Taşacak Bu Deniz | این دریا طغیان خواهد کرد
رفتن به کانال در Telegram
پوشش سریال "این دریا طغیان خواهد کرد "🌊 با بازی "اولاش تونا آستپه " و "دنیز بایسل" فن سرخت سریالمون و اولدنمم و اکیپم سریالمون پخش هر جمعه از شبکه TRT1.!📍 @TBDEsdil ربات ناشناس: @UldenEsdilbot کانال روبیکامون : @tashajakbudenzzz
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
633
مشترکین
-324 ساعت
-57 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
هنوز دارم عررر میزنممم😭😭
شما دوست دارید ببینید،قلبتون طاقت نداره؟😭😭
وایی آواجان اومده،دوتا ادیت گذاشته بود،یه کاری کرده که میتونستم دانلود کنم
ولی گفته این دوتا ادیت رو پیج سریالمون و اولدنم و بوروام و ارزیم و آیتکم و بورجوم لایک کردن
و من برای این ادیت و آهنگ رگ میزنم چون عاشقش آهنگشم😭😭
چندتا تحلیلای دیگه رو میذارم یه روز دیگه
شما اینارو ببنید🥹🤍
یه نگاهی به اورالم بندازیم،النیم اینجا گفتش دوساعت به خاطره من زنده میمونی؟اینکارو میکنی؟
درسته خیلی کارای خوبی هم کردش اونارو اصلا نادیده نمیگیریم
ولی کارای بدش انقدر زیاده آدم اونارو نادیده میگیره به خاطره همین النی نمیتونه ببخشه 🫠
یه نگاهی به ایسفادم بندازیم،من اینجارو هیچوقت فراموش نمیکنم،موقعی عادلم تیر خورد،ایسو اصلا فادیمه رو تنها نذاشت
و این دفعه ایسو الان اون دردو تجربه کردش
ولی فادیمه از دستش عصبانی بود ولی نمیذاشت ناراحت باشه امیدشو از دست بده🥲
و تیر آخری که اسمه ام زد دستی که عادلم آوردش رد کرد🥲 و گفت میخوام استراحت کنم و تنها باشم،گرفت دراز کشید، فقط نگاه پدر و دختریمون بعدش جلوی در نشستن😭😭😭
اینجا وقتی اسمه ام گفت چطوری سرپا بمونم
یه عذاب یه ناراحتی خیلی عمیق برای پدر و دختریمون بود جوری بلند شدن اسمه ام بگیرن ولی اسمه ام رفت عقب🥲جوریکه باهم گفتم باهم طاقت میاریم،اگه سه تایی باهم باشیم
این حرفشون انقدر عذاب بودش که اونم فقط برای یه کلمه(اگهه) چونکه نمیدونم اسمه اجازه میده یا نهه😭😭😭
اینجا نگاهشون و حرفای اسمه ام دوباره تیر زدن به قلبمون😭😭
اینجا وقتی عادلم به زبون آوردش،منم نمیتوستم به این راضی فشم بری زندان برای همین دستور دادم بهش چاقو بزنن،نگاهش و طرز گفتار از ترس و عصبانیت و عذاب وجدان بود جوری که داشتش میگفت سرش پایین بود🥲
و حرف اسمه ام آره اسمه ام مستحق هیچکدومش نیست شریف🫠
تو این سکانس نمیتونستم طرف کدومشون باشم
اسمه ام یا عادلم یا النیم،تفاوتشون اینکه
اسمه ام از ترس و ناراحتی باز درسترین تصمیم میگیره و حاضره بره زندان ولی پدر و دختریمون از ترس و ناراحتی برای اسمه ام درست و غلط تشخیص ندادن که اوناهم خیلی حق دارن،عادلم دوسال زندان بودش حسش کرده،نمیخواست عشقش اینو تجربه کنه اونم برای چی برای کاری که نکرده،النیم نمیخواست مادرش بره زندان اونم به خاطره فروختن خودش
دیالوگاشون یه جور دیگه،نگاه و گریه هاشون یه عذاب دیگه بهمون داد 😭😭😭
اینجا اولین بار بود اسمه ام از هرجفتشون عصبانی بود هم دخترش هم عشقش
و نگاهای ناراحت پدر و دختریمون به اسمه ام دیگه تیر آخر بود😭😭
اگه دوست دارید تحلیلارو ادامه اشو برم؟
با ریکشن نشون بدید
و اینجایی اسمه ام دیگه نذاشت دیگه انجام بده تورشو برد عقب و گفتش اتاق من گفتم آماده کنم چون میخواستم حلالت کنم نگاه عادلم اینجوری بود انگار تیر زدن به قلبشش😭😭
