fa
Feedback
screen #mlp

screen #mlp

رفتن به کانال در Telegram

‌ ‌heejake au ‌ 𝂅 ‌ @auscreenbot @cy1ir ‌here !

نمایش بیشتر
إيران104 977دسته بندی مشخص نشده است
940
مشترکین
+224 ساعت
+287 روز
+10730 روز
آرشیو پست ها
سلام قربونتبرم حالت چطوره؟ نمیخوام زیاد طولش بدم پس میرم سر اصل مطلب حقیقتش این چپتر انقدر احساسات مختلف و پیچیده رو توی خودش جا داده بود که درکشون هم پیچیده بود وقتی داشتم این چپترو میخوندم هر لحظه بیشتر متوجه میشدم که سونگهون واقعا کرکتر منفی داستان نبود و واقعا هیچ گناهی نداشت که خانوادش انقد حقیرن و هرچقدر بیشتر میرفتم جلو بیشتر از پدر سونگهون متنفر میشدم واقعا جوری که از پدر سونگهون متنفرم از اکسم انقد متنفر نیستم و باور دارم اکسم حداقل از پدر تخمسگ سونگهون بهتر بود. و وقتی داشتم این چپترو میخوندم همزمان داشتم اهنگ گوش میدادم تا رسید به Back home و حقیقتا احساس میکنم خیلی وایبه سونگهونِ این چپتره خودمم نمیدونم چرا و دقیقا اون جایی که سونگهون گفت "خدای من نگاهشون کن" متوجه شدم از همون لحظه که هنوز استعفا نامه رو امضا نکرده بود دلتنگ لوین، هیسونگ و خونه بود. حس جی رو خیلی با پوست و گوشت و استخوونم درک کردم چون احساس اینکه "چرا من نه"،" چرا جای اون من نیستم" و این احساس سردرگمی و گمشدگی خیلی دردناکه. موهای سونو هم خیلی خوشرنگه منظورشونچیه بچمو بولی میکنن😡 و در اخر ازت ممنونم که وقت باارزشتو میزاری و برامون شاهکار خلق میکنی و انقد با احساس و واضح و با معنا مینویسی.

همین شکلی‌ها ۱۸ چپتر کشوندمتون

You know Maryam is the writer when every chapter ends with a cliffhanger that leaves you dying to know what happends next😭

you know it is not going to be a Screen chapter if there is nothing to get signed.

اسکرینو امضا هاش🙏🏼
اسکرینو امضا هاش🙏🏼

بله ولی آخرین قصه‌ایه که شروع میشه

اسکرین این هفته اینجوری بود ک اولش تپش قلب داشتم بعد وسط استرس داشتم به اسکل بازیشون میخندیدم بعد یهو زندگی رنگین کمونی شد(مارتین پسند) جوری ک حس کردم چپتر آخره ولی اسلاید اخرش با جفت پا رفت تو شکمم و گف قصه تازه شروع شده(شده دیگه نه؟)

من صبح که بیدار شدم انونت رو دیدم جدی جدی اشکی ذوقی خوشحال شده بودم و اینجوری بودم که و ا ی :( مگه میشه انقدر یه پیام بتونه ناز باشه و واقعاً خوشحالم که اینطوری راجع به اسکرین فکر می‌کنی و دوستش داری

راستش همه‌اشون

سلام این آنون رو کسی می‌ده که ۱۷ چپتر رو پشت سر هم کم‌تر از چند ساعت تموم کرد و هر ثانیه چنل رو آپدیت می‌کرد تا چپتر ۱۸ ظاهر بشه. (و امشب بالاخره شدو وسط مهمونی فقط نشستم تا سریع‌تر بخونمش.) برای منی که هر ای‌یویی رو نمی‌تونم بخونم چه برسه به این که چشم انتظار چپترهای بعدیش بمونم، می‌تونم بگم بعد یک چنلی و ای‌یوهاش، اسکرین اولین ای‌یو مورد علاقه منه :( با تمام کرکترها به خوبی ارتباط گرفتم، آشنایی و سیمپ هم شدن همشون خیلی برام بامزه بود که باعث میشه دونفره‌های بامزه بیش‌تری بخوام، همچنین یک‌سری جزئیات به خصوص خودت رو تو ای‌یو داشتی (مثلا میناج 😭😂) که من واقعا فن بزرگی‌ام براشون. و وای نمیدونی اون شب در طی خوندن ۱۷ چپتر از خنده چطور نفسم بند می‌اومد. هر کدوم هر چقدر هم وجهه جدی‌ای داشته باشن یک‌جوری خنده‌دارن/می‌تونن بشن که فکر کنم واقعا فقط از دست خودت و هیومرشون بر میاد 😭 نیکی و جی بولدترینن تو این قضیه خندوندن من اما دلم نمیاد بقیه رو هم منشن نکنم چون خیلی جدی یک‌جاهایی سر حرف‌ها و کارهاشون بعد یک بار خوندن می‌اومدم دوباره از اول تا با دقت بیش‌تری بخونم و بیش‌تر بخندم. سطح هیومرشون خیلی بالاس و مطمئنم هیچ‌وقت از کنارشون بودن خسته نمی‌شم. و درباره چپتر ۱۸، بعد خوندن این متوجه می‌شیم گاهی چطور از خیلی چیزها بی‌خبریم و یک‌نفر چطور تمام تلاشش رو کرده اما باز هم پیش همه آدم بده شده، فقط چون چیزی درباره داستانش نمیدونن. همچنین بعد خوندنش فهمیدم خود شما چه‌قدر با دقت فکر میکنی و چه جزئیاتی رو در دنیای قشنگی که برامون ساختی جا دادی. نمی‌دونم تمام حرف‌هام همینا بودن یا خیر چون موقع تایپ کردن ممکنه بقیه حرف‌هام رو فراموش کنم اما در کل امیدوارم خوندنشون برات اون لحظه‌ی خوش رو بسازه (و واقعا امیدوارم حتی یکی‌شون چیزی که نیاز داری بشنوی باشن). خسته نباشی عزیزم 💋

مرسی؟ جدی جدی خوشحالم می‌کنه این انون‌ها 😭😭

خجالت کشیدم

این اولین چیزیه که پابلیک کردم

:((( وای نازی نازیییی

این چپتر بیشتر مال سونگهون بود، از چپترهای بعدی دوباره برمی‌گردیم بهشون

توی برنامه خودمم هست

چون سونو نذاشت فرار کنه

واییییی من الان چطوری تا هفته بعد صب کنممممم😭 خیلی طنز فیکت رو دوست دارمممممممممممممممم .. میناج و نیکی!!!!!😂 وای جی‌وون.... وای وایییی.... بگو که قراره پایان خوشی براشون داشته باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟🙂‍↕️😭 سونسون؟؟؟؟؟؟؟ چطوری اون سونگهونی که از همه فرار میکرد حالا داره اتفاقات کلاسش رو برای سونو تعریف می‌کنه؟؟؟🫠🫠🫠 چرا یکی به داد بچم یونجون نمیرسهههه بومگیوش رو بدین بش خببب😭 ولی میشه پارت های هیجیک رو بیشتر کنی؟ هیجیک فیکت خیلی نازننننن!!!!!🙂‍↕️😭 در کل .. بگم که من کل هفته منتظر اسکرین‌ـم و وقتی میذاری، هر صفحه ای که میخونم و اسکرول میکنم پایین و میبینم هنوزم چند صفحه مونده ک بخونم ذوق میکنمممم 😭😭😭😭 خلاصه که خیلی خوبیییی اگه فیک دیگه ایم نوشتی میشه لینک بذاری بخونم؟؟ قلمت رو دوست دارم چون بعضی از فیک ها خیلی میرن تو فاز توصیف مکان و یا شخصیت ها.. تا یه جاییش خوبه هاااا .. اینکه وایب یه اتاق یا یه سکانس رو واسه کسی که میخونه شفاف کنی و بهش حس بدی.. ولی وقتی زیادی بشه و هزار تا توصیف ردیف کنی یکمی خسته کننده میشه.. ولی تو روان و ساده میای داستان رو به جذاب ترین شکل تعریف میکنی و من اینو نقطه قدرت کارت میدونم.. جوری که هنوزم بعد ۱۸ پارت اسکرین امیدوارم داستان اینقدر طولانی بشه که من در نهایت ۱۰۰ پارت اسکرین داشته باشم🙂‍↕️

چون جدی یکم شبیه نیکیه