fa
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

رفتن به کانال در Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 017
مشترکین
+124 ساعت
-857 روز
+20430 روز
آرشیو پست ها
دِریا، نام دیگر چشم‌های توست . . . !

گاهی از تو می‌نویسم و گاهی از وطن، گویا مسائل مهم دنیا فقط شمائید.

نور، بالاخره راه خودش رو پیدا می‌کنه.

نازنینِ ایران . . .🕊💙

حرفی خواستید بزنید، من هستم.💙

چشماتابی‌وهومان.mp31.75 MB

photo content
+1

اما تو فراموشم نکن هیچوقت، هر وقت درختا شکوفه کردن، بوی چای به مشامت خورد، گل‌های سردارو دیدی، رفتی دریا، بارون زد پشت پنجره‌ی اتاقت، موسیقی‌های قدیمی شنیدی؛ منو به یاد بیار با خنده‌ای که رو لبام بود...

نامه‌ی احمد شاملو به آیدای خوب، آیدای مهربان، آیدای خودش!
- سنندج، ۸ دی‌ماه ۱۳۴۱

یک لحظه بی تو نیستم.

پیام صوتی00:39

خودت می‌دانی که دوری تو با روح و قلب من چه می‌کند، ولی چاره‌یی نیست. باید تحمل کنم.

اگر هنوز نفسی می‌کشم، برای خاطر آن است که تو را دارم و برای خاطر آن است که تو را با خودم صمیمی و مهربان می‌بینم.

پیام صوتی01:30

و نه می‌توانم از تو، که آخرین پناه و تنها امید من هستی به آسانی چشم بپوشم.

حالا من از زندگی چه دارم؟ به جز تو هیچ!

پیام صوتی02:30

افسوس. چشم‌های تو که مثل خون در رگ‌های من دوید، یک بار دیگر مرا به زندگی بازگرداند.

...شرافتمندانه نبود که بگذارم تو مرده‌یی را دوست بداری.