fa
Feedback
Survivor guilt

Survivor guilt

رفتن به کانال در Telegram

زن، زندگی، آزادی. برای همیشه. ‌ @Survivorebot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
143
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-177 روز
-8930 روز
آرشیو پست ها
چقدر دیگه زورمون به هیچیِ این زندگی نمی‌رسه.

راست می‌گفت، غم با ما زاده شده، مارو رها نمی‌کنه.

Cry Baby.mp34.11 MB

A Little Death.mp33.73 MB

Fallen Star.mp34.44 MB

همه چیز به اندازه‌ی کافی غیرقابل تحمله، میشه حداقل بچه‌ها دوستم داشته باشن و وقتی براشون دست تکون میدم و لبخند می‌زنم اونا هم خوشگل بخندن؟

کمک.

2_5422636458785641488.flac24.63 MB

خسته‌ام، ویرانی صد جنگ و طوفان در من است روح من بیزار از اجبار ماندن در تن است.

1|7 - I Wonder - Madison Beer (320).mp36.21 MB

4_6019620055183005756.mp38.00 MB

09 - Mitski - Nobody.mp37.60 MB

به تو می‌گفتم شانسِ زندگی.

اون حتی نگفت که پشیمونم، از تمام چیزایی که حقت بود و ازت گرفتم، از اینکه حقوق طبیعیتو هم ازت گرفتم و نذاشتم یک‌بار، فقط یک‌بار جوری که دوست داری زندگی کنی. می‌ترسم از روزی که بری و پشیمون باشی که چرا وقتی زمان داشتی پشیمونی‌هاتو به زبون نیاوردی و بابت چیزی که با جون و دل ساختم و خراب کردی معذرت نخواستی و من ذره‌ای پشیمونی رو از چشمات ندیدم. خودت نمی‌ترسی؟ از فردایی که نمی‌دونی چی در انتظارته؟

می‌نویسم و هی پاک می‌کنم، ازت هیچ‌جا نمی‌تونم بنویسم مامان، می‌نویسم و مدام پشیمون میشم، از اینکه دردمو انقدر واضح به نمایش بذارم، برام عذاب‌آورتر از دردهایی که بهم دادی، ول می‌کنم و میرم، توی خودم می‌ریزم و دم نمی‌زنم، میخندم تا مشخص نباشه، با اینکه منو خیلی رنجوندی و دلِ بچه‌ی خودتو با تروماهایی که براش باقی گذاشتی بزرگ کردی، اما امروز خوشحال شدم که جواب تست منفی بود، سرطان نبود و خوشحالم که خوبی مامان. فقط یکم خسته‌ای مامان، استراحت کن و بذار هم خودت و هم من، زندگی کنیم، بذار رها بشم از تمام چیزایی که این‌همه سال بهم تحمیل کردی، بذار راحت‌تر با زخم‌هایی که زدی کنار بیام و زندگی کنم.

انقدر این چند شب سنگینه که با هیچی نمی‌تونم ازش فرار کنم، باز دارم بخاطر تنگی نفس اذیت میشم، کِی تموم میشه؟

گاهی اوقات می‌زنه به سرم همه چیزو ول کنم و برم

Repost from RegaPlus

بهترین توییت تاریخ.
بهترین توییت تاریخ.

Repost from هَــریاد؛
بهم پیام داده بود. بدون سلام و احوال پرسی گفته بود توم گاهی اوقات انگشت کوچیکه پات درد می‌گیره؟ با لبخندی که روی لبام نشسته بود نوشتم یعنی الان جدی به خاطر این سوال پیام دادی؟ گفت "خب دنبال دلیل بودم پیام بدم باهات حرف بزنم دلتنگت بودم،همیشه که سرِ صحبت رو با جدیت نمی‌شه باز کرد." دیدی عزیزم؟ کسی که مایل باشه باهات حرف بزنه، همیشه دنبال وقت یا موضوع مناسب نیست. یهو میاد با ساده‌ترین حرف‌ها سر صحبت رو باز می‌کنه.