fa
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

رفتن به کانال در Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 017
مشترکین
+124 ساعت
-857 روز
+20430 روز
آرشیو پست ها
می‌روی از پیشِ چشم اما ز خاطر؟ هیچوقت.

photo content
+4

«همه‌‌ی این چشم‌اندازها، این گل‌ها، زمین‌های کشاورزی و کهن‌ترین نقاط این سرزمین، هر بهار نشان می‌دهند چیزی وجود دارد... من هرگز بدون این خاک نمی‌توانم بمانم.»

photo content

927_92556599846286 (1).mp35.61 MB

بعد از من ، چیزهایی را که دوست‌ِشان دارم ، از یاد نبر ! شعر را ، باران را ، ماه را ، دریا را ، موسیقی را ، خودت را ، خودت را ، خودت را ؛ . .

کاش تو قحطیِ شقایق باز بشیم سوار قایق بشینیم بریم تو دِریا من و تو، تنهای تنها ماهیا خیلی امینن نمی‌گن اگه ببینن اِنقَدَر می‌ریم که ساحل از من و تو بشه غافل قایق‌و باهم می‌رونیم می‌ریم اونجاها می‌مونیم جایی که نه آسمونش نه صدای مردمونش نه غمش، نه جنب و جوشش نه صدای گل‌فروشش مثل اینجا آهنی نیست خوبه اما گفتنی نیست پس ببین، یادت بمونه کسی هم اینو ندونه زنده بودیم اگه فردا وعده‌ی ما لب دِریا صبح پاشو بدون ساعت که فراموش بشه عادت نره از یادِ تو زیبا وعده‌ی ما لب دِریا
- مریم حیدرزاده

به ماهی‌ها بگو دوام بیاورند؛ شعر دارد به دِریا می‌رسد‌...

اندوهِ تو آید، چه توانم گفت؟ ای عشق! گر بنگریم بینی دو چشمِ پُر ز خواهش در عمقِ نگاهت، صدفِ راز نهان است دریایِ غمت موج زند، موجِ نوازش! با هر نفست، آبِ حیات است که جاری‌ست جان می‌گیرم از عطرِ تو، روحت پر آرامش! چون نقره‌ی مهتاب، به گسترِ دلِ من تاب من کودکی‌ام خواهانِ دوستی، نه نکوهش گیرم که نه ماهی، که گُلی در دلِ این خاک بویت همه جا هست، به گمانم تو تمامش! بگذار بمانم، به تماشایِ رُخت غرق گو گیسوانت را، او به ساحل نرسانش! میبینمت و از نظرم ماهِ بلندی؛ که نویسم "تو ماهی و من ماهیِ این برکه‌ی کاشی" تو بخوانش...
- حوالی ساعت ۳ شب، ۱۷ فروردین ماه سال ۲۵۸۵

دستت را به من بده، به امیدِ سال‌های روشن.

photo content
+1

شکفته چون گلِ سرخ بر سینه‌های یاران عشقی به نام مردم قلبی به شکل "ایران"
🦁🌞

«ای لحظاتِ خوش که هنوز از راه نرسیده‌اید، آیا نمی‌شود راهِ کوتاه‌تری در پیش بگیرید؟ قبل از اینکه دل‌هایمان فرتوت شود؟»

کاشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، بهاری ﺑﺎﺷﺪ کاشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ، ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎشکی ﺍﺯ ﻫﻤﻪ مخفی ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎدی ﮐﺎشکی ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖِ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩی
- مهدی موسوی

418_86286307971756.mp33.89 MB

خانه‌ام ابری‌ست، اما در خیالِ روزهای روشنم.
- نیما یوشیج

آیا بگویم دوستت دارم؟ کاش جرأت گفتن بیابم که در این دنیا چیزی برایم نمانده‌ است به‌جز اندوه‌هایم و چشم‌هایت...
- نزار قبانی