🪽
رفتن به کانال در Telegram
267
مشترکین
-124 ساعت
+127 روز
+3430 روز
آرشیو پست ها
266
از اول عمرم حس میکردم یه چیزی درون من زندگی میکنه با من زندگی میکنه از روحم تغذیه میکنه تا وقتی که چیزی ازم نمونه دیگه اخراشه دیگه نمیتونم تحمل کنم
266
پیرمرد بیغیرت ورشکسته خسته تو جنگ با ناموس خودش تفنگ دادن دستش غرق شد تو دریای اشکاش هربار که ناموسشو فروخت تا که تاریک نشه فرداش
