fa
Feedback
سـیلـویـایِ سـالیـوان

سـیلـویـایِ سـالیـوان

کانال بسته

بات ناشناس @Itssylviebot چنل تعرفه تبلیغات https://t.me/sylvietab

نمایش بیشتر
إيران33 496دسته بندی مشخص نشده است
8 891
مشترکین
+1424 ساعت
+2127 روز
+1 01630 روز
آرشیو پست ها
𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __ شاید بابالنگ‌دراز داستان فقط می‌ترسید… ترس از دست دادن کسی که حالا شده بود، جودی قصه‌هاش! ꜥꜤ #Fic‌ ᱺ #MDLL ᱺ #D
+1
𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __ شاید بابالنگ‌دراز داستان فقط می‌ترسید… ترس از دست دادن کسی که حالا شده بود، جودی قصه‌هاش! ꜥꜤ  #Fic‌  ᱺ  #MDLL   ᱺ  #Dia :  #Vkook ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲

𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __ شاید با خودتون بگید چی‌شد که کیم‌تهیونگ مغرور، یهو عاشق نامه‌نویس داستان شد؟ شاید چون جودی با همه فرق می‌کرد؟ یا بابالنگ‌دراز زیادی عاشق بود؟
_دوست داشتن، شبیه نفس کشیدنه؛ گاهی آروم و بی‌صدا، گاهی عمیق و پرهیجان. دوست داشتن یعنی حتی وقتی دوری، قلبم هنوز تو رو دنبال می‌کنه. یعنی توی جمع شلوغ، چشم‌هام ناخودآگاه فقط دنبال نگاه تو می‌گرده. یعنی تو مهم‌ترین دلیل لبخندهای بی‌دلیل منی. دوست داشتن همون حس گرم و نرمیه که حتی روزهای سرد رو هم قابل‌تحمل می‌کنه. شاید نتونم با کلمات اندازه‌اش رو بگم، اما می‌دونم… وقتی قلبم به یاد تو می‌تپه، همه چیز توی دنیا درست سر جاشه.
ꜥꜤ  #Fic‌  ᱺ  #MDLL   ᱺ  #Dia  :  #Vkook ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲

𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __ کیم تهیونگ، ملقب به بابالنگ‌دراز… خواننده‌ی معروف گروه پروانه. پسری درونگرا و آروم، با دنیایی از افکار پیچیده و
𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __
کیم تهیونگ، ملقب به بابالنگ‌دراز… خواننده‌ی معروف گروه پروانه. پسری درونگرا و آروم، با دنیایی از افکار پیچیده و احساساتی که هیچ‌وقت بلد نبوده درست بیانشون کنه. عاشق پیانو و موسیقی، اما افتضاح توی حرف زدن از چیزهایی که ته قلبش می‌گذره. تهیونگ در حال فرار از گذشته‌ای تلخ و سیاهه؛ گذشته‌ای که هنوز هم دست از سرش برنداشته. تا اینکه توی تمام این تاریکی، یه پناه پیدا می‌کنه… پناهی از جنس آغوش، آرامش و غم‌هایی که بالاخره می‌تونن جایی برای موندن داشته باشن. پناهی به اسم جودی.
ꜥꜤ  #Fic‌  ᱺ  #MDLL   ᱺ  #Dia  :  #Vkook ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲

𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __ جئون جونگ‌کوک، پسری دبیرستانی که عاشق نامه نوشتنه اما نه نامه‌های معمولی… اون برای کسی نامه می‌نویسه که صداش می
𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __
جئون جونگ‌کوک، پسری دبیرستانی که عاشق نامه نوشتنه اما نه نامه‌های معمولی… اون برای کسی نامه می‌نویسه که صداش می‌کنه بابالنگ‌دراز. پسری از یه شهر دریایی و پر از احساس؛ پسری از سرزمین شازده‌کوچولو. پسری به اسم جودی. و شاید هیچ‌کدومشون فکر نمی‌کردن که چند تا نامه، قراره مسیر زندگی‌شون رو برای همیشه تغییر بده.
ꜥꜤ  #Fic‌  ᱺ  #MDLL   ᱺ  #Dia  :  #Vkook ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲

𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __ معرفی فیکشن نام فیکشن : بابالنگ‌دراز من ژانر : رمنس، انگست، اسمات نویسنده : دیا کاپل: ویکوک، هوپمین «کیم‌تهیونگ
𓂃𝑫𝒊𝒂🌟 __ معرفی فیکشن نام فیکشن : بابالنگ‌دراز من ژانر : رمنس، انگست، اسمات نویسنده : دیا کاپل: ویکوک، هوپمین «کیم‌تهیونگ؛ خواننده‌ای معروف از بزرگ‌ترین گروه کیپاپ کره جنوبی. پسری که این روزها درگیر نامه‌هایی از یه طرفدار ناشناس شده. طرفداری که تونسته قلب خواننده معروف گروه پروانه رو هدف قرار بده. همه‌چیز از یه نامه شروع شد؟ یا داستان شازده کوچولو؟ نمی‌دونم. تنها چیزی که پَس ذهنم نقش بسته، کلمات ساده و دلنشینی بود که از سر نابلدی کنار هم چیده شده بود و من رو غرق دنیای جدیدی کرد. دنیای متفاوتی از جنس تو!» ꜥꜤ  #Fic‌  ᱺ  #MDLL   ᱺ  #Dia :  #Vkook   ᱺ  #ficinfo ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲

بعد از مدتها یه سریال امریکایی شروع کردم، ژانرش سفر در زمانی هستش و نجات بشر و این داستانا، شاید با خودتون بگید وای نیکیتا وایب🦋 جالبه بدونین دوست خوب و عزیزمون ارون استنفورد که توی نیکیتا دوست پسر سویون و بهترین دوست یونگی بود نقش اصلی این سریاله

Last night
+1
Last night

دوست دخترم بهم قاب هدیه داده

Repost from N/a
😝
😝

یه فیکشن انگلیسی خوندم از این دو نفر و به روح خودم آسیب زدم، من واقعا تحمل سد اندینگو ندارم :") فقط کارام سبک شه، شده باشه یه وانشات مینویسم که خودمو آروم کنم😒

_وقتی امروز بکهیون رو دیدم، یه چیزی بهم گفت... گفت وقتی من و تو از هم جدا شدیم،دیگه هیچ کدوم از اونهایی که ما رو میشناختن به
_وقتی امروز بکهیون رو دیدم، یه چیزی بهم گفت... گفت وقتی من و تو از هم جدا شدیم،دیگه هیچ کدوم از اونهایی که ما رو میشناختن به عشق باور ندارن...
 - Neverland my love #fic → [ itsSylvia.t.me ] ←

_یه افسانه ای راجع به درخت های خرمالو هست که میگه اونها با احساس ترین درخت های دنیان...درخت های خرمالو میفهمن و صاحبشون رو می
_یه افسانه ای راجع به درخت های خرمالو هست که میگه اونها با احساس ترین درخت های دنیان...درخت های خرمالو میفهمن و صاحبشون رو میشناسن...وقتی صاحب یه درخت خرمالو رهاش میکنه، میفروشتش یا فوت میکنه، اون درخت میفهمه و...دیگه فرقی نمیکنه چقدر بهش برسی یا بهش آب و کود بدی، اون به مرور خشک میشه...
-Neverland my love #fic → [ itsSylvia.t.me ] ← 

دیالوگارو بذارم ببینین چی قراره بخونین

_ گاهی میگفتم، میدونی که...؟ و اون جواب میداد: که ازم متنفری؟ میگفتم آره...میگفت میدونم...میگفتم متوجه هستی که؟ و اون دوباره
_ گاهی میگفتم، میدونی که...؟ و اون جواب میداد: که ازم متنفری؟ میگفتم آره...میگفت میدونم...میگفتم متوجه هستی که؟ و اون دوباره با خنده میگفت: ازم متنفری؟...و من ادامه میدادم...انقدر بهش میگفتم ازش متنفرم که یه بار بفهمه...آرزو میکردم که کاش بفهمه...
 - Neverland my love #fic

نورلند یه طوری قشنگه که فکرشم نمیکنین :)

به زودی آپ نورلند رو دوباره شروع میکنم قراره دو پارتی از اول آپ بشه پس همراهش باشید و حتما توی گروه نظرات همراهی کنید

یکبار دیگه فیکشن زیر رو حدس بزنین ببینم چقدر کارای منو میشناسین😶 🧚‍♂🫒🏢💊🪧🎻

دو اینکه واسه پست منو ندا کامنت بذارین🥹 https://www.instagram.com/reel/DbLERH0x53z/?igsh=aGZtZjZ6a2NxZjh3

یک اینکه این لینک گروهمونه https://t.me/+HgqQ7AwELh9jYTlk

بچه ها دوتا چیز