cornelis

یکسری می‌پرسن چرا چنل مالنا یه جوریه؟! چرا بیشترش برهنگی و این چیزهاست؟! اما چنل مالنا صرفاً درباره‌ی اروتیک نیست، همون‌طور که فقط درباره‌ی پوشش هم نیست. چیزی که توی این تصاویر جذابیت ایجاد می‌کنه، زاویه‌ی لنز، انتخاب سوژه، حالت بدن و موقعیتی هست که تصویر در اون قرار گرفته. مخصوصاً در تصاویر کلاسیک، هر زاویه و هر ترکیب‌بندی مفهوم خودش رو داره و نمی‌شه همیشه همه‌چیز رو از یک زاویه تکرار کرد. برهنگی همیشه نشونه‌ی شهوت‌پراکنی نیست؛ گاهی نمادی از پاکی، زیبایی و حقیقت انسانه؛ مثل خیلی از نقاشی‌هایی که درباره‌ی مریم مجدلیه خلق شدن. اینکه هر کسی چه برداشتی از محتوای چنل داشته باشه، بیشتر به نگاه فکری و ذهنیت خودش برمی‌گرده. مثل نقاشی «زن محکوم» که مرز بین لذت، گناه و احساسات انسانی رو به تصویر می‌کشه. در هنر، برای انسان مرزهای مشخصی وجود نداره؛ چیزی که اهمیت داره حقیقت و بیان اون هست. حتی در دانشگاه‌های هنری، برای یادگیری طراحی و شناخت فرم بدن انسان، مدل‌های زنده در موقعیت برهنه قرار می‌گیرن تا هنرمند بتونه واقعیت انسان رو بهتر درک و ترسیم کنه. نگاه ما نباید همیشه فقط در مسیر منفی حرکت کنه. گاهی باید جمله‌ی سهراب سپهری رو به یاد بیاریم: «چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.»

یکسری می‌پرسن چرا چنل مالنا یه جوریه؟! چرا بیشترش برهنگی و این چیزهاست؟! اما چنل مالنا صرفاً درباره‌ی اروتیک نیست، همون‌طور که فقط درباره‌ی پوشش هم نیست. چیزی که توی این تصاویر جذابیت ایجاد می‌کنه، زاویه‌ی لنز، انتخاب سوژه، حالت بدن و موقعیتی هست که تصویر در اون قرار گرفته. مخصوصاً در تصاویر کلاسیک، هر زاویه و هر ترکیب‌بندی مفهوم خودش رو داره و نمی‌شه همیشه همه‌چیز رو از یک زاویه تکرار کرد. برهنگی همیشه نشونه‌ی شهوت‌پراکنی نیست؛ گاهی نمادی از پاکی، زیبایی و حقیقت انسانه؛ مثل خیلی از نقاشی‌هایی که درباره‌ی مریم مجدلیه خلق شدن. اینکه هر کسی چه برداشتی از محتوای چنل داشته باشه، بیشتر به نگاه فکری و ذهنیت خودش برمی‌گرده. مثل نقاشی «زن محکوم» که مرز بین لذت، گناه و احساسات انسانی رو به تصویر می‌کشه. در هنر، برای انسان مرزهای مشخصی وجود نداره؛ چیزی که اهمیت داره حقیقت و بیان اون هست. حتی در دانشگاه‌های هنری، برای یادگیری طراحی و شناخت فرم بدن انسان، مدل‌های زنده در موقعیت برهنه قرار می‌گیرن تا هنرمند بتونه واقعیت انسان رو بهتر درک و ترسیم کنه. نگاه ما نباید همیشه فقط در مسیر منفی حرکت کنه. گاهی باید جمله‌ی سهراب سپهری رو به یاد بیاریم: «چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.»

نام فیلم: شوق زندگی (Lust for Life) کارگردان: وینسنت مینلی (Vincente Minnelli) تاریخ: ۱۹۵۶ سبک: درام، زندگی‌نامه‌ای زمان: ۲ ساعت و ۲ دقیقه کشور: آمریکا 🇺🇸
بیوگرافی: فیلمی زندگی‌نامه‌ای دربارهٔ زندگی وینسنت ون گوگ، نقاش برجستهٔ هلندی، است که بر اساس رمان زندگی‌نامه‌ای اروینگ استون ساخته شده است. فیلم مسیر زندگی ون گوگ، علاقهٔ شدید او به هنر، رابطهٔ پیچیده‌اش با برادرش تئو و دوستی و اختلافاتش با پل گوگن را به تصویر می‌کشد. کرک داگلاس در نقش ون گوگ و آنتونی کوئین در نقش پل گوگن بازی می‌کنند. فیلم به‌ویژه به دلیل بازسازی فضای نقاشی‌های ون گوگ و نمایش کشمکش‌های درونی و هنری او شناخته می‌شود. آنتونی کوئین برای بازی در این فیلم جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد.
#Film #Cinema 🎨 کورنلیس / Cornelis

معرفی فیلم و سریال در رابطه با هنر و هنرمندان خوبه؟
Anonymous voting

نام فیلم: شوق زندگی (Lust for Life) کارگردان: وینسنت مینلی (Vincente Minnelli) تاریخ: ۱۹۵۶ سبک: درام، زندگی‌نامه‌ای زمان: ۲ ساعت و ۲ دقیقه کشور: آمریکا 🇺🇸
بیوگرافی: فیلمی زندگی‌نامه‌ای دربارهٔ زندگی وینسنت ون گوگ، نقاش برجستهٔ هلندی، است که بر اساس رمان زندگی‌نامه‌ای اروینگ استون ساخته شده است. فیلم مسیر زندگی ون گوگ، علاقهٔ شدید او به هنر، رابطهٔ پیچیده‌اش با برادرش تئو و دوستی و اختلافاتش با پل گوگن را به تصویر می‌کشد. کرک داگلاس در نقش ون گوگ و آنتونی کوئین در نقش پل گوگن بازی می‌کنند. فیلم به‌ویژه به دلیل بازسازی فضای نقاشی‌های ون گوگ و نمایش کشمکش‌های درونی و هنری او شناخته می‌شود. آنتونی کوئین برای بازی در این فیلم جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد.
#Film 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام فیلم: شوق زندگی (Lust for Life) کارگردان: وینسنت مینلی (Vincente Minnelli) کشور: آمریکا 🇺🇸 تاریخ: ۱۹۵۶ سبک: درام، زندگی‌نامه‌ای زمان: ۲ ساعت و ۲ دقیقه
بیوگرافی: فیلمی زندگی‌نامه‌ای دربارهٔ زندگی وینسنت ون گوگ، نقاش برجستهٔ هلندی، است که بر اساس رمان زندگی‌نامه‌ای اروینگ استون ساخته شده است. فیلم مسیر زندگی ون گوگ، علاقهٔ شدید او به هنر، رابطهٔ پیچیده‌اش با برادرش تئو و دوستی و اختلافاتش با پل گوگن را به تصویر می‌کشد. کرک داگلاس در نقش ون گوگ و آنتونی کوئین در نقش پل گوگن بازی می‌کنند. فیلم به‌ویژه به دلیل بازسازی فضای نقاشی‌های ون گوگ و نمایش کشمکش‌های درونی و هنری او شناخته می‌شود. آنتونی کوئین برای بازی در این فیلم جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد.
#Film #Vincente_Minnelli 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: پیچ هوایی لئوناردو (Leonardo’s Aerial Screw) نقاش: لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) تاریخ: حدود ۱۴۸۹ میلادی سب
نام نقاشی: پیچ هوایی لئوناردو (Leonardo’s Aerial Screw) نقاش: لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) تاریخ: حدود ۱۴۸۹ میلادی سبک: طراحی مهندسی و علمی رنسانس (Renaissance Scientific Drawing) کشور: ایتالیا 🇮🇹
این طرح یکی از مشهورترین طراحی‌های مهندسی لئوناردو داوینچی و یکی از نخستین ایده‌های ثبت‌شده برای پرواز عمودی انسان است. لئوناردو در این طرح سازه‌ای مارپیچی را به تصویر کشیده که با الهام از پیچ آب طراحی شده و قرار بود با چرخش، نیرویی ایجاد کند که دستگاه را از زمین بلند کند. در مرکز تصویر، یک سازهٔ چوبی و محور عمودی دیده می‌شود که سطحی مارپیچی و گسترده در اطراف آن قرار گرفته است. لئوناردو تصور می‌کرد اگر این مارپیچ با سرعت کافی حرکت کند، می‌تواند مانند یک پیچ در هوا پیشروی کرده و انسان را به سمت بالا ببرد؛ ایده‌ای که قرن‌ها بعد در ساخت هلیکوپتر به شکلی عملی تحقق یافت.
لئوناردو داوینچی: «هیچ چیز را نمی‌توان دوست داشت یا از آن متنفر بود، مگر آنکه نخست آن را بشناسیم.»
#Leonardo_da_Vinci 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: زن در امواج (The Woman in the Waves / La Femme à la vague) نقاش: گوستاو کوربه (Gustave Courbet) تاریخ: ۱۸۶۸ سبک: ر
نام نقاشی: زن در امواج (The Woman in the Waves / La Femme à la vague) نقاش: گوستاو کوربه (Gustave Courbet) تاریخ: ۱۸۶۸ سبک: رئالیسم (Realism) کشور: فرانسه 🇫🇷
این نقاشی یکی از آثار برجستهٔ کوربه در مجموعهٔ پیکرهای برهنهٔ زن در دههٔ ۱۸۶۰ است. در این اثر، زنی در میان امواج دریا دیده می‌شود؛ پیکری که با دست‌های بالای سر، میان آرامش و نیروی خروشان طبیعت قرار گرفته است. کوربه در اینجا به سنت تصویری ونوس، الههٔ زاده‌شده از دریا، اشاره می‌کند، اما برخلاف نقاشی‌های آکادمیک، بدن زن را با جزئیات طبیعی و واقع‌گرایانه به تصویر می‌کشد. موی زیر بغل و کیفیت ملموس پوست، از جمله جزئیاتی هستند که معیارهای زیبایی‌شناختی رایج زمانه را به چالش می‌کشند. تضاد میان بدن انسان و طبیعت را به تصویر می‌کشد؛ پوست روشن و گرم زن در برابر آب‌های تیره و خروشان قرار گرفته و حسی از شکنندگی، قدرت و رهایی ایجاد می‌کند. دریا در این اثر تنها پس‌زمینه نیست، بلکه نیرویی زنده و مسلط است که پیکر انسان را در خود احاطه کرده است.
گوستاو کوربه: «من نمی‌توانم فرشته‌ای نقاشی کنم، چون هرگز فرشته‌ای ندیده‌ام.»
#Gustave_Courbet 🎨کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: گیسْموندا (Ghismunda) نقاش: برناردینو مِی (Bernardino Mei) تاریخ: حدود ۱۶۵۰–۱۶۵۹ سبک: باروک سیه‌نایی (Sienese Baro
نام نقاشی: گیسْموندا (Ghismunda) نقاش: برناردینو مِی (Bernardino Mei) تاریخ: حدود ۱۶۵۰–۱۶۵۹ سبک: باروک سیه‌نایی (Sienese Baroque) کشور: ایتالیا 🇮🇹
این نقاشی داستان تراژیک گیسموندا، شخصیت داستانی از دکامرون اثر جووانی بوکاچو را به تصویر می‌کشد. تانکردی، پدر گیسْموندا، پس از آنکه از عشق پنهانی دخترش به گیسکارْدو آگاه می‌شود، معشوق او را به قتل می‌رساند و قلبش را در جامی زرین برای دخترش می‌فرستد. گیسْموندا در نهایت از شدت اندوه و برای سرپیچی از پدر، زهر آمیخته با خون معشوقش را می‌نوشد. مِی لحظه‌ای را انتخاب کرده که گیسْموندا، در میان اندوه، خشم و اراده، قلب خون‌آلود گیسکارْدو را در دست گرفته و آماده نوشیدن زهر است. زمینهٔ تاریک، نور متمرکز بر چهره و بدن، و تضاد میان آبی، سرخ و طلایی لباس‌ها، فضای تراژیک اثر را تشدید می‌کند. چهرهٔ آرام اما شکستهٔ او در برابر دستِ محکم و نگاه مصمم، تضادی میان رنج و مقاومت ایجاد می‌کند.
آرتور شوپنهاور: «هر حقیقتی سه مرحله را می‌گذراند: نخست به تمسخر گرفته می‌شود، سپس با خشونت با آن مخالفت می‌شود و سرانجام به‌عنوان امری بدیهی پذیرفته می‌شود.»
#Bernardino_Mei 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: زنِ محکوم (La Femme Damnée / The Damned Woman) نقاش: نیکولا-فرانسوا-اوکتاو تاسائر (Octave Tassaert) تاریخ: ۱۸۵۹ سب
نام نقاشی: زنِ محکوم (La Femme Damnée / The Damned Woman) نقاش: نیکولا-فرانسوا-اوکتاو تاسائر (Octave Tassaert) تاریخ: ۱۸۵۹ سبک: رمانتیسم فرانسوی (French Romanticism) کشور: فرانسه 🇫🇷
این نقاشی از شناخته‌شده‌ترین و جنجالی‌ترین آثار اوکتاو تاسائر است عنوان «زنِ محکوم» در تضادی آشکار با فضای آرام اثر قرار دارد. در مرکز، زنی برهنه میان چند پیکره دیده می‌شود و حالت شناور بدن‌ها، صحنه را میان واقعیت، رؤیا و تجربه‌ای فرازمینی قرار می‌دهد. دربارهٔ هویت پیکره‌ها تفسیرهای متفاوتی وجود دارد؛ برخی آن‌ها را زنان دیگر و برخی فرشتگان یا موجودات آسمانی دانسته‌اند. تاسائر با رنگ‌های لطیف، نور گرم و خطوط منحنی، بدن‌ها را از فضای اطراف جدا کرده و حس حرکت، رهایی و بی‌وزنی ایجاد می‌کند. این اثر با الهام از مفهوم «زنان محکوم» در ادبیات فرانسه و شعرهای شارل بودلر، مرز میان لذت و گناه، آزادی و محکومیت را به چالش می‌کشد؛ گویی آنچه جامعه «گناه» می‌نامد، شاید تنها آزادی انسانی باشد که از پذیرش آن هراس دارد
شارل بودلر: «در هر انسان، دو گرایش هم‌زمان وجود دارد: یکی به سوی خدا و دیگری به سوی شیطان.»
#Octave_Tassaert 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: اَکولاد (The Accolade) نقاش: ادموند بلر لیتون (Edmund Blair Leighton) تاریخ: ۱۹۰۱ سبک: نقاشی تاریخی و رمانتیک ویکت
نام نقاشی: اَکولاد (The Accolade) نقاش: ادموند بلر لیتون (Edmund Blair Leighton) تاریخ: ۱۹۰۱ سبک: نقاشی تاریخی و رمانتیک ویکتوریایی کشور: بریتانیا 🇬🇧
این نقاشی یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار ادموند بلر لیتون است و مراسم اعطای مقام شوالیه‌گری را به تصویر می‌کشد. در مرکز اثر، بانویی اشراف‌زاده با جامه‌ای سفید و تاجی طلایی، شمشیر را بر شانهٔ شوالیه‌ای جوان که در برابر او زانو زده قرار داده است. اطراف آن‌ها، شاهدان و همراهان مراسم ایستاده‌اند و زره‌ها، پرچم‌ها، شمشیر و فضای باشکوه یک تالار قرون‌وسطایی، حال‌وهوای تاریخی و آیینی صحنه را شکل می‌دهند. «اَکولاد» صرفاً تصویری از یک مراسم شوالیه‌گری نیست؛ بلکه بازنمایی آرمان‌هایی چون شرافت، وفاداری، دلاوری، فروتنی و تعهد است. شوالیه با زانو زدن در برابر بانوی اشراف‌زاده، نه از روی شکست، بلکه در پذیرش مسئولیتی تازه سر فرود آورده است. شمشیر نیز در این لحظه نمادی از قدرت همراه با مسئولیت است؛ گویی جنگجو از این پس باید زندگی خود را در خدمت آرمان‌هایی والاتر قرار دهد.
ویلیام شکسپیر: «نام نیک، گران‌بهاترین جواهر زندگی است.»
#Edmund_Blair_Leighton 🎨 کورنلیس / Cornelis

چنل دوم (عکاسی) https://t.me/MalnaART

نام نقاشی: آن‌گاه که او بازنگشت (And She Never Returned / E ancor non torna) نقاش: آلفونسو سیمونتی (Alfonso Simonetti) تاریخ:
نام نقاشی: آن‌گاه که او بازنگشت (And She Never Returned / E ancor non torna) نقاش: آلفونسو سیمونتی (Alfonso Simonetti) تاریخ: پیش از ۱۸۹۲ سبک: رمانتیسیسم (Romanticism) کشور: ایتالیا 🇮🇹
این اثر از آثار شاخص سیمونتی، نقاش ایتالیایی است؛ هنرمندی که به‌ویژه به خاطر منظره‌های شبانه و بازی شاعرانهٔ نور ماه شهرت داشت. سیمونتی در آکادمی هنرهای زیبای ناپل تحصیل کرد و بعدها در فلورانس نیز به تکمیل آموزش هنری خود پرداخت. در مرکز تصویر، زنی تنها بر لبهٔ صخره‌ای مشرف به آب نشسته است. بدن او رو به دوردست و نگاهش به افق است؛ گویی منتظر بازگشت کسی است که مدت‌هاست نیامده. در بالای سر او، ماه کامل میان ابرهای گسترده می‌درخشد و نور سردش سطح آب، صخره‌ها و شاخه‌های درخت را لمس می‌کند. درخت بلند سمت راست نیز مانند قاب طبیعی، تنهایی زن را برجسته‌تر می‌کند. زیبایی اثر دقیقاً در ابهام است: چه کسی رفته، چرا بازنگشته و آیا زن هنوز امیدوار است یا تنها به خاطره‌ای خیره شده است.
راینر ماریا ریلکه: «شاید همه چیزهایی که ما را می‌ترسانند، در عمیق‌ترین وجودشان چیزی درمانده می‌خواهند که دوستش بداریم.»
#Alfonso_Simonetti 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: مرگ کلئوپاترا (The Death of Cleopatra) نقاش: جان کالیر (John Collier) تاریخ: ۱۸۹۰ سبک: نقاشی آکادمیک و تاریخ‌نگارا
نام نقاشی: مرگ کلئوپاترا (The Death of Cleopatra) نقاش: جان کالیر (John Collier) تاریخ: ۱۸۹۰ سبک: نقاشی آکادمیک و تاریخ‌نگارانهٔ ویکتوریایی (Victorian Academic / History Painting) کشور: بریتانیا 🇬🇧
این نقاشی صحنهٔ واپسین لحظات زندگی کلئوپاترا، ملکهٔ مصر را به تصویر می‌کشد؛ لحظه‌ای پس از خودکشی او در پی شکست مصر و مارک آنتونی از نیروهای اکتاویان. کلئوپاترا بر روی تختی مجلل و در میان شکوه معماری مصر باستان آرمیده است و دو ندیمهٔ او، ایراس و شارمیون، نیز در کنار او دیده می‌شوند. کالیر با قرار دادن پیکر بی‌جان ملکه در مرکز صحنه، مرگ او را به پایانی باشکوه و تراژیک برای یک دوران تبدیل کرده است. کالیر برای بازسازی فضای مصر باستان به جزئیات تاریخی و باستان‌شناختی توجه زیادی داشت و برای مشاهدهٔ معماری معبد فیله در جنوب مصر به آنجا سفر کرد. ستون‌ها، هیروگلیف‌ها، تندیس‌های عظیم، زیورآلات و پارچه‌های طلایی، فضایی سنگین و آیینی ایجاد کرده‌اند.
ویلیام شکسپیر: «هیچ زندگی‌ای به اندازهٔ زندگی کلئوپاترا، این‌چنین پر از شکوه و تراژدی نیست.»
ادامه داستان
#John_Collier 🎨کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: مریم با کودک عیسی (Mary with Jesus) نقاش: آدولف هیتلر (Adolf Hitler) تاریخ: ۱۹۱۳ سبک: رئالیسم با گرایش مذهبی و کلا
نام نقاشی: مریم با کودک عیسی (Mary with Jesus) نقاش: آدولف هیتلر (Adolf Hitler) تاریخ: ۱۹۱۳ سبک: رئالیسم با گرایش مذهبی و کلاسیک کشور: اتریش 🇦🇹
این نقاشی تصویری آرام و مذهبی از مریم مقدس و کودک عیسی است که در میان طبیعتی سرسبز و دشتی پر از گل و گندم به تصویر کشیده شده‌اند. مریم با چهره‌ای آرام، کودک را در آغوش گرفته و عیسی نیز در کنار او با نگاهی مستقیم به بیننده دیده می‌شود. نور طلایی و فضای روستایی، حال‌وهوایی معنوی و صمیمی به صحنه بخشیده است. اثر در دورهٔ اقامت هیتلر در وین، پیش از ورود او به عرصهٔ سیاست، خلق شده است. انتخاب موضوعی مذهبی و استفاده از گل‌ها، دشت و نور گرم، تصویر را به نمونه‌ای از نقاشی‌های سنتی و عامه‌پسند اروپای آن دوره نزدیک می‌کند. در این اثر، بیش از هر چیز رابطهٔ مادر و فرزند، آرامش طبیعت و فضای روحانی صحنه مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، اهمیت امروزی این تابلو بیشتر به جایگاه تاریخی آن در زندگی هیتلر مربوط می‌شود تا جایگاه آن در تاریخ هنر.
لئو تولستوی: «هنر آن است که احساسی را که خود تجربه کرده‌ای، به دیگران منتقل کنی.»
#Adolf_Hitler 🎨 کورنلیس / Cornelis

🎨 کورنلیس / Cornelis
دیگه لازم نیست برای آشنایی با نقاش‌ها و سبک‌های مختلف نقاشی، ساعت‌ها جداگانه مطالعه کنید. 🎨 با کلیک روی گزینه‌های مختلف، به اطلاعات مفید و جذاب درباره دنیای هنر دسترسی پیدا کنید و دانش هنری‌تون رو بیشتر کنید.
تغییرات و برنامه‌های آینده: 1. 💬 راه‌اندازی گروه هنری و ایجاد فضایی برای تعامل و گفت‌وگو 2. 📚 اضافه کردن کتاب‌های مهم و ارزشمند درباره نقاش‌ها و آثارشون 3. 🎬 معرفی فیلم، سریال و مستندهای مرتبط با زندگی و مسیر هنری نقاش‌ها 4. 🖼️ وقتی به ۴۰۰۰ نفر برسیم، هر هفته نمایشگاه‌ها و گالری‌های هنری رو معرفی می‌کنیم تا بیشتر با فضای هنر و رویدادهای هنری آشنا بشید.
@CornelisART

نام نقاشی: «مرگ اورفئوس» (La Mort d’Orphée) تاریخ: حدود ۱۸۷۰، اثری از: هانری لئوپولد لِوی (Henri-Léopold Lévy) کشور: فرانسه🇫
نام نقاشی: «مرگ اورفئوس» (La Mort d’Orphée) تاریخ: حدود ۱۸۷۰، اثری از: هانری لئوپولد لِوی (Henri-Léopold Lévy) کشور: فرانسه🇫🇷
این نقاشی صحنه مرگ اورفئوس، شخصیت مشهور اساطیر یونان، را به تصویر می‌کشد. اورفئوس نماد موسیقی، عشق و هنر بود و پس از از دست دادن همسرش ائوریدیس، سرانجام به دست منادها کشته شد. لِوی با استفاده از فضای تیره و ترکیبی از زیبایی و خشونت، بر مفاهیمی مانند عشق، فقدان، مرگ و سرنوشت تأکید می‌کند. لِوی به‌جای نمایش صرفاً یک صحنه خشن، لحظه را به شکلی دراماتیک و تقریباً شاعرانه ارائه می‌کند. بدن اورفئوس در مرکز توجه قرار می‌گیرد و فضای اطراف، حس اندوه و تراژدی را تشدید می‌کند.اورفئوس نماد هنر، موسیقی و عشق است.مرگ او نماد شکست هنر و عشق در برابر خشونت و نیروی غیرقابل‌کنترل سرنوشت است. پیکر او حالتی تقریباً زیبا و آرمانی دارد؛ بنابراین مرگ، بیشتر شبیه یک تراژدی اسطوره‌ای دیده می‌شود. فضای تیره و رنگ‌های سنگین، حال‌وهوای سوگ و مرگ را تقویت می‌کنند.
ریلکه در Sonnet to Orpheus می‌گوید: «تنها آواز است که در جهان می‌گذرد و تقدس می‌بخشد و شفا می‌دهد.»
#Henri_Léopold_Lévy 🎨کورنلیس / Cornelis