screen #mlp
رفتن به کانال در Telegram
1 090
مشترکین
-124 ساعت
+117 روز
+4330 روز
آرشیو پست ها
1 089
ممنون که اینطور فکر میکنی و کلی برام چیزهای قشنگ نوشتی 😭😭 منم کلی چیزهای خوب رو کنار شما موقع نوشتن اسکرین تجربه کردم
1 089
واقعاً نمیدونم چطوری باید توضیح بدم که این اییو چقدر برام ارزشمنده و چقدر بهش وابسته شدم. فکر کردن به اینکه هفتهی دیگه قراره آخرین چپترش رو بخونیم، یه حس عجیبی بهم میده؛ از یه طرف برای تموم شدن داستان و دونستن آخرش هیجانزدهام، ولی از یه طرف دیگه اصلاً نمیخوام تموم بشه. انگار هنوز آمادگی خداحافظی با دنیایی که اینهمه وقت توش زندگی کردم رو ندارم. 😭
شاید از بیرون فقط یه اییو باشه، چندتا چپتر که آدم میخونه و بعد میره سراغ زندگی خودش، ولی برای من خیلی بیشتر از این حرفاست. من واقعاً با این داستان زندگی کردم، با شخصیتهاش خندیدم، ناراحت شدم، هیجانزده شدم و انقدر بهشون وابسته شدم که انگار یه جایی از زندگی خودم حضور دارن. هر بار که چپتر جدید میاومد، یه چیزی بود که میتونستم منتظرش باشم و براش ذوق کنم. شاید خودت هیچوقت متوجه نشی که نوشتههات چقدر میتونن روی احساسات یه نفر تأثیر بذارن، ولی میخوام بدونی که این اییو برای من واقعاً یه چیز خاص بوده.
فکر کنم سختترین قسمت تموم شدنش اینه که دیگه اون حسِ منتظر موندن برای چپتر بعدی رو ندارم. دیگه قرار نیست با هر آپدیت برگردم و دوباره خودم رو توی دنیای این داستان غرق کنم. میدونم که بالاخره هر داستانی یه پایانی داره، ولی دونستن این موضوع باعث نمیشه خداحافظی کردن با چیزی که اینهمه دوستش دارم آسونتر بشه. راستش یه بخشی از من دلش میخواد این داستان هیچوقت تموم نشه، چون هنوز کلی دلم میخواد بیشتر از این شخصیتها بخونم و بیشتر توی دنیایی که ساختی بمونم. :(
میخوام ازت تشکر کنم؛ برای تکتک کلمههایی که نوشتی، برای احساسی که توی این داستان گذاشتی و برای تمام لحظههایی که با خوندنش تجربه کردم. شاید برای تو نوشتن این اییو بخشی از مسیرت بوده، ولی برای من خوندنش تبدیل به بخشی از زندگیم شده. واقعاً خوشحالم که این داستان رو پیدا کردم و فرصت این رو داشتم که همراهش باشم، حتی اگه الان فکر تموم شدنش اینقدر ناراحتم میکنه.
نمیدونم آخرین چپتر قراره چه حسی بهم بده یا بعد از تموم شدنش چقدر دلم برای همهچیز تنگ بشه، ولی یه چیز رو مطمئنم؛ این اییو برای من فقط یه داستانی نیست که یه روز خوندم و بعد فراموشش کردم. یه خاطرهست، یه دنیای کوچیک که یه مدت طولانی بخشی از روزهام بوده و شخصیتهایی که فکر نمیکردم انقدر برام مهم بشن. شاید داستان یه روز به پایان برسه، ولی احساسی که موقع خوندنش داشتم و خاطرههایی که باهاش ساختم، با آخرین چپتر تموم نمیشن.
واقعاً نمیدونم چطوری باید با چیزی که اینهمه دوستش دارم خداحافظی کنم. فقط میخوام بدونی که کارت ارزشمندتر از چیزیه که شاید فکر میکنی و من واقعاً از اینکه این اییو رو نوشتی و با ما به اشتراک گذاشتی ممنونم. با تمام وجودم امیدوارم بدونی که چقدر دوستش داشتم و چقدر برام مهم بود. از همین الان دلم برای اییویی که هنوز تموم نشده تنگ شده و فکر کنم این خودش نشون میده چقدر بهش وابستهام. 😭
ممنون که این دنیا رو ساختی و اجازه دادی ما هم بخشی ازش باشیم. نمیخوام تموم بشه، ولی اگه قراره تموم بشه، خوشحالم که منم یکی از آدمهایی بودم که فرصت خوندنش رو داشتن. 💗
1 089
برای همین اصلا لزومی نداره کسی بهم بگه نسبت به چپتر آخر ناامیده چون فکر میکنه قرار نیست جمع بشه، در حقیقت کسی که اون رو مینویسه منم پس کسی هم که میتونه قبل از اپلود راجع بهش قضاوت کنه فقط خودمم
1 089
و یه مسئله دیگه هم، وقتی میگم یک چپتر از اسکرین مونده یعنی خودم برنامهاش رو ریختم، پلات رو توی دستم دارم و میدونم که یک چپتر برای پایان بندیشاش مناسبه
1 089
پس؟ من نمیخوام تهاجمی برخورد کنم و یا مستقیماً افرادی که داخل انون چرت و پرت میگن رو منشن کنم، صرفاً میخوام بگم خیلی خوب میشه اگه نظراتتون بهتر بیان بشه و اینجوری شاید بتونید به چیزی که میخواید برسید
1 089
این که کسی بخواد ایرادی از داستان بگیره از این بابت که به روند داستان کمک کنه، خیلی خوبه و منم اگه چنین انونی ببینم تلاش میکنم به حرفش عمل کنم چون بهتر شدن اسکرین چیزی نیست که فقط ریدرش بخواد، بلکه من از همهاتون دربارهاش پیگیرتر و سختگیر ترم
1 089
که خب طبیعی هم بود و من هم معمولاً یا داخل بات جواب میدادم یا کلا ایگنور میکردم، اما این یکی چپتر جدای از این که کلی انون خوشحال کننده داشت (که همیشه هم بابتشون ممنونم) یه تعدادی نظر هم بود که واقعاً انرژیم رو میگرفت
1 089
میدونید بچهها کم کم وقتی ممبرهای اینجا بالاتر رفت، تعداد انونهایی که بعضی مواقع احساس میکردم بیاحترامیان، خیلی تند صحبت کردن، زیادی دارن دخالت میکنن یا جوری که حرف زدن اصلا مناسب نیست به مرور بیشتر میشد
