fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

🎨 کورنلیس / Cornelis

🎨 کورنلیس / Cornelis

رفتن به کانال در Telegram

⋆༺طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست༻⋆ جایی برای هنر و آرامش☕🖼️

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
4 891
مشترکین
+224 ساعت
-167 روز
+49830 روز
آرشیو پست ها
نام نقاشی: نفرین (The Curse) نقاش: الکساندر روتاوگ (Alexander Rothaug) تاریخ: حدود اوایل قرن بیستم سبک: سمبولیسم (Symbolism)
نام نقاشی: نفرین (The Curse) نقاش: الکساندر روتاوگ (Alexander Rothaug) تاریخ: حدود اوایل قرن بیستم سبک: سمبولیسم (Symbolism) با گرایش‌های اسطوره‌ای و فانتزی کشور: اتریش 🇦🇹
«نفرین» از آثار رازآلود روتاوگ است که فضای وهم‌آلود اسطوره‌ها و افسانه‌های اروپایی را با طبیعتی تاریک و ویرانه‌های باستانی درهم می‌آمیزد. زنی با موهای طلایی، که می‌تواند نیمف، پری آب یا شخصیتی نفرین‌شده باشد، در میان آب‌های ساکن و خرابه‌های پوشیده از پیچک ایستاده است. نور سبز و روشنِ بیرونِ طاق، در تضاد با سایه‌های عمیق فضای داخلی، مرزی میان رهایی و اسارت، زندگی و مرگ، یا امید و سرنوشت را تداعی می‌کند. با استفاده از رنگ‌های تیره، درختان پیچیده، سنگ‌های فروریخته و بازتاب‌های لرزان آب، جهانی خلق می‌کند که در آن طبیعت آرام نیست؛ بلکه گویی حافظ رازها و خاطراتی فراموش‌شده است. عنوان «نفرین» بیش از آنکه رویدادی مشخص را روایت کند، به وضعیتی روان‌شناختی اشاره دارد؛ لحظه‌ای که انسان در برابر نیروهای ناشناخته، گذشته یا تقدیر، تنها و خاموش می‌ایستد
کارل گوستاو یونگ: «آنچه با آن روبه‌رو نشوی، سرنوشتت خواهد شد.»
#Alexander_Rothaug 🎨کورنلیس / Cornelis

نام اثر:امپراتریس اوژنی در میان بانوان ندیمه‌اشThe Empress Eugénie Surrounded by her Ladies in Waiting نام هنرمند:Franz Xaver
نام اثر:امپراتریس اوژنی در میان بانوان ندیمه‌اشThe Empress Eugénie Surrounded by her Ladies in Waiting نام هنرمند:Franz Xaver Winterhalter سال خلق اثر:۱۸۵۵ میلادی ملیت اثر:🇫🇷 فرانسه سبک اثر:آکادمیک، پرترهٔ درباری با گرایش‌های رمانتیسیسم تکنیک اثر:رنگ‌روغن روی بوم محل نگهداری:Musée national du château de Compiègne
این تابلوی عظیم، امپراتریس اوژنی، همسر ناپلئون سوم، را در میان هشت بانوی ندیمه‌اش به تصویر می‌کشد. برخلاف پرتره‌های رسمی که قدرت سیاسی را با تخت، تاج یا نمادهای سلطنتی نمایش می‌دهند، وینترهالتر امپراتریس را در فضایی سرسبز و شاعرانه قرار داده است؛ چیدمان دایره‌ای زنان، لباس‌های سفید، گل‌های بهاری و نور لطیف، همگی القاکننده‌ی پاکی، هماهنگی و شکوه هستند؛ در حالی که در واقعیت، دربار ناپلئون سوم با رقابت‌های سیاسی و اجتماعی فراوان روبه‌رو بود. وینترهالتر اوژنی را همچون الهه دیانا در میان همراهانش نشان می‌دهد تا مشروعیت و وقار سلطنت را به شکلی شاعرانه به نمایش بگذارد.
«زیبایی، تجلی حقیقت است؛ آن‌گاه که حقیقت فرصت می‌یابد دیده شود.»Plato
#Franz_Xaver_Winterhalter 🎨 کورنلیس / Cornelis

درحال حاضر فکر کنم متوجه تغییرات شدید روی اسامی یا سبک ها کلیک کنید توضیحات درونشون درج شده

فروش کورنلیس کنسل شد 😁 قراره برای بهبود محتوای چنل سبک های نقاشی هارو هم بعلاوه زندگینامه کوتاه نقاش ها هم معرفی کنیم به عنوان یک چنل کاربردی و مفید برای هنرمندان و دانشجویان رشته هنر و به زودی به معرفی فیلم و سریال هایی می‌پردازیم که از روی زندگی نقاش‌ها ساخته اند پیشنهادات خودتونو برای بهبود محتوای چنل در دایرکت چنل با ما به اشتراک بگذارید اگرم گروهای هنری می‌شناسید یا گروهایی که میشه پست های چنل رو فوروارد کرد بهمون معرفی کنید با سپاس فراوان ♥️

نام نقاشی: فروشندهٔ پرتقال (The Orange Seller) نقاش: انریکه سرا ای اوکه (Enrique Serra y Auque) تاریخ: ۱۹۰۸ سبک: خاورگرایی (O
نام نقاشی: فروشندهٔ پرتقال (The Orange Seller) نقاش: انریکه سرا ای اوکه (Enrique Serra y Auque) تاریخ: ۱۹۰۸ سبک: خاورگرایی (Orientalism) / رئالیسم آکادمیک کشور: اسپانیا 🇪🇸
این اثر، دختری جوان را در فضایی شرقی و سنتی به تصویر می‌کشد که در کنار سینی‌ای پر از پرتقال نشسته است. حالت چهرهٔ او، برخلاف حضور رنگ‌های گرم و میوه‌های درخشان، سرشار از سکوت، تأمل و اندوهی پنهان است؛ گویی فروش پرتقال تنها بخشی از زندگی اوست و ذهنش درگیر رؤیاها یا دغدغه‌هایی دورتر است. سرا ای اوکه، که از برجسته‌ترین نقاشان خاورگرای اسپانیا بود، در بسیاری از آثارش زندگی روزمرهٔ مردم خاورمیانه و شمال آفریقا را با نگاهی شاعرانه و جزئی‌نگر به تصویر کشیده است. در این نقاشی، تضاد میان رنگ نارنجیِ پرتقال‌ها و لباس‌های آبی و سفید دختر، نگاه بیننده را به چهرهٔ او هدایت می‌کند. نور ملایم، بافت پارچه‌ها، فرش و تزئینات دیوار، فضایی صمیمی و واقعی می‌آفرینند.
فئودور داستایفسکی: «آنچه انسان را بزرگ می‌کند، نه دارایی او، بلکه عمق احساس و توان تحمل اوست.»
#Enrique_Serra_y_Auque 🎨کورنلیس / Cornelis

قلب منم شکسته والا

هر چهار چنل با قیمت مناسب به فروش میرسن در صورت تمایل به آیدی زیر پیام بدید @Mike_4x
@CornelisART @Metal_Rock_Archive1 @MalnaART @CamelliaFLOW

نام اثر: طرح ثبت اختراع دستگاه انتقال انرژی الکتریکی (Apparatus for Transmitting Electrical Energy) طراح: نیکولا تسلا (Nikola
نام اثر: طرح ثبت اختراع دستگاه انتقال انرژی الکتریکی (Apparatus for Transmitting Electrical Energy) طراح: نیکولا تسلا (Nikola Tesla) تاریخ: ثبت اختراع ۱ دسامبر ۱۹۱۴ (درخواست اولیه: ۱۸ ژانویهٔ ۱۹۰۲) سبک: طراحی فنی / نقشهٔ ثبت اختراع (Patent Drawing / Technical Illustration) کشور: ایالات متحده 🇺🇸
این تصویر یکی از نقشه‌های رسمی ثبت اختراع نیکولا تسلا برای دستگاه انتقال انرژی الکتریکی است؛ سامانه‌ای که بخشی از تلاش بلندپروازانهٔ او برای انتقال بی‌سیم انرژی در فواصل طولانی را نشان می‌دهد. در این طرح، سیم‌پیچ مرکزی، پایانه‌های کروی و اجزای سازه با دقت مهندسی ترسیم شده‌اند تا نحوهٔ تولید، تقویت و انتشار انرژی الکتریکی را نمایش دهند. برخلاف یک اثر هنری معمول، ارزش این تصویر در ثبت یکی از جسورانه‌ترین ایده‌های مهندسی قرن بیستم نهفته است. تسلا باور داشت که می‌توان از زمین و جو به‌عنوان رسانا برای انتقال برق بدون سیم استفاده کرد و انرژی را در اختیار نقاط مختلف جهان قرار داد.
آرتور سی. کلارک: «هر فناوریِ به‌اندازهٔ کافی پیشرفته، از جادو قابل تشخیص نیست.»
#Nikola_Tesla 🎨 کورنلیس / Cornelis

میز ارتباط گفت‌وگوی آزاد 🎭 برای گفتگو با مالک از طریق آیدی زیر پیام بدین: @Mike_4x (نظرات، انتقادات، پیشنهادات)

چنل چهارم معرفی انواع گل های طبیعی🌺🌸🌻
https://t.me/CamelliaFLOW https://t.me/CamelliaFLOW

نام اثر: نقاشی‌های غار شووه (Chauvet Cave Paintings) موضوع: جانوران عصر یخبندان، شکار، آیین‌ها و جهان نمادین انسان نخستین تار
نام اثر: نقاشی‌های غار شووه (Chauvet Cave Paintings) موضوع: جانوران عصر یخبندان، شکار، آیین‌ها و جهان نمادین انسان نخستین تاریخ: حدود ۳۶٬۰۰۰ تا ۳۲٬۰۰۰ سال پیش جنس بستر: دیواره‌های سنگ آهکی غار دوره: پارینه‌سنگی پسین (Upper Paleolithic – فرهنگ اورینیاسی) سبک: نقاشی غاری (Cave Painting / Parietal Art) موقعیت جغرافیایی: والون-پون-دارک، استان آردش کشور: فرانسه 🇫🇷
غار شووه از کهن‌ترین و برجسته‌ترین نمونه‌های هنر پیشاتاریخ جهان به شمار می‌رود و در سال ۱۹۹۴ کشف شد. بیش از هزار نقش و تصویر در دیواره‌های این غار شناسایی شده که بسیاری از آن‌ها شیر غار، کرگدن پشمالو، ماموت، خرس غار، اسب، بوفالو، گوزن و دیگر جانوران عصر یخبندان را به تصویر می‌کشند. هنرمندان این آثار با بهره‌گیری از زغال چوب، اُخرای طبیعی و برجستگی‌های سنگ، ترکیب‌بندی‌هایی آفریده‌اند که با ایجاد سایه، حجم و حتی القای حرکت، از پیشرفته‌ترین دستاوردهای هنر پارینه‌سنگی محسوب می‌شوند.
فریدریش نیچه: «ما هنر را داریم تا حقیقت نابودمان نکند.»
#Petroglyphs 🎨کورنلیس / Cornelis

داخل چنل #History سرچ کنید 940 اطلاعات خفن در هر زمینه ای @Fuckingfelling

استلارک (Stelarc) یک هنرمند استرالیایی است که به خاطر پروژه‌های عجیب درباره‌ی بدن انسان و فناوری شناخته می‌شود. نام اصلی او ا
استلارک (Stelarc) یک هنرمند استرالیایی است که به خاطر پروژه‌های عجیب درباره‌ی بدن انسان و فناوری شناخته می‌شود. نام اصلی او استلیوس آرکادیو (Stelios Arcadiou) است و از دهه‌ی ۱۹۷۰ روی این ایده کار می‌کند که بدن انسان می‌تواند با فناوری ترکیب شده و شکل جدیدی پیدا کند. یکی از مشهورترین پروژه‌های او ساخت گوش سوم روی بازویش بود. او با کمک جراحی، یک اسکلت کوچک شبیه گوش را زیر پوست ساعد خود قرار داد. سپس دانشمندان با استفاده از سلول‌های او، بافتی شبیه گوش را روی آن رشد دادند. این گوش در واقع برای شنیدن استفاده نمی‌شد، بلکه یک اثر هنری و آزمایشی درباره‌ی آینده‌ی بدن انسان بود. استلارک قصد داشت نشان دهد که بدن انسان شاید در آینده فقط یک موجود زیستی ساده نباشد و بتواند با ماشین‌ها و فناوری‌های پیشرفته ترکیب شود. او حتی برنامه داشت این گوش را به اینترنت متصل کند تا صداهای اطرافش به صورت آنلاین منتقل شوند.
#Scientists #History 𝙼𝚈 𝙵𝚞𝚌𝚔𝚒𝚗𝚐 𝙵𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜

Vladimir Demikhov (۱۹۱۶–۱۹۹۸) جراح و دانشمند برجسته شوروی بود که به‌عنوان یکی از پیشگامان علم پیوند اعضا شناخته می‌شود. او در
+1
Vladimir Demikhov (۱۹۱۶–۱۹۹۸) جراح و دانشمند برجسته شوروی بود که به‌عنوان یکی از پیشگامان علم پیوند اعضا شناخته می‌شود. او در دهه ۱۹۵۰ مجموعه‌ای از آزمایش‌های جنجالی را روی سگ‌ها انجام داد که مشهورترین آن‌ها پیوند سر و بخش جلویی بدن یک توله‌سگ به بدن یک سگ بالغ بود. در این آزمایش‌ها هر دو سر برای مدتی قادر به حرکت، نوشیدن آب و واکنش به محیط بودند، اما حیوانات به دلیل رد پیوند، عفونت و محدودیت‌های فناوری پزشکی آن زمان تنها چند روز تا چند هفته زنده می‌ماندند. هدف اصلی دمیخوف اثبات امکان اتصال رگ‌های خونی و توسعه روش‌های پیوند اندام بود، نه ایجاد حیوانی با دو سر. پژوهش‌های او بعدها نقش مهمی در پیشرفت جراحی پیوند قلب، ریه و سایر اندام‌ها ایفا کرد و الهام‌بخش جراحان بزرگی مانند Christiaan Barnard شد که نخستین پیوند موفق قلب انسان را انجام داد. با وجود ارزش علمی این تحقیقات، آزمایش‌های دمیخوف از نظر اخلاق پزشکی همواره مورد انتقاد شدید بوده و امروزه با استانداردهای پژوهشی بسیاری از کشورها سازگار نیست.
#Scientists #History 𝙼𝚈 𝙵𝚞𝚌𝚔𝚒𝚗𝚐 𝙵𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜

نام نقاشی: طرح آزمایش نور و منشور (Opticks Experiment Diagram) نقاش: آیزاک نیوتن (Isaac Newton) تاریخ: حدود ۱۶۷۱–۱۶۷۲ سبک: طر
نام نقاشی: طرح آزمایش نور و منشور (Opticks Experiment Diagram) نقاش: آیزاک نیوتن (Isaac Newton) تاریخ: حدود ۱۶۷۱–۱۶۷۲ سبک: طراحی علمی / دست‌نوشتهٔ پژوهشی (Scientific Illustration) کشور: انگلستان 🇬🇧
این تصویر یکی از طرح‌های علمی آیزاک نیوتن دربارهٔ آزمایش‌های او در زمینهٔ نور و رنگ است. نیوتن با استفاده از منشور شیشه‌ای نشان داد که نور سفید از ترکیب رنگ‌های مختلف تشکیل شده و منشور تنها این رنگ‌ها را از هم جدا می‌کند. این پژوهش پایه‌ای برای کتاب مشهور او «اپتیک» (Opticks) شد و نگاه انسان به ماهیت نور را تغییر داد. در این طراحی، مسیر حرکت پرتوهای نور، ابزارهای آزمایش و نحوهٔ شکست نور با خطوطی ساده اما دقیق ثبت شده‌اند. برخلاف یک اثر هنری معمول، ارزش این تصویر در ثبت لحظه‌ای از کشف علمی است؛ جایی که مشاهده، ریاضیات و اندیشه در کنار هم قرار می‌گیرند. خطوط نور در این طرح نمادی از تلاش انسان برای یافتن نظم پنهان در طبیعت هستند. برای نیوتن، مطالعهٔ نور تنها بررسی یک پدیدهٔ فیزیکی نبود، بلکه راهی برای شناخت قوانین عمیق جهان بود.
فرانسیس بیکن: «دانش خود قدرت است.»
#Isaac_Newton 🎨کورنلیس / Cornelis

می‌خوام برای امشب یک پست خفن ترکیب نقاشی و علمی بزارم از یک شخص معروف که واقعاً خدای علمه

نام نقاشی: غروب (در مرداب‌ها) Wieczór (Moczary) نقاش: یوزف راپاتسکی (Józef Rapacki) تاریخ: ۱۸۹۸ سبک: رئالیسم منظره (Landscape
نام نقاشی: غروب (در مرداب‌ها) Wieczór (Moczary) نقاش: یوزف راپاتسکی (Józef Rapacki) تاریخ: ۱۸۹۸ سبک: رئالیسم منظره (Landscape Realism) کشور: لهستان 🇵🇱
این نقاشی از برجسته‌ترین آثار یوزف راپاتسکی، نقاش لهستانی، است که بخش بزرگی از زندگی هنری خود را به ثبت مناظر طبیعی و چشم‌اندازهای آرام سرزمینش اختصاص داد. در این اثر، مرداب‌های پهناور در واپسین لحظات روز دیده می‌شوند؛ جایی که نور سرخ‌فام خورشیدِ در حال غروب بر سطح آرام آب منعکس شده و سکوت طبیعت را به زیباترین شکل به تصویر می‌کشد. حضور اندک درختان در افق و گستره‌ی وسیع آسمان و آب، احساسی از تنهایی، آرامش و بی‌کرانگی را به بیننده منتقل می‌کند. «غروب (در مرداب‌ها)» نمونه‌ای درخشان از نگاه شاعرانه‌ی راپاتسکی به طبیعت است؛ اثری که بدون حضور انسان، تنها با نور، رنگ و انعکاس، زیبایی و شکوه جهان طبیعی را روایت می‌کند. رنگ‌های سرد آبی در کنار درخشش گرم خورشید، تعادلی چشم‌نواز میان سکون و زندگی می‌آفرینند و بیننده را به تأمل در آرامش ژرف طبیعت دعوت می‌کنند
ونسان ون گوگ: «اگر واقعاً طبیعت را دوست بداری، زیبایی را همه‌جا خواهی یافت.»
#Józef_Rapacki 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: شب تابستانی در ریکیاویک (Summer Evening in Reykjavík / Sumarkvöld við Reykjavík) نقاش: تورارین بِنِدیکت تورلاکسن (
نام نقاشی: شب تابستانی در ریکیاویک (Summer Evening in Reykjavík / Sumarkvöld við Reykjavík) نقاش: تورارین بِنِدیکت تورلاکسن (Þórarinn B. Þorláksson) تاریخ: ۱۹۰۴ سبک: منظره‌نگاری با گرایش ناتورالیسم و امپرسیونیسم کشور: ایسلند 🇮🇸
این اثر از نخستین شاهکارهای نقاشی منظرهٔ ایسلند است و غروب آرام تابستان را در ساحل ریکیاویک به تصویر می‌کشد. زنی تنها بر صخره‌ای نشسته و به پهنهٔ آرام دریا چشم دوخته است؛ در دوردست، کشتی بخاری با ردی از دود بر افق دیده می‌شود و نوار باریک سرخی که زیر آسمان خاکستری می‌درخشد، یادآور شب‌های روشن تابستانی ایسلند است؛ زمانی که خورشید در ماه‌های گرم سال، تنها برای مدتی کوتاه پشت افق پنهان می‌شود. این نقاشی در سال ۱۹۰۴ خلق شد و از شناخته‌شده‌ترین آثار تورلاکسن به شمار می‌رود. تورلاکسن از پیشگامان نقاشی مدرن ایسلند بود و طبیعت را نه صرفاً به‌عنوان منظره، بلکه به‌عنوان بخشی از هویت ملی این کشور به تصویر می‌کشید. سکوت گستردهٔ دریا، آسمان بی‌انتها و حضور انسانی که در دل این چشم‌انداز کوچک به نظر می‌رسد، فضایی سرشار از تأمل، تنهایی و آرامش می‌آفریند.
#Þórarinn_B_Þorláksson 🎨 کورنلیس / Cornelis

نام نقاشی: فرشتهٔ مقرب در حال نواختن لوت (Cherub Playing a Lute) نقاش: روزو فیورنتینو (Rosso Fiorentino) تاریخ: حدود ۱۵۲۱–۱۵۲
نام نقاشی: فرشتهٔ مقرب در حال نواختن لوت (Cherub Playing a Lute) نقاش: روزو فیورنتینو (Rosso Fiorentino) تاریخ: حدود ۱۵۲۱–۱۵۲۲ سبک: مانریسم (Mannerism) کشور: ایتالیا 🇮🇹
این اثر در اصل بخشی از تابلوی بزرگ «مدونای اسپدالینگو» (Madonna dello Spedalingo) است که روزو فیورنتینو برای کلیسایی در فلورانس خلق کرد. فرشتهٔ کوچک یا «کروب» با چهره‌ای کودکانه و بال‌هایی سرخ و سفید، غرق در نواختن سازی از خانوادهٔ لوت است؛ سازی که در هنر رنسانس نمادی از هارمونی، عشق الهی و موسیقی آسمانی به‌شمار می‌رفت. تمرکز عمیق فرشته و نزدیکی چهره‌اش به ساز، حس صمیمیت و شور موسیقی را به بیننده منتقل می‌کند. روزو فیورنتینو از چهره‌های برجستهٔ آغاز مانریسم بود؛ سبکی که پس از اوج رنسانس شکل گرفت و به‌جای تعادل و آرامش کلاسیک، بر اغراق در فرم، رنگ‌های درخشان و احساسات پیچیده تأکید داشت. در این تصویر، تضاد رنگ‌های گرم و سرد حالت غیرمتعارف بدن فرشته و پس‌زمینهٔ تیره، باعث توجه بیننده به ارتباط میان موسیقی و امر الهی جلب شود
کارل گوستاو یونگ: «آنچه از بیرون جذبمان می‌کند، ما را به درون خودمان هدایت می‌کند.»
#Rosso_Fiorentino 🎨 کورنلیس / Cornelis