ྀ⃝ ๋ྀ 𝙎𝐞𝐥𝐞𝐧𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞
رفتن به کانال در Telegram
**•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚*
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
273
مشترکین
-3324 ساعت
+317 روز
+11430 روز
آرشیو پست ها
Repost from ๋𝗐ı𝗅𝗅𝗈𝗐 ᪶🆕
𓈒၇͜ᩘ 𝖿𝗎𝖼ʞ𝗂𝗇𝗀 𝗌𝗍𝖺𝗋 𝗀𝗂𝗋𝗅
Repost from 𝚰𝚺𝚱𝚪𝚨.
ㅤㅤ𝟦𝟩 𝕾econd.
وضعـیت پـرونده: مـختـومه. طبقـه بنـدی: قـتل تـاریخ ثبـت: 18 سپـتامبر 1990 مـحل حادثـه: آپـارتمان قـدیمی ناکتـیس - دگـو.بـعضی خـشم ها هـیچ وقـت خـاموش نـمیشن, فـقط مـنتظر مـیمونن تـا زمـان انتـقامشون بـرسه.
Repost from N/a
+4
Maybe I don’t need a lover, just someone who feels a little closer than a stranger — someone I can slowly learn to trust, without rushing to name what we are.
Repost from روحِ ســوختـه؛
برای او؟ شاید هم برای ما؟ نمیدانم.
میخواهم بنویسم، اما نمیدانم برای او؟ او؟ او اصلاً کیست؟ خودِ من نیز نمیدانم. او را بارها دیدهام، اما... نمیدانم؛ انگار هرگز او را ندیدهام. وقتی دربارهاش با دیگران سخن گفتم، همه پاسخی شبیه به من دادند. چرا اینگونه شد؟ چرا همه با هم گفتند: «او؟ او اصلاً کیست؟ او وجودِ خارجی ندارد!» پس من این همه نامه را برای چه کسی نوشتم؟ چه کسی بود که با آن نامههای آراسته، پاسخم را میداد؟ آیا همهچیز یک رویا بود؟ باز هم میگویم... نمیدانم. راستش را بخواهی، محال است همهچیز رویا بوده باشد. آخر آن نامهها بویِ زندگی میدادند؛ آنچنان زیبا نوشته شده بودند که با خواندنِ هر کلمه، دلم میخواست بروم و او را چنان ببوسم که در من حل شود؛ تا هرکس سراغش را گرفت، بگویم: «او؟ او در زندگیِ من حل شده است!» آخرین نامهاش اینگونه آغاز میشد: «ای محبوبِ من... به زودی به دیدنت میآیم.» نمیدانید چقدر منتظرش بودهام و هستم! اما چرا هر وقت دربارهاش با اطرافیان سخن میگویم، همه میگویند: «او کیست؟ او هرگز وجود نداشته است...» و در آخر، مرا دیوانه خطاب میکنند؟ و من دوباره در خلوتِ خود، با خود میاندیشم که: او... کیست؟ و باز هم نمیتوانم پاسخِ سوالم را بدهم؛ چرا که مغزم، یاریام نمیکند تا او را به خاطر بیاورم. راست است که مرا دیوانه مینامند، اما من... از این که هرچه میکنم، نمیتوانم او را به یاد آورم، خسته شدهام. آخر او، مرا «محبوبِ دلِ خود» میخواند. مگر میشود محبوبِ دلِ کسی باشی، اما خودت او را به خاطر نیاوری؟و باز هم، در پاسخِ خودم، میگویم: نمیدانم.
Repost from روحِ ســوختـه؛
Repost from ㅤㅤㅤ𝚴OCTIS
550شیم؟ طلسممون بشکنه💔
عدد بذارید فور میزنم
چنل جدید ببینم جوین میشم
پست جدید داریم
