fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

شب‌های عربی

شب‌های عربی

رفتن به کانال در Telegram

گشت‌وگذاری در جهان عرب؛ موسیقی، سیاست و فرهنگ @IRAJ_SHARIF

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 555
مشترکین
+2924 ساعت
+617 روز
+25130 روز
آرشیو پست ها
تلاش‌تون ستودنیه مردم جوانمرد و شریف ناصریه، ولی امیدوارم دفعات بعد، قبل یهویی برگردوندن ماشین، از وضعیت سرنشینان مطمئن بشین :)

تلاش مردم محلی در ناصریه عراق برای کمک به خانواده ایرانی که ماشین‌شان چپ شده.❤️ @arabian_nights_101

این اجرای فرانسوی/عربی «فاطمه سعید» هم زیباست. کاش سعیدهای وطنی نیز همینقدر زیبا بودند. #مصر #فاطمة_سعيد #اوپرای_عربی @arabian_nights_101

سوءتفاهم نشه! چهارتای دیگه هم خانم هستن!

من در کل زندگیم ۵تا علیِ دوست‌داشتنی می‌شناسم. یکیشون این خانم «یاسمین علی» هست. شعر و اجرا درجه یک! ارسالی یکی از مخاطبان❤️ @arabian_nights_101

من که پیگیر جهان عربم گاهی یادم میره لیبی کجاست! همونم ایرانیا رو بن کرد.

ممنوعیت ورود شهروندان ایرانی و افغانی به لیبی شرقی دولت لیبی شرقی، از ممنوعیت ورود شهروندان ایرانی و افغانی به این کشور از طریق تمامی مرزهای زمینی، دریایی و هوایی خبر داد. این تصمیم فورا اجرا شده و افرادی که فاقد مجوز اقامت معتبر هستند، اخراج خواهند شد. این تصمیم، دیپلمات‌ها، خانواده‌های آن‌ها و همچنین کارمندانی که در بخش‌های آموزش، بهداشت و مشاغل کمکی فعالیت می‌کنند را شامل نمی‌شود، مشروط بر اینکه مجوزها و قراردادهای کاری رسمی داشته باشند. #لیبی #ایران #افغانستان #مهاجرت @arabian_nights_101

اگر پوزیشن شغلی مرتبط با زبان عربی سراغ داشتید به آیدی زیر پیام بدید: @IRAJ_SHARIF

1.34 KB

علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق: مردم عراق و سوریه، یک ملت هستند در دو سرزمین! پس هند و ایرلند هم یک ملت باشن! کی به کیه! @arabian
علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق:
مردم عراق و سوریه، یک ملت هستند در دو سرزمین!
پس هند و ایرلند هم یک ملت باشن! کی به کیه! @arabian_nights_101

انقلاب در جهنم؛ سفر خیالی جمیل زهاوی به جهنم جمیل صدقی زهاوی، در منظومه بلند «ثورة في الجحيم» (انقلاب در جهنم) سفری خیالی به جهنم را روایت می‌کند که با نکیر و منکر روبه‌رو می‌شود و به‌دلیل تردیدهای فلسفی‌اش به جهنم می‌افتد و در آنجا با شمار زیادی از شاعران، فیلسوفان و دانشمندان برجسته تاریخ مواجه می‌شود.
داستان با مرگ و دفن شاعر آغاز می‌شود. نکیر و منکر سراغش می‌آیند. نخست از او می‌پرسند چه‌کاره بوده. شاعر پاسخ می‌دهد که در دفاع از حقیقت شعر می‌سروده. سپس درباره دین، خدا، پیامبران، نماز و... سؤال می‌کنند. پاسخ‌های زهاوی ابتدا محتاطانه است. او خود را مسلمان معرفی می‌کند و به اصول دین اقرار می‌کند، اما به‌تدریج توضیح می‌دهد که در طول زندگی‌اش دوره‌هایی از ایمان، شک و بی‌ایمانی را پشت سر گذاشته. مسئله اصلی از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا می‌توان کسی را به‌خاطر نرسیدن به یقینی که دیگران از او انتظار دارند، محکوم کرد؟ زهاوی در دفاع از خود به نکته‌ای بنیادی‌تر اشاره می‌کند: انسان اختیار مطلق ندارد. او نه توانایی‌های ذهنی‌اش را انتخاب کرده و نه شرایطی را که باورها و تردیدهایش در آن شکل گرفته‌اند. اگر خدا انسان را با محدودیت‌های عقلانی آفریده و شیطان نیز در او شک ایجاد می‌کند، چگونه می‌توان او را به‌خاطر نتیجه این کشمکش به مجازاتی ابدی محکوم کرد؟ این جدل، هسته فلسفی منظومه است. یکی از تندترین بخش‌های منظومه جایی است که زهاوی از بازجویان می‌پرسد چرا به‌جای پرسش درباره مسائل اعتقادی، از وجدان و کردار انسانی او سؤال نمی‌کنند. او از آن‌ها می‌پرسد چرا درباره دفاعش از حقوق مردم، مبارزه‌اش برای حقوق زنان چیزی نمی‌پرسند. به هر حال، گفت‌وگو به بن‌بست می‌رسد و شاعر محکوم به جهنم می‌شود. حجاب و بی‌حجابی؛ نیمی از جامعه که از نیم دیگر پنهان شده است. در بخشی که زهاوی مشخصاً به بی‌حجابی و حجاب می‌پردازد، یکی از فرشتگان از او می‌پرسد آیا بی‌حجابی فایده‌ای دارد که بتوان به آن امید بست؟ زهاوی پاسخ می‌دهد که بی‌حجابی برتر از حجاب است؛ زیرا حجاب موجب محدودشدن جامعه و پنهان‌ماندن زنان می‌شود، درحالی‌که بی‌حجابی امکان حضور و دیده‌شدن آنان را فراهم می‌کند. سپس می‌پرسد: چگونه ممکن است ملتی به تمدن و پیشرفت دست یابد، درحالی‌که نیمی از آن از نیم دیگر پنهان شده باشد؟! عمر خیام و سقراط زهاوی در میان محکومان جهنم با عمر خیام روبه‌رو می‌شود که در میان جمع شعری می‌خواند در ستایش شراب و این که اگر شراب در کنار او بود، عذاب جهنم برایش آسان می‌شد. در جای دیگری از جهنم، سخنرانی سقراط است و جمعی از فیلسوفان و دانشمندان نیز حاضرند. سقراط به جای تسلیم‌شدن در برابر عذاب، از پیشرفت دانش و توانایی انسان برای غلبه بر شرایط سخن می‌گوید. او به منابع نفتی موجود در اعماق جهنم اشاره می‌کند و پیش‌بینی می‌کند که با گذشت زمان، این منابع روزی به پایان خواهند رسید؛ آن‌گاه دیگر آتشی برای سوزاندن محکومان باقی نخواهد ماند. انقلاب در جهنم؛ محکومان علیه نظم حاکم سرانجام، جهنم از دانشمندان و فیلسوفان و شاعران پر می‌شود. ولی آن‌ها به این نتیجه می‌رسند که نمی‌توانند تا ابد به وضع موجود تن دهند. نقطه آغاز شورش، پیشرفت علمی است. یکی از دانشمندان دستگاهی اختراع می‌کند که می‌تواند آتش جهنم را خاموش کند. سپس جوانی در میان جمعیت سخنرانی می‌کند و از آنان می‌خواهد علیه ظلمی که تحمل کرده‌اند، قیام کنند. این سخنرانی به شورشی عمومی می‌انجامد. محکومان آتش جهنم را خاموش می‌کنند و به سوی نیروهای نگهبان پیش می‌روند. شیاطین نیز به یاری شورشیان می‌آیند و سرانجام نیروهای جهنم بر فرشتگان پیروز می‌شوند. سپس شورشیان به بهشت حمله می‌کنند، ساکنان آن را بیرون می‌رانند و قصرهای بهشتی را تصرف می‌کنند. پس از پیروزی شورشیان و تصرف بهشت، زهاوی از خواب بیدار می‌شود.
«انقلاب در جهنم» در نهایت دفاعیه‌ای ادبی از حق پرسیدن، اندیشیدن و اعتراض است. درباره این پرسش که: چه کسی حق دارد درباره انسان داوری کند و بر چه اساسی می‌تواند او را مجازات کند؟ متن کامل شعر عربی در این لینک #عراق #جميل_صدقي_الزهاوي #انقلاب_در_جهنم #شعر_عربی @arabian_nights_101

دجلهٔ بغداد بر مرگ «زهاوی» خون گریست نی خطا گفتم که شرق از نیل تا سیحون گریست اشک‌ریزان شد «عراق» از ماتم فرزند خویش همچو «یونان» کز غم هجران افلاطون گریست
این دو بیت، بخشی از مرثیه‌ای است که ملک الشعرای بهار، در سوگ شاعر عراقی «جمیل صدقی زهاوی» سرود. این که بهار برایش شعر سروده، کافی است تا بفهمیم چه شخصیت گران‌سنگی بوده. تبارش ایرانی و از منطقه سرپل‌ذهاب ایران بود؛ فقیه‌زاده بود و خود نیز درس دین خوانده بود؛ از اولین کسانی بود که نظریه فرگشت داروین را پذیرفت و ترویج می‌کرد. و از اولین اندیشمندان عراقی بود که برای حقوق زنان فعالیت می‌کرد و حامی ترک حجاب بود. باقی داستان را در صفحه ویکی‌پدیای خودش بخوانید. او منظومه بلندی سروده بود به نام الثورة في الجحیم (انقلاب در جهنم) که در پست بعدی برایتان می‌گذارم. #عراق #جميل_صدقي_الزهاوي #انقلاب_در_جهنم @arabian_nights_101

احمد کسرویِ عراق رو پیدا کردم!

مخاطب شب‌های عربی سطحش باید از بقیه بالاتر باشه🤌🤌 این سایت رو ببینید. لذت ببرید. بازنشر هم یادتون نره.

اگر نسبت به تاریخ عراق کنجکاو هستید، این سایت «حافظه مصور عراق» یک گنجینه است. برای همه برهه‌های تاریخی عراق از عثمانی به بعد، آلبوم دارد؛ به تفکیک دوره زمانی و مناطق جغرافیایی حتی. سایتش نسخه انگلیسی هم دارد. چند ساعت گردش در این سایت، بیشتر از چندین هفته مسافرت داخل عراق، اطلاعات به شما می‌دهد. یک سفر مفرح و رایگان و ایمن در زمان! @arabian_nights_101

اگر خواستید خودتان گوگل کنید می‌توانید با کلیدواژه «معرکة السفور والحجاب» شروع کنید.

زنان عراق و داستان حجاب!
زنی میانسال، چاق، چادری، با چند نقطه خالکوبی یا حنا روی چانه، در حال سیگار کشیدن روی پله‌های ورودی خانه! این یکی از قدیمی‌ترین تصاویر ذهنی من از زن عراقی است. دومین تصویر این است: زنی با شلوار و بلوز و کت، با رنگ‌های شاد و روشن، چسب و فیت بدن، اما با یک شال که سر و گردن و موها را کامل پوشانده و فقط گردی صورتی که به شدت آرایش‌شده آشکار است. اما چند دهه قبل شمایل زن عراقی بسیار متفاوت بود.
داستان حجاب زنان در عراق، تقریبا مشابه ایران پیش رفته. کلیت داستان از این قرار است: یک جامعه روستایی در اوایل قرن ۲۰ که پوشیدگی سفت و سخت زنان، تنها «یکی» از سازوکارهای کنترل زنان در آن جامعه به شدت سنتی و مردسالار هست. فقط زنان روسپی و اجنبی، مجاز به پوشش کمتر هستند. از تقریبا ۱۹۱۰ فرهیختگان سکولار عراق، موضوع پوشش زنان و حقوق برابر را در فضاهای مطبوعاتی و محفل‌های خود مطرح کردند؛ که طبیعتا با واکنش شدید و خشم‌آلود نیروهای سنتی مثل رجال دینی مواجه شد. از سال ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ شمسی) که آغاز سلطنت هاشمی عراق است، تا نهایتا حوالی ۱۹۸۰، دوره‌ای است که زن عراقی حقوق و آزادی‌هایی به دست می‌آورد. به عکس‌های پست قبلی نگاه کنید. این حجم از زیبایی و سلیقه در پوشش زنان (نسبت به قبل) محصول گشایش اولیه‌ای است که سلطنت هاشمی عراق ایجاد کرد؛ و سپس مقاومت زنان تحصیل‌کرده شهری و نیز حمایت قشر فرهیخته و روشن‌فکر. طبیعتا در این میان، نیروهای مرتجع عراقی هرگونه تلاشی کردند تا با این روند مقابله کنند. برای ما ایرانیان اصلا سخت نیست حدس بزنیم چه کارها کردند! از اتهام‌زنی و بی‌حرمتی در سطح رفتارهای روزمره گرفته، تا مقابله با طبقه فرهیخته‌ای که از حقوق زنان سخن می‌گفت؛ تا رفتارهای رادیکال‌تر! در دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰، به‌ویژه در بغداد، تغییرات اجتماعی شتاب بیشتری گرفت. آموزش دختران گسترش یافت، زنان بیشتری وارد دانشگاه‌ها و محیط‌های کاری شدند و پوشیدن لباس‌های مد روز در میان بخشی از زنان شهری رایج شد. بی‌حجابی در فضای عمومی دیگر پدیده‌ای ناشناخته نبود. در دهه ۱۹۷۰، حتی برخی زنان عبایه را روی لباس‌های مد روز می‌انداختند، بی‌آنکه لزوماً موهای خود را بپوشانند. (عبایه فقط یک پوشش سنتی بود و جنبه مذهبی خاصی نداشت) ولی این‌ تغییرات عموما در بغداد رخ می‌داد و در شهرهای مذهبی مثل نجف و کربلا و مناطق روستایی عشایری باد تغییری نمی‌وزید. از ۱۹۵۰ دو گروه اسلام‌گرا در عراق شروع به فعالیت کردند: یکی اخوانی‌های مصری که سعی در نفوذ به عراق داشتند؛ دیگری، جریان‌هایی شیعی با اهداف سیاسی اجتماعی؛ مانند حزب الدعوة وابسته به محمدباقر صدر و خواهرش «آمنه صدر» مشهور به «بنت الهدی». هر دو گروه تلاش زیادی برای گسترش حجاب داشتند. هم در تجربه ایرانی و هم در تجربه عراقی بر سر قضیه حجاب، همیشه عامل سیاسی و هویتی نقش جدی داشته. دختر دانشجوی چپ ایرانی در زمان پهلوی، تنها کسی نبوده که تعلق سیاسی خود را با پوشیدن حجاب نشان می‌داده. بسیاری از زنان عراقی نیز تحت تاثیر اسلام‌گرایان سنی و شیعی، حجاب را ابزاری برای بازیابی و حفاظت از هویت عربی اسلامی خود می‌دیدند؛ هویتی که تحت تاثیر بحران‌های خاورمیانه، تهدید می‌شد. نقطه عطف بعدی در تاریخ حجاب در عراق، به دهه ۱۹۹۰ برمی‌گردد. حکومت بعث که بخاطر بحران اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم، با کاهش مشروعیت روبه‌رو بود، شروع به ترویج هویت دینی و تقویت برخی هنجارهای سنتی کرد (چه داستان آشنایی!) و زنان یکی از اهداف اصلی فشارهای اجتماعی بودند. اما نکته مهم این است که این کار با تصویب قانون رسمی و سراسری انجام نشد؛ بلکه سازوکارهای اجتماعی و عرفی را فعال کرد. مهم است بدانیم حتی تا همین امروز، حجاب در قانون رسمی عراق نیست. اما در جامعه‌ای که شیعیان مسلح بر آن تسلط پیدا کرده باشند و بخاطر تقریبا سه دهه جنگ خارجی و داخلی، جو به شدت مردسالار و خشن بر آن حاکم شده باشد، برای تحمیل حجاب بر زنان به قانون رسمی نیاز نیست. در اثر همین عوامل است که امروزه در عراق، مدیران مدارس و دانشگاه‌ها، بخاطر سلیقه مذهبی خودشان، دختران را مجبور به حجاب می‌کنند؛ و قانون از این اجبار حمایت نمی‌کند. بعضا پیش آمده که دختران دانش‌آموز بخاطر مقاومت در برابر حجاب اجباری، در مدرسه مورد توهین و ضرب و شتم قرار گرفته‌اند ولی خانواده‌ها نمی‌توانند به مراجع قانونی شکایت کنند؛ زیرا همه نهادها در پیمانی نانوشته موافق اجبار حجاب هستند. #عراق #حجاب #حزب_بعث #حزب_الدعوة #معركة_الحجاب @arabian_nights_101

#عراق #حجاب #حزب_بعث #حزب_الدعوة #معركة_الحجاب @arabian_nights_101
+5
#عراق #حجاب #حزب_بعث #حزب_الدعوة #معركة_الحجاب @arabian_nights_101

لعنة الموارد... نفس القصة عندنا

لَا تَدْر لِي أَيُّهَا السَّاقِي رَحِيقا أَنَا مِنْ خَمْرِ الْهَوَى لَنْ أَستَفِيقا
وَ رَشيقِ الْقَدّ قَد أَرشَفَني فِي مَغاني لَهْوِهِ خمراً وَريقا قَدَّه و الردف غُصن ونقاً يَسْتَقِلَّان كثيباً ورشيقا عَذَلوا فِيك وَلَو لُحتَ لَهُم عَدَلُوا فِيك وَمَا ضَلُّوا الطَّرِيقَا وَعَلَى الكَرخِ فَسَلَّم أَنَّ لِي رشاً فِي ذَلِكَ الْحَيِّ عشيقا مَاج مَاء الْحَسَنِ فِي وَجْنَتِهِ فَغَدَا فِي مُوَجَّه الْخَال غَرِيقًا
زبانش عربیه اما روح موسیقی ایرانیه #عراق #زهور_حسين @arabian_nights_101