fa
Feedback
راه باریک آبادانی

راه باریک آبادانی

رفتن به کانال در Telegram

پویش راه باریک آبادانی #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد روابط عمومی پویش: @Abadani_Iran2

نمایش بیشتر
718
مشترکین
-324 ساعت
-77 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
🔸️ یادداشت یکی از اعضای «پویش راه باریک آبادانی» در شماره اخیر هفته‌نامه «صدا» منتشر شد. ✅️ این یادداشت که حاصل دغدغه‌مندی و
+1
🔸️ یادداشت یکی از اعضای «پویش راه باریک آبادانی» در شماره اخیر هفته‌نامه «صدا» منتشر شد. ✅️ این یادداشت که حاصل دغدغه‌مندی و نگاه تحلیلی نویسنده به مسائل جاری است، در این نشریه به چاپ رسیده و گامی ارزشمند در مسیر حضور و اثرگذاری در عرصه رسانه و اندیشه به شمار می‌رود. #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

امر روزمره و بازاندیشی مسئله ایران؛ تأملی جامعه شناختی در نسبت جنگ و زیست و ایرانی 🖌️ محمد جواد خالقی ؛ پژوهشگر جامعه شناسی در وهله اول، زندگی روزمره یک امر عادی به نظر می رسد اما پدیدارها همواره عمق پنهانی دارند که معمولا کشف نمی شوند. زندگی روزمره همه آنجه را که از روابط و مناسبات اجتماعی می دانیم، در خود جای داده است. "انسان" در مواجهه با "شر‌مطلق" و شوکه کننده به تفکر روی می آورد، جور دیگری به زندگی نگاه می کند. به چيزهايی توجه می کند که قبل از این، در دل مشغولی‌های روزمره خیلی اهمیت نمی داده است. به قول هانا آرنت در برابر پرسش‌های اساسی ما از هنگامه جنگ‌های ایران و روس است است: ایران کجاست؟ و ایرانی کیست ؟ 🔸️برای مطالعه ادامه متن به فایل پیوست رجوع نمایید. #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

✅️ قسمت دوم همچنین پیش از این اشاره کردیم که عده‌ای بر این عقیده‌اند که در اسلام مدّنیت وجود ندارد، چرا که اندیشه اسلامی بر پایه دوگانه مومن و کافر استوار است؛ توجه به مطالب عهدنامه مالک اشتر خطا بودن این دیدگاه را نمایان می‌سازد آنگاه که حضرت می‌فرمایند:《تمام مردم بر دو دسته‌اند، یا برادر دینی تو هستند یا در خلقت با تو برابر هستند》( نهج‌البلاغه، دشتی، ۱۳۹۰،ص. ۴۰۵) طبق این دیدگاه همه‌ی مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان، از هر نژاد و رنگی، با هر عقیده و فکری چه مخالف یا موافق حکومت باید که از حقوق برابر با یکدیگر برخوردار شوند. از دیگر اصولی که علی (ع) در امر حکمرانی پیوسته به آن توجه داشته‌اند "عدالت‌ورزی" است؛ چراکه اجرای عدالت در نهایت تامین‌کننده مصلحت عمومی است. عدالت از چنان جایگاهی در اندیشه امام علی( ع ) برخوردار است که ایشان هدف خود از قبول حکومت را اجرای عدالت دانسته‌اند. علی( ع ) اجرای عدالت و تامین رضایت مردم را امری لازم دانسته و می‌فرمایند:《باید که در امور مُلک و مصالح رعیت آنچه را که به عدالت اَقرَب و در احقاق حقوق اَعدَل باشد و عدالتش عموم داشته، نسبت با کافّه ناس اَشمَل و اَکمَل نماید و رعیت به آن راضی‌تر باشد اختیار نمایی و آن را بهتر دانسته و دوست‌تر دانی؛ یعنی هرگاه میان چند فعل متردد باشی، ملاحظه کن که کدام یک از آن‌ها به عدالت ورزیدن در حقوق الناس و حق گذاری نزدیک‌تر می‌باشد، آن را انتخاب کن و اگر در این مرتبه نیز متردد شوی، ببین که عدالت در حق کدام یک از آن افعال عموم وشمولش بیشتر است، آن را برگزین! و اگر در این هم تردد با هم رسانی، رضای رعیّت از ارباب صنایع، حِرَف و عَجَزه و مسکین هرطرف رعایت کن و به مقتضای خواهش و خشنودی ایشان عمل نمای، هرچند مخالف رای خواص و خلاف رضای اکابر و اهل اختصاص بوده باشد.( نظام‌نامه، ص، ۹۴) ایشان همچنین در رابطه با رفتار فرمانروا و ماموران مالیاتی با مالیات دهندگان نیز مطالبی را بیان نموده‌اند که از دریچه نگاه به مصلحت عمومی در خور توجه و قابل تامل است؛《پس باید که اولا تفقد امر خراج و تدبیر مبلغ و مقدار آن بر نَهَجی نمایی که صلاح کار اهل خراج در آن بوده بدیشان ضرری نرسد و توانند که از عهده ادای آن برآمده تعدی واقع نشود. زیرا که چون مصالح ایشان را رعایت کنی و امر خراج را به طریق اعتدال راست آوری، هر آینه سایرالناس را از جبود و عمّآل وباقی طبقات رفاه حال احوال و وسعت معاش و اموال حاصل آید.( نظام‌نامه، ص. ۱۴۹) مالیات یا خراج اگرچه در اصل دارای مبنای شرعی می‌باشد، اما به لحاظ پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و مبیّن این نکته اساسی است که دیانت، در نهایت، ناظر بر تدبیر امور دنیا است و مصالح دنیا باید ضابطه احکام دیانت باشد و نه عکس آن. بدین سان باتوجه به اندیشه سیاسی در 《عهد‌نامه مالک اشتر》 اصل در گرفتن خراج رعایت مصالح مردم و اجتماع است و هیچ ضابطه دیگری نباید در این مورد لحاظ شود.( طباطبایی، ۱۳۹۷، ص.۴۱۲) به طور کلی باید گفت که عهد‌نامه مالک اشتر از درخشان‌ترین متون در باب حکمرانی در اندیشه سیاسی اسلامی است که علی( ع ) در آن به شایسته‌ترین وجه ممکن هرآنچه را که لازم است تا حکمرانان یک جامعه در اداره حکومت مد نظر قرار دهند بیان فرموده‌اند. این عهد‌نامه بر مبنای مفهوم مصلحت عمومی یعنی رعایت حقوق مردم صرف نظر مذهب، جنسیت، نژاد، طبقه و... به نگارش درآمده و به راستی که توجه و مورد مُداقه قرار دادن رهنمود های متعالی علی(ع) می‌تواند شرایط به‌زیستن در جوامع را فراهم آورد. #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚https://t.me/abadani_iran

🌹 عید سعید غدیر خم، عید ولایت و عدالت، بر همه دوستداران امیرالمؤمنین علی(ع) مبارک باد. به همین مناسبت دو قسمت از جستار «بایسته‌های حکمرانی شایسته از منظر علی(ع)» تقدیم می‌شود. 🖌️ یاسین اژدری 《جُستار در عهد‌نامه مالک اشتر 》 ✅️ قسمت اول اندیشه، محصول خردورزی آدمی در طول تاریخ است اما به لحاظ معرفت شناسی هرگاه این دستاورد و محصول به لحاظ منطقی منسجم و دارای مبنا و چهارچوب بوده و موجه و ارزشمند باشد می‌توانیم اندیشه‌اش بنامیم.( جمشیدی، ۱۳۹۴، ص۳) از طرفی مهمترین مسئله اصلی فلسفه و دانش سیاسی در جوامع مختلف، اندیشیدن درباره به‌زیستن آدمیان و بهترین شکل جامعه و حکومت بوده‌ است‌. بسیاری از فیلسوفان قدیم به تکرار تاکید کرده‌اند که به‌زیستن و رستگاری در جمع حاصل می‌شود و جمعی زندگی کردن نیز مسلتزم وجود دولت/حکومت می‌باشد.(فیرحی،۱۳۹۱، ص:۱۳) در رابطه با چگونگی دست‌یابی به رستگاری و به‌زیستن در جوامع، هریک از اندیشمندان به فراخور جهان‌بینی و شرایط زیست خود، سعی در ارائه بهترین شیوه و الگو را داشته‌اند. از سیاست تعاریف زیادی ارائه شده اما عام‌ترین تعریف از سیاست را می‌توان سامان‌دهی امور عمومی و همگانی دانست و غایت سیاست را دست‌یابی به مصلحت عمومی عنوان کرد. بدبختانه یکی از مشکلاتی که در جوامع اسلامی و در میان حاکمان مسلمان به وفور قابل مشاهده بوده است، فقدان رعایت مصالح و منافع همه‌ی افراد تحت امر چه مسلمان و چه غیر مسلمان بوده است. این مسئله سبب شده تا حاکمان کشور‌های اسلامی مصالح و منافع شخصی خود و اطرافیان خود را به جای توجه به مصلحت عامه در اولویت قرار دهند. همچنین وجود و وفور مسائلی از این دست عده‌ای را به این نتیجه رسانده که اساسا در اندیشه اسلامی مدنّیت وجود ندارد. زیرا اسلام بر تمایز دوگانه مومن و کافر استوار بوده و بنابراین توانایی سیاست ورزی را ندارد، چرا که اساس سیاست مبتنی بر مصلحت عمومی صرف نظر از مذهب، نژاد، طبقه، جنسیت و ..‌. است.( خواجه سروی و دیگران، ۱۳۹۷) یکی از مهمترین منابع و متون من باب حکمرانی در اندیشه سیاسی اسلامی، عهدنامه مالک اشتر است که علی (ع) در آن به بهترین شکل ممکن "بایسته‌های حکمرانی مطلوب مبتنی بر مصلحت عمومی" را ارائه کرده‌اند که توجه به آن می‌تواند بی‌اساس بودن چنین ادعاها و نتایجی من باب اندیشه سیاسی در اسلام را عیان سازد. شوربختانه این عهدنامه که به مثابه گنجینه‌ای در اندیشه سیاسی اسلامی است تا به حال چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل مورد مُداقه قرار نگرفته است. مقصود از مورد مُداقه قرارنگرفتن این عهدنامه از نقطه نظر اندیشه سیاسی است، اگرنه بوده‌اند کسانی که این عهدنامه را ترجمه و برآن شرح‌هایی نوشته‌اند. در میان کسانی که این عهد‌نامه را به فارسی برگردانده و بر آن شرحی نوشته‌اند می‌توان به "محمد کاظم فاضل مشهدی" اشاره کرد که این مهم را در رساله‌ای تحت عنوان "نظام‌نامه حکومت" به انجام رسانده است. شرح و ترجمه فاضل مشهدی به لحاظ دقت در انتقال مفاهیم سیاسی و توجه به مبانی نظری، از بسیاری جهات بر ترجمه‌های دیگر عهدنامه مالک اشتر برتری‌های انکار ناپذیر دارد.( طباطبایی، ۱۳۹۷، ص:۴۰۹) قبل از پرداختن به مباحث موجود در عهدنامه ذکر این نکته ضروری است که از دیدگاه روش‌های فهم دقیق متون اندیشه سیاسی باید زمینه و زمانه‌ی نگارش متن را در نظر بگیریم. بنابر روایات تاریخی این عهدنامه در زمانه‌ای پرآشوب به رشته تحریر درآمده چرا که پس از حکمرانی خلفای سه‌گانه و علی‌الخصوص در عهد "عثمان" شیرازه امور از هم پاشیده و مناطق تحت سلطه حکومت اسلامی دچار مشکلات عدیده‌ای شده بود. یکی از علل از هم پاشیدگی امور را می‌توان عدم توجه به مصلحت عمومی در زمانه خلیفه سوم دانست. علی (ع) پس از قبول خلافت و در اولین اقدام سعی در بازگشت به سنت پیامبر و در مرکز توجه قراردادن مصلحت عامه برآمد. همانطور که ذکر شد لازمه‌ی رعایت مصلحت عمومی در جای جای عهد‌نامه مالک اشتر به وضوح قابل مشاهده است؛ ایشان بر خلاف حاکمان پیش و پس از خود که حدی بر جان و مال و ناموس رعیت قائل نبوده و هر آنچه بوده را متعلق به خود می‌دانسته‌اند در تعیین حدود فرمانروایی به مالک می فرمایند: 《نپنداری که معنای حکومت این است که هرچه خواهی با رعیت بار کنی و به هوای نفس و اقتضای غضب ایشان را معذب داری! بیش از این نیست که حق، سبحانه و تعالی، تورا والی و صاحب اختیار آن قوم ساخته است و تمشیت امور معاش و معاد بعضِ عباد را به تو فرموده است و تورا سلوک با ایشان آزموده و امتحان نموده است.》(نظام‌نامه، ص.۸۹) چنین تعبیری از حدود فرمانروایی توسط علی(ع) نشانگر دیدگاه توحیدی آن حضرت است چنان که فرمانروایی را وسیله‌ای برای تامین مصلحت عمومی دانسته و نه نفع خصوصی و به تبع آن هر اقدام حاکم، امتحانی در محضر الهی است و نه امتیازی برای خود.

🔥 چالش هفته: کارگروه سیاست خارجی «خاورمیانه در آستانه یک نظم جدید؟» خاورمیانه در میانه جنگ‌ها، عادی‌سازی روابط، رقابت قدرت‌ه
🔥 چالش هفته: کارگروه سیاست خارجی «خاورمیانه در آستانه یک نظم جدید؟» خاورمیانه در میانه جنگ‌ها، عادی‌سازی روابط، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای، بحران‌های انرژی و تحولات ژئوپلیتیکی قرار دارد. 🔍 پرسش محوری این هفته: آیا منطقه به سمت همکاری و ثبات حرکت می‌کند یا وارد مرحله‌ای تازه از رقابت و منازعه خواهد شد؟ از اعضا دعوت می‌شود دیدگاه‌های تحلیلی، انتقادی و خلاقانه خود را درباره موضوعات زیر ارائه کنند: • آینده رقابت ایران و آمریکا • مسئله فلسطین و آینده غزه • نقش ترکیه، عربستان و امارات در نظم منطقه‌ای • امنیت خلیج فارس • بازیگران غیردولتی و آینده موازنه قدرت • انرژی، آب و چالش‌های مشترک منطقه 🎯 هدف این گفت‌وگو: فهم عمیق‌تر تحولات خاورمیانه و بررسی سناریوهای ممکن برای آینده منطقه. #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

با سلام خدمت همه اعضای محترم کانال راه باریک آبادانی 📌 موضوع هفته: کارگروه سیاست خارجی «قدرت در قرن بیست‌ویکم؛ آیا عصر قدرت
با سلام خدمت همه اعضای محترم کانال راه باریک آبادانی 📌 موضوع هفته: کارگروه سیاست خارجی «قدرت در قرن بیست‌ویکم؛ آیا عصر قدرت سخت به پایان رسیده است؟» در جهانی که رقابت قدرت‌ها از میدان‌های نبرد به اقتصاد، فناوری، رسانه و فضای سایبری گسترش یافته، این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است: ❓ آیا قدرت سخت همچنان تعیین‌کننده سرنوشت کشورهاست یا ابزارهای جدید قدرت در حال تغییر قواعد بازی هستند؟ از کلیه اعضا دعوت می‌شود یادداشت، تحلیل، ترجمه، معرفی کتاب، اینفوگرافیک، پادکست یا محتوای چندرسانه‌ای خود را در ارتباط با این موضوع برای انتشار در کانال ارسال کنند. 📢 یادآوری:هر هفته کارگروه سیاست خارجی یک چالش هفته و یک موضوع هفته برای سیاست خارجی خواهد داشت. جهت ارسال آثار خود با آیدی درج شده در ارتباط باشید: 🆔️@Abadani_Iran2 #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

Repost from N/a
قدرت اطلاعاتی یعنی چه؟ @barikbini

باز کردن پنجره، پیش از گشودن دروازه همیشه لازم نیست یک کشور ابتدا همه گره‌های سیاست خارجی خود را بگشاید تا بتواند با جهان کار کند. گاهی تاریخ راه‌های باریک‌تری پیش پای ملت‌ها می‌گذارد؛ راه‌هایی نه به بزرگی آشتی کامل، اما به اندازه کافی واقعی برای آغاز دوباره. مناطق آزاد، اگر درست فهمیده شوند، می‌توانند یکی از همین راه‌های باریک باشند؛ نه تکه‌هایی جداافتاده از سرزمین، نه بازارهایی برای واردات و مصرف، بلکه پنجره‌هایی کنترل‌شده، قانونمند و قابل اعتماد رو به اقتصاد جهانی. تجربه چین از همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند. چین در آغاز اصلاحات، همه ساختار حکمرانی خود را یک‌باره دگرگون نکرد. اما در نقاطی محدود، قواعدی متفاوت ساخت. شنژن و دیگر مناطق ویژه اقتصادی، آزمایشگاه‌هایی شدند برای آزمودن رابطه تازه‌ای میان دولت، بازار، سرمایه خارجی، تولید داخلی و تجارت جهانی. چین ابتدا درهایی کوچک گشود، اما همان درهای کوچک بعدها به مسیرهای بزرگ توسعه تبدیل شدند. مسئله اصلی در این تجربه، فقط معافیت مالیاتی یا کاهش تعرفه نبود. آنچه مناطق آزاد چین را اثرگذار کرد، ثبات نسبی قواعد، امنیت سرمایه‌گذاری، اتصال به زنجیره‌های ارزش جهانی، پیوند با تولید داخلی و اراده نهادی برای یادگیری بود. منطقه آزاد در آنجا فقط یک محدوده جغرافیایی نبود؛ یک سازوکار حکمرانی بود. ایران نیز سال‌هاست مناطق آزاد دارد، اما بسیاری از آن‌ها هنوز به جای آنکه دروازه توسعه باشند، بیشتر شبیه جزیره‌های واردات و تجارت کوتاه‌مدت عمل کرده‌اند. تابلوها نصب شده‌اند، امتیازها نوشته شده‌اند، اما نهاد پایدار شکل نگرفته است. قانون مدام تغییر کرده، اعتماد سرمایه‌گذار ساخته نشده، تولید داخلی به‌درستی پیوند نخورده و اتصال واقعی به اقتصاد جهانی محدود مانده است. برای ایران امروز، پرسش مهم این نیست که آیا می‌توان یک‌شبه به اقتصاد جهانی بازگشت یا نه. پرسش دقیق‌تر این است: آیا می‌توان در دل همین محدودیت‌ها، فضاهایی ساخت که جهان بتواند با آن‌ها کار کند؟ فضاهایی امن، شفاف، پیش‌بینی‌پذیر و متصل به تولید ملی. مناطق آزاد اگر بازطراحی شوند، می‌توانند ابزار سیاست خارجی اقتصادی باشند؛ راهی برای تنفس اقتصاد ایران، جذب سرمایه، انتقال فناوری، توسعه صادرات و فعال کردن ظرفیت‌های مرزی و ساحلی کشور. این مناطق می‌توانند از حاشیه‌های فراموش‌شده، دروازه‌های آینده بسازند. راه باریک آبادانی شاید از همین‌جا آغاز شود: از فهم این نکته که توسعه همیشه با گشودن همه درها شروع نمی‌شود؛ گاهی کافی است پنجره‌ای درست، امن و رو به جهان ساخته شود. 🖌️ سعید حاتمی ؛ پژوهشگر توسعه و حکمرانی #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

محاصره‌ی تنگه‌ی پژوهش! مرثیه‌ای برای کُمای اینترنت در ایران؛ خوانشی جامعه‌شناختی در ماه‌ها و هفته‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید تنش‌ها و حملات نظامی ایلات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، موضوع دسترسی به اینترنت از مسئله‌ای صرفاً فنی یا ارتباطی فراتر رفته و سبک‌زندگی ایرانیان - و به‌ویژه جامعه دانشگاهی را-. درگیر کرده است. این وضعیت، به‌طور مستقیم با سرنوشت علم، آموزش و حیات فکری جامعه گره خورده و پیامدهای آن فراتر از آن چیزی است که در نگاه اول به‌نظر می‌رسد. قطع دسترسی به اینترنت بین‌الملل در پی این شرایط بحرانی به یک شوک جدی برای زیست‌بوم علمی و فرهنگی کشور تبدیل شده است. در جهانی که تولید علم بر پایه ارتباطات باز، دسترسی به داده‌ها و تعامل مستمر با جامعه علمی بین‌المللی استوار است، محروم شدن ناگهانی پژوهشگران از این زیرساخت، عملاً روند طبیعی تولید و انباشت دانش را مختل می‌کند. در ایران، که بخش قابل توجهی از منابع علمی از مسیرهای بین‌المللی تأمین می‌شود، این وضعیت نوعی انزوای ناخواسته علمی را رقم زده که آثار آن به‌وضوح در حال بروز است. از منظر علوم اجتماعی، این وضعیت را می‌توان در چارچوب مفهوم «محرومیت نسبی» (Relative Deprivation) فهمید. پژوهشگران و دانشجویانی که خود را بخشی از جامعه علمی جهانی می‌دانند، اکنون در نتیجه شرایطی که متأثر از تنش‌های نظامی و محدودیت‌های ناشی از آن است، از مشارکت مؤثر بازمانده‌اند. این احساس عقب‌افتادگی تحمیلی، به‌تدریج انگیزه‌های فردی را کاهش می‌دهد و در سطحی وسیع‌تر، سرمایه اجتماعی دانشگاهی را تضعیف می‌کند. در چنین فضایی، همکاری‌های علمی بین‌المللی کاهش می‌یابد و حتی تعاملات علمی داخلی نیز تحت‌تأثیر نوعی ناامیدی پنهان قرار می‌گیرد. در سطحی عمیق‌تر، مطالعه ابعاد روان‌شناختی این بحران نشان می‌دهد که تداوم این وضعیت می‌تواند به شکل‌گیری «درماندگی آموخته‌شده» (Learned Helplessness) در میان نخبگان علمی بینجامد. وقتی پژوهشگر بارها با موانعی - از محدودیت دسترسی به مقالات گرفته تا قطع ارتباط با همکاران خارجی- مواجه می‌شود به‌مرور این باور در او شکل می‌گیرد که تلاش‌هایش بی‌اثر است. پیامد چنین وضعیتی، کاهش خلاقیت، افت کیفیت پژوهش و شکل‌گیری نوعی مهاجرت ذهنی است؛ وضعیتی که پیش از ترک فیزیکی، پیوند ذهنی فرد با محیط علمی خود را تضعیف می‌کند. در نهایت، باید توجه داشت که این خسارات تنها به دانشگاه محدود نمی‌شود، بلکه به کل بافت فرهنگی و آموزشی جامعه سرایت می‌کند. دانشگاه زمانی می‌تواند نقش خود را به‌عنوان موتور مولد فکر و اندیشه ایفا کند که در ارتباطی زنده با جهان قرار داشته باشد. قطع این ارتباط در بستری که با تنش‌های نظامی و فشارهای خارجی نیز تشدید شده، آن را به نهادی غیرعامل و کم‌اثر تبدیل می‌کند. از این رو، دسترسی آزاد به اینترنت بین‌الملل ضرورتی استراتژیک برای حفظ پویایی علمی و فرهنگی کشور در شرایط بحرانی به شمار می‌آید. لازم به ذکر است که قطع اینترنت، حتی در وضعیت جنگی، لزوماً به سود منافع ملی نیست؛ زیرا در جهان امروز، رقابت‌ها صرفاً در میدان نظامی شکل نمی‌گیرد، بلکه عرصه افکار عمومی و روایت‌ها نیز به همان اندازه تعیین‌کننده است. اتصال به اینترنت جهانی این امکان را فراهم می‌کند که روایت یک کشور بدون واسطه به افکار عمومی بین‌المللی منتقل شود، از انحصار خبری رقبا کاسته شود و تصویر دقیق‌تری از واقعیت‌ها شکل گیرد. این وضعیتی است که منجر به دست بالا و پیروزی در نبرد روایت‌ها (Battle of Narratives) می‌شود. همچنین این روزها که از لزوم تاب‌آوری در سطح ملی و جهانی صحبت می‌شود، تداوم ارتباطات علمی، رسانه‌ای و مدنی در سطح جهانی به افزایش این مقوله کمک می‌کند. طرفه این‌که، حفظ و تقویت دسترسی به اینترنت بین‌الملل نه تنها تهدید به‌شمار نمی‌رود، بلکه بخشی از ابزارهای ضروری برای صیانت از امنیت ملی و تأمین منافع ملی آن‌هم در این شرایط خطیر جنگی است. 🖌️ جواد نوری‌زاده، پژوهشگر علوم سیاسی و مسائل استراتژیک #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

روانِ سیاست جنگ؛ ترامپیسم، برندینگ و ایران سازه‌ی نارسیسیستیک و فروپاشیِ واقعیت-روایت در تحلیل پدیدارشناسانه‌ی ترامپیسم، کنش سیاسی او را می‌توان نه به مثابه بازنمایی یک واقعیت از پیش موجود، بلکه به عنوان یک سازه‌ی نارسیسیستیک (Narcissistic Construct) در قلمرو گفتمانی تلقی نمود. در این چارچوب، گسست بنیادین میان «واقعیت» و «روایت» رخ می‌نماید؛ جایی که روایت، از جایگاه بازتاب جهان به سطح تکنیک سوبژکتیوِ بازتعریف هستی ارتقا می‌یابد. ترامپ، با اتکاء به مکانیسم‌های روان‌شناختی انکار و بازسازیِ سوبژکتیو، امر واقع را نه کشف، بلکه خلق می‌کند. این فرآیند، بازتابی از تئوری‌های قدرت-دانش است که در آن، حقیقت نه امری عینی، بلکه محصول انضمامی عمل قدرت گفتمانی است. در این فضای نارسیسیستیک، حقیقت به دال شناوری (Floating Signifier) بدل می‌شود که صرفاً در شبکه‌ی ارجاعات درون‌گفتمانیِ «رهبر» معنا می‌یابد، و از این رهگذر، مشروعیت خود را نه از مطابقت با واقعیت، بلکه از قدرت تکرار و اقناع کسب می‌کند. بخش اول: جنگ به مثابه کنش نمایشی و خشونت مصرف‌شدنی در منطق ترامپیسم، جنگ از کارکرد استراتژیک متعارف خود تعدیل شده و به کنش نمایشی تقلیل می‌یابد. این تغییر کارکرد، هدفی دوگانه را دنبال می‌کند: ارضای نیازهای روانی پایگاه اجتماعی (و غالباً «توتالیتر»گونه‌ی) او و تثبیت هژمونی برند ترامپ. در این بستر، خشونت نه ابزار ابژکتیو سیاست خارجی، بلکه به خشونت مصرف‌شدنی بدل می‌شود؛ شکلی از تخلیه‌ی هیجانی هدایت‌شده که مخاطب را در وضعیت سوژه‌ی منفعل نگه می‌دارد. این نمایش خشونت، از بمباران‌های نمادین تا تنش‌های بین‌المللی، همچون شوکِ شناختی عمل می‌کند. این شوک، با مختل کردن ظرفیت تفکر انتقادی، مخاطب را در محاصره‌ی روایت حاکم قرار می‌دهد و «حقیقت امنیتی» را نه به عنوان تفسیری از واقعیت، بلکه به مثابه «امنیت تفسیری» تحمیل می‌کند. بخش دوم: اضطراب وجودی، بازی قدرت و شکاف نشانه-ارجاع این شوکِ شناختی ظرفیت تفسیر و نقد را در سوژه به شدت تضعیف می‌کند به طوری که ترامپ، روایت خود را به عنوان چارچوب ادراکی و واقعیت حاکم تثبیت می‌نماید و در این روان سیاست که مبتنی بر «تعلیق ارجاع» است، دیپلماسی مبتنی بر ابهام صرفاً یک تاکتیک زبانی نیست، بلکه ابزاری برای برانگیختن اضطراب وجودی—یا به تعبیر لاکانی، «میل ناشی از فقدان ارجاع»—در طرف مقابل است. استراتژی معلق‌سازی به یک بازی قدرت در ناخودآگاه جمعی بدل می‌شود که هدف آن نه حل منازعه، بلکه تداوم وضعیت اضطراب و حفظ شکافِ نشانه-ارجاع (Signifier-Referent Gap) است. این وضعیت، زمینه‌ساز تداوم چرخه‌ ابر شرکت‌های نظامی-صنعتی و سوداگری مبتنی بر «هایپررئالیسم» می‌شود، جایی که واقعیت اقتصادی در دل روایت بحران دائمی شکل می‌گیرد. بخش سوم: ابرشخصیت، لیبیدوی قدرت و نمایش بی‌پایان سلطه فرا‌تر از اقتصاد مستقیم، اقتصاد توجه و بازی قدرت نقشی حیاتی ایفا می‌کنند. ماندن در کانون توجهات رسانه‌ای، ولو از طریق بحران‌های نمایشی، به بازتولید سلطه یاری می‌رساند و ترامپ به مثابه ابرشخصیتی عمل می‌کند که تغذیه‌ی اصلی‌اش از فروپاشی مرزهای اخلاقی در فضای رسانه‌ای هایپررئال است. چنان که امر سیاسی، نه در چارچوب عقلانیت ابزاری (Instrumental Rationality)، بلکه در قالب شوی رئالیتی تعریف می‌شود؛ نمایشی که اعتیاد خبری افکار عمومی را تداوم می‌بخشد و میل تماشا را حتی در مواجهه با خشونت انزجارآور زنده نگه می‌دارد. این «بدن-تصویرِ» تداعی‌کننده‌ی ترامپ، سوژه‌ها را در دلبستگی آمیخته با اضطراب نگه می‌دارد. سیاست خارجی او، بر پایه‌ی لیبیدوی قدرت و نمایش بی‌پایان سلطه بنا شده است؛ سلطه‌ای که نه از ساختارهای هنجاری، بلکه از توانایی نام‌گذاری و تفسیر انحصاری واقعیت تغذیه می‌کند. تداوم چرخه این چرخه، چه در سطح ملی و چه بین‌المللی، نمایانگر تداوم الگویی است که در آن، واقعیت به مثابه زمین بازی قدرت عمل می‌کند و این روان سیاست که مبتنی بر تداوم نمایش است، صرفاً مختص به یک فرد یا دوره نیست؛ او تنها نیست و آخرین هم نخواهد بود! 🖌️ هانیه نوری؛ فعال دانشجویی #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

بخش دوم ● شکست در میدان روایت آنچه در خروجی نهادهای نومحافظه کاری چون امریکن اینترپرایز مشهود است تولید ترس، بسته بندی و پخش آن در جریان هراس افکنی است، این روایت سازی بیش از آنکه زنگ خطری برای رویارویی سخت نظامی باشد؛ آبستن شلیک توپخانه ای در جنگ روایت است که امنیتی سازی مضاعف آن از سوی نهادهای امنیتی-سیاسی داخلی زمینه ساز افزودن بر تهدیدات ژئوپلیتیکی است. فهم این مکانیزم های گفتمان ساز یادآور آن است که تحولات تنگه ی هرمز را می بایست از دریچه‌ی منافع ژئوپلیتیکی ایران و کاهش از میزان اثربخشی هراس آفرینی های رسانه ای آمریکا در دالان های لابی گری کنگره، اتاق های مشورت واشینگتن و اتاق های تصمیم سازی شیوخ عرب ارزیابی نمود. 🖌️ المیرا حاج محمدی؛ دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه شهید بهشتی #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

از میدان مین تا میدان ادراک: کالبد شکافی گفتمان امنیتی ساز تنگه‌ی هرمز در گزارش جدید موسسه‌ی امریکن اینترپرایز بخش اول انهدام 16 شناور مین گذار ایرانی توسط سنتکام در نزدیکی تنگه‌ی هرمز تیتر ملتهبی است که در جدیدترین گزارش مشترک اندیشکده‌ی امریکن اینترپرایز(AEI) و پروژه‌ی تهدیدات بحرانی در دهم مارس سال جاری در پی نبردی نفس گیر، برجسته سازی شده است. اما از پس این انفجارهای دریایی از قلب میدان تا فضای اندیشگانی، چه صدایی از اتاق فکر نومحافظه کاران واشینگتن به گوش می رسد؟ آیا با حقایق میدانی مواجهیم یا سوار بر تلاطم پروژه‌ای ادراکی و برساخته سرگردانیم؟ ● از میدان مین تا پازل وحشت: در ادبیات روابط بین الملل مشخصا مکتب کپنهاگ مفهومی تحت عنوان امنیتی سازی طرح می‌گردد؛ آنگاه که بازیگر سیاسی با ابزار گفتمانی کلمات و رسانه، تنش مقطعی موقعیتی را به مثابه تهدیدی وجودی، اضطراری و فراگیر بازنمایی می‌کند و آن را به افکار عمومی و سیاست گذاران می فروشد. گرچه گزارش موسسه‌ی امریکن اینترپرایز سعی بر آن دارد تا به گونه‌ای منسجم از کلیدواژه‌ی مکتب کپنهاگ یعنی امنیتی ساز به ترسیم پازل وحشتی از بی‌ثباتی شبکه‌ای و فراگیر در ذهن مخاطب بپردازد؛ لکن گسل‌های ساختاری در متن استفاده‌ی بی‌پرده از کلیدواژه‌ی امنیتی ساز تنگه‌ی هرمز را پارادوکس وار جلوه ميدهد. گزارش موسسه چنان کارکردی را در متنیت خود ایفا مينمايد؛ کاربست کلیدواژه‌های بحران زا و اخلال در ترافیک دریایی در تهدید ناشناخته ای تحت عنوان شناورهای مین گذاری شده با قدرت انهدام شاه رگ حمل و نقل دریایی تنش‌های تاکتیکی تنگه ی هرمز در پس جنگی بی امان را به تهدیدی وجودی استراتژیک برای امنیت انرژی جهان مبدل می سازد. از یک سو، ادعا می‌شود که ایران در حال تجهیز قایق‌های کوچک مین‌گذاری شده است که در فلاش بکی به جنگ نفتکش‌ها در سال 1988 آن را دارای اعتبار جلوه می‌دهد و در نقل قولی از جانب ترامپ خواستار پاکسازی فوری مین‌ها می گردد؛ حال آنکه همزمان به نقل از ترامپ اذعان می گردد که گزارشی مبنی بر وجود آن ها وجود ندارد. پیوست این تحرکات به 29 حمله‌ی موشکی بی سابقه ی حزب الله لبنان در یک روز و فعالیت های شبه نظامیان عراقی، ضمن بازنمایی شرارت محوری جبهه‌ی مقاومت، تمامی این تحرکات دفاعی را به مثابه پکیجی تهاجمی و تهدید آمیز وجودی به مخاطب عرضه می کند. در اصل نگارندگان گزارش اندیشکده در حال اقدام به کنش گفتاری تمام عیاری هستند که از طریق بزرگنمایی تحرکات و زنجیر کردن اتفاقات پراکنده به یکدیگر، به تولید گفتمان وحشت حول شاه رگ انرژی جهان می انجامد. ● سنتز و تحلیل منافع: هدف از این پمپاژ گفتمانی، که دست بر قضا از سوی نخبگان سیاسی-نظامی داخلی نیز تقویت می گردد! منافعی است که شعله های دامن گیر آن آبستن تنشی فزاینده و مزمن است؛ که شاید پیامدهای آن بیش از آنکه برای طرف متخاصم باشد برای ایران و ایرانی است! آنگاه که معضله ای با موفقیت امنیتی می شود، اقدامات استثنایی و خارج از روال و رویه ی بین المللی توجیه پیدا می کند. لذا پمپاژ گفتمانی امنیتی ساز برای بلوکه شدن نظامی تنگه ی هرمز در مقطع کنونی تصادفی نیست. موفقیت این پروژه ی امنیتی ساز می تواند اهداف و پیامدهای ذیل را تأمین نماید: برای ساکنان نومحافظه کاخ سفید • مشروعیت بخشی به اشغال نظامی جزایر از سوی نیروهای سنتکام • بودجه تراشی های گزاف و اهرم فشار برای تصویب بودجه های کلان دفاعی در کنگره ی آمریکا • ائتلاف سازی و تشکیل ستاد نظامی مشترک علیه ایران و افزودن به توان اجماع سازی آمریکا و کاهنده از هزینه های گزاف نظامی ایجاد هزینه برای تحرکات نظامی ایران: • اهرم فشار شاه رگ نفت و پاشنه آشیل چین؛ اثر بومرنگی اقتصادی اخلال در تنگه ی هرمز و عصبانیت پکن • تصویرسازی از ایران به عنوان بازیگر غیرمنطقی و مستأصل و بازیگر گیر افتاده در بن بستی استراتژیک و پیامدهای نظامی روانی آن در توسل به گزینه های افراطی • احضار روح سال 1988؛ هشداری برای نابودی زیرساخت ها و در عملیاتی مشابه با عملیات آخوندک تاثیرات روانی رسانه ای بر کشورهای منطقه ای • مانور متنی پیرامون کلمه ی مین و ایجاد سندرم دریای مین گذاری شده به منظور هراس افکنی در شرکت های کشتیرانی، بیمه های دریایی و کشورهای عربی منطقه ی خلیج فارس • گسترش دایره ی تهدید و تنش از آمریکا-اسرائیل و ایران به کشورهای منطقه و پیوستن به ائتلاف نظامی آمریکا و تصویب بودجه های نظامی • تصویرسازی از ایران به مثابه بازیگر غیرمنطقی و انتحاری

*بیا تا با وطن مانیم و "آرتا" را دراندازیم* هر انسانی را بنیانی و هر کشوری را مردمانی و هر لشگری را گردانی و هر سربازی را عنوانی و هر خری را پالانی‌ و هر دردی را درمانی و هر میکده را مستانی و هر سرمایی را گرمایی و هر جنگی را پایانی است. جنگ و نبرد جای خودپسندی نیست و رهبران و مردمان را باید از دامِ دل رهانید و به کام عقل کشانید. بر رهبرانِ ملت که چارقدِ حکم‌رانی بر دوش انداخته‌اند فرض است تا به هنگامه‌ی تصمیم از کسوتِ همراه با خِسًَتِ ملّایی به درآیند و با همّتِ میرزایی آن‌چه را که برای مردمان نیک است به چنگ آورند؛ خواه به مردی یا نامردی. و اما بر هر ایرانیِ آزاده، از مسلمان و کلیمی گرفته تا صائبی و نصاری، با حس برآمده از سازش و مدارا فرض است که جُبّه‌ی وطن‌خواهی بر تن کنند و به آبادانی ایران بیاندیشد؛ که این آب و خاک جنگ و ویرانی بسیار دیده و سازش و آبادانی کم. و این میسور نخواهد شد تا زمانی که به‌جای پخمگانِ خربنده، نخبگانِ رزمنده‌‌ای سکان این کشتی طوفان‌زده را در دست گیرند که از میانِ واژگانِ نوشتارشان‌ هم چکاچکِ شمشیر به گوش آید و هم نوای خوش تدبیر. و در پایان و به حکم الناسُ علی دینِ ملوکهم‌ با دعایی از عمق جان این نوشتار را به پایان می‌برم: اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظالِمِ ظَلَمَ حَقَّ الْإِیرَانِیِّ بِأَعْمَالِهِ الْمُنْتِجَةِ إِلَى الویرانی. باشد که تیره‌روزی پایان یابد و کامِ دل برآید. 🖌️یاسین اژدری (پژوهشگر علوم سیاسی) #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

جنگ و ویرانی به پایان خواهد آمد غم مخور کار ایرانی به سامان خواهد آمد غم مخور ای که جان افسرده‌ای زین وضع و حال شادباشی‌ها چه تابان خواهد آمد غم مخور گر امید و همتی باشد به ملت هر زمان حل مشکل‌ها چه آسان خواهد آمد غم مخور گرچه حال و روز دنیا بر مرادِ ما نبود روزگاری نو به دوران خواهد آمد غم مخور هیچ‌گاه غافل مشو در زندگی از لطف حق ای بسا یاری که پنهان خواهد آمد غم مخور هان دل غم‌دیده و پر رنج و محنت نیک دان بعد هر دردی درمان خواهد آمد غم مخور در زمستان گر دلت با مهر گل‌ها می‌تپد از پی هر سوز سرمایی بهاران خواهد آمد غم نخور گرچه راهی پر خطر در پیش‌رو داری دلا هر خطر روزی به پایان خواهد آمد غم مخور بشنو از یاسین که از عمق وجودش این بگفت نیک‌روزی از پی الطاف یزدان خواهد آمد غم مخور 🖌️ یاسین اژدری #آبادانی_ایران #آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد 📚@abadani_iran

🔺 عزیزانی که مایل اند مطالب خود را جهت انتشار به پویش آبادانی ایران ارائه دهند ؛ لطفا به موارد ذیل توجه فرمایند: 🔹 یادداشت ها و مطالب تحلیلی بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ کلمه باشد. 🔹مطالب در قالب ورد یا تایپ دستی در پلتفرم بله برای دبیرخانه پویش ارسال شود. 🔹 نام ، نام خانوادگی ، رشته تحصیلی یا حوزه نخبگانی به انضمام یک عکس متعارف برای دبیرخانه پویش ارسال گردد. 🔹 در مطالب و تحلیل ها از هرگونه نوشتار تحریک آمیز و خلاف وحدت ملی در شرایط حساس کنونی اجتناب گردد. 🔺محورهای تخصصی پویش که نخبگان ، دانشجویان و اساتید عزیز می‌توانند بر اساس آن مطالب و یادداشت های خود را به نگارش درآورند به شرح ذیل می باشد: 🔸 دیپلماسی و سیاست خارجی 🔸 جامعه شناسی 🔸 اقتصادی 🔸 فرهنگی 🔸 اندیشه 🔸 تاریخ 🔸 حقوقی 🔸 فلسفه 🔸 ادبیات 🔸 حکمرانی و سیاستگذاری در دوره جنگ و پساجنگ 🔸 توسعه 🔺عزیزان می‌توانند یادداشت ها، تحلیل ها و دلنوشته های خود را در حوزه های فوق و با تمرکز بر اقتدار، آبادانی و توسعه ایران ؛ برای پویش آبادانی ایران ارسال نمایند و در مسیر آبادانی و عزت ایران زمین ، کنشگری نمایند. 📚@abadani_iran