APAKHTAR
رفتن به کانال در Telegram
اَپاختر: سرزمینی کَز کَران خَزرِ تاریک میخروشد |
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 916
مشترکین
-424 ساعت
+307 روز
+11030 روز
آرشیو پست ها
1 916
+9
انتظارِ مطلق، رنج آور ترین دردِ حرمان میان بشر
است، که سوهانروح میگردد و تیغی بر چشمان
زیرا که آسودگی خیال در گروِ کردار دیگران گره
میخورد، در چنین حالتی، ذهن به شرطی سازیِ
معیوب و نیز تعلقی طاقتفرسا روی خواهد آورد
اینک، بنابر نظریه " Expectancy Violations
تصورِ انتظارات در ضمیر، نباید به یک پیش بینی
قطعی از شخص مقابل بینجامد، چراکه هر نقضِ
نسبت به توقعاتِ شما، ناکامی، پریشانی هیجانی
ارزیابی منفی را به بار خواهد آورد؛ مگر میتوان
از آتش انتظارِ نسوختن داشت . . . ☉☾
1 916
قشرِ خاکستری، آکاردئونی بینجوا بهشمار میآید، این
نوع از عقاید، لزوما موافق اوضاع موجود نیستند، اما
مآبینِ نارضایتیها و کنشگری یک تار مویِ ناگسستنی
فاصله دارند، اغلب کژدارومریز میگذراند تا مطالبهگر
حق را میشناسند، اما قد نمیافرازند، زیرا عادت دارِ
زمانه خویش شدند، از دگرگونی اجتماعی بهره میبرد
اما همچون پانوشتِ کُتب، در حاشیه به انتظار دیگران
هستند، اینها دستاوردِ ساختاری وحشت آفرینند، اما
جوهره پیروزی از حقستانی است، خود دانید . . ☉☾
1 916
تلی از خاکستر میان ناریا، که در گذشته تمثال اقتدار
بود، اما سیاسیونِ وقت هیچگاه آینده نگریِ راهبردی
را ضمیمه پرونده توسعه نکردند، بلکه در بازار مکارهِ
مستبدان، بادبانِ مصلحت و ترازوی منفعت فروختند
چنینچرخه کَژ کرداری، عاقبت جامعهملی را بهسوی
قهقرا سوق داد، بهجای آن که اکنون پیشرُویِ فرهنگ
باشیم، در هرگوشه دچار تاخرِ فرهنگیِ ترمیم ناپذیر
شدهایم، این گسست عمیق آنچنان بر پیکره هویتِ
اجتماعی تار تنیده، که در حقیقت چشمانداز فردا را
به تیرگی کشانده، از آن رو جوآن نابغه این سرزمین
جواز اخذ گرین کارت دستش را رتبه نخستِ المپیاد
میداند و سپس برچسب فرار مغزها میخورد، آری
رفتند اما آنهایی که ماندند نیز درتهیه غذای مغزشان
ماندهاند، دولتی که خردمندانش را به حاشیه رانده
تا فرومایگان متملق خویش را به متن آورد، در انتها
با اندک جرعهای از جامِ شوکران مست خواهد گشت
چه مرارتهایی که این خاک به خود ندیده که اندوه
جانکاه بر روی الوند و دماوند نیز، سایه افکنده است
اما این دیار، صرفا مجموعهای از مرزها و مختصاتِ
وسیع نیست، بلکه تمدنی دیرپا میباشد که هر دفعه
از کنار مغاکِ مصیبتهای لجامگسیخته عبور کرده |
1 916
+2
سندروم فردایی نیکتر، زنجیرهی ویرانگر اندیشه
میباشد، انتظار پوچ که امیدِ واهی را نیز همپای
دارد، زمان حال را میقاپد و رویا فروشی میکند
از وقت کنونی، تا فرجام زندگی، تنها بیست هزار
روز دیگر باقیمانده، گردش هر عقربه زنگ رحیلِ
اجل است، که خویش را در همین دَمِ حال، مهیای
از دست دادنها در فردا کن، زیرا هیچچیز مداوم
در پَرِ شالِ کمرمان جاودان نخواهد بود . . ☉☾
1 916
حقیقت یا سَلیقت، لاجرم نیاز بِکر شدن اتمسفر مجازی
چاپیدنِ سلسله غرایزِ جامعه و چاپ کردنشان میباشد
پروپاگاندای رسانه همچون بُمب Grand Slam مابین
هِزارتوی عقاید، بهترتیبی مرغوب اصابت خواهد نمود
که از هر انسان هیروشیما و زمینِ نیمسوخته میسازد
در آخِر خط، بنابر آزمایش Solomon Asch بومیان
رسانه با تولید اثرات سفارشی و توهم اکثریت، سلیقه
کلنگی معنا میکنند، همانگونه که فمنیسم را مردستیز
منینیسم را زنستیز به جامعه تلقین میدارند . . ☉☾
1 916
خراش هویتی، که شکآفِ شیارهای آن از خوفِ زبانِ
قضاوتِ اغیار و اَقربا با تقلید از دستآن بالاتر پُر شده
جامعه را چون بآزار عُکاظیان، حلول محورِ همگراییِ
فرهنگی میچرخاند، به نحوی که این آسیابِ گردون
چرخِ تفاوت مَداری را چهدر علایق، سلایق، گرایشات
امیال و ذائقه خُرد کرده و اکثریت را طیِ فراخوانی
آوانگارد دعوت به متحدالشکل شدن ظواهر، دیدگاه
عقاید و کردار میکند، گویا رُنسانس الگوپذیری نوین
بر اساس ساختاری مشخص در اکوسیستم دیجیتال
رقم خورده تا رمقِ نواندیشی و طبیعتِ بدن را بِکُشد
از الف تآ یِ، همهچيز همگونِهم، بدون یک جو توفیر
تقلیل یافتهایم در همان نقاشیِ کودکانه که با اشکال
هندسیِ دایره، مربع و مستطیل، چشم چشم دو اَبرو
میکشیدیم، آدمک های نخنمایِ یک نواخت که کُندی
ذهنشان از تسریع روند انتشار محتوا نشأت میگیرد
به حدی که، نه در پِی سندیت و راستی آزمایی، بلکه
اکثرشان مُتَرصد دوپامینِ پُر نوسانِ بیقاعده هستند
که صرفا روزشان را میسازد و روزگار را میسوزاند
آتشی که تفکرشان را خاکستر کرده. بانی عدم ژرفای
اندیشه است و این سطحینگری، قشون سودجویان
را بیدار و هر گاليله را برای گیوتین زدن میخواباند |
