مَهخوربانو‟
رفتن به کانال در Telegram
🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | بهزودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِرهها و زُلفها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
280
مشترکین
-1924 ساعت
+427 روز
+5230 روز
آرشیو پست ها
279
از ابتهاج براتون میخوام بزارم، یکی از کارایی که واقعا خودم شیفتش هستم
و باهاش میتونم ارتباط بگیرم🥹🌿
البته اگر اگر نت یاری بکنه
279
Repost from کیهان کلهر | کمانچه
گر به دولت برسی مست نگردی، مردی
گر به ذلّت برسی، پست نگردی، مردی
اهل عالم همه بازیچه دست هوساند
گر تو بازیچه این دست نگردی، مردی
"بدرالدین جاجَرمی
ـکیهانــکَلهُر
279
Lovin you darlin
Makes me so confused
I keep on fallin in and out
Of love with u
I never loved someone
The way that I love u
I never felt this way
How do u give me so much pleasure?279
در هیاهوی زنگهای مدرسه،
آنگاه که خندهها در راهروها میپیچد و هر گروه در پناهِ جمعِ خویش آرام میگیرد،
من در گوشهای خاموش مینشینم؛
کتابی بزرگ بر زانو،
و جهانی بیکران در برابر چشمانم گشوده میشود.
دیگران شاید تنها دختری ساکت ببینند
که از روشناییِ جمع به تاریکیِ راهرو پناه برده است؛
اما نمیدانند در همان دم،
من از دیوارهای سردِ مدرسه فراتر رفتهام
و در سرزمینِ واژهها نفس میکشم.
گاه در کنارِ شیرین،
نسیمِ دشتهای دور را احساس میکنم؛
گاه با خسرو،
بارِ دلتنگی و جستوجوی عشق را بر دوش میکشم.
و شگفت آنکه این چهرههای زادهی شعر و خیال،
بیش از بسیاری از آدمیانِ پیرامونم،
مرا فهمیدهاند.
اگر روزی کسی پرسید
چرا آن دخترِ خاموش همیشه کتابی قطور در آغوش دارد،
بگویید:
او از جهانِ آدمیان نگریخته است؛
تنها پناهگاهِ روحِ خویش را یافته است.
زیرا بعضی دلها
بهجای آنکه در میانِ هیاهوی جمع آرام گیرند،
در خشخشِ ورقهای یک کتاب،
در بوی کاغذِ کهنه،
و در نجواهای شاعرانی که قرنها پیش زیستهاند،
خانهی حقیقیِ خود را پیدا میکنند.
و من،
هر بار که جهان بر دلم سنگینی میکند،
به همان خانه بازمیگردم؛
جایی که هنوز عشق زنده است،
واژهها نفس میکشند،
و دختری خاموش در تاریکترین بخشِ راهرو
میتواند بیهیچ هراسی،
خودِ واقعیِ خویش باشد.
آرتمیس“ دلنوشته..
279
نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه ی دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده...
سهراب سپهری
279
نتوان یاد شما از دل برون کرد
میان پیداکردن ماهیت خداوند و انسان ها
تنها یادِ شماست که میان این جهانِ اَنگره گون دل کوچکم را شاد میکند..
279
شبانگاهان، آرام و سیهجامه فرود آید؛
و بسی مردمان باشند که خلوت گزینند و در نهانِ جان خویش به اندیشه فرو روند.
اخترانِ شب، هر یکی، چونان صندوقچهای از فروغ،
گنجینهی رازهای دل و دفترِ سوداهای نهانِ آدمیاناند.
یکی را خاطر، در بندِ فردای بیمناک است؛
دیگری، یادِ یار در سینه میپرورد؛
آن دگر، سر در آستانِ نیایشِ یزدان دارد؛
و آن یکی، دل به کارِ مردمان بسته است.
و گروهی نیز هستند که آتشِ آفرینش در جانشان افتاده
و پیوسته از خویش میپرسند:
آدمی را از بهرِ چه به این سراپردهی خاکی فرستادهاند؟
لیک این واپسینان، اگر از پیِ راستی روند،
سرانجام بدانند که این گیتی بر بنیادِ مهر و آرامش استوار شده است؛
و فرزندانِ آدم از بهرِ مهرورزیدن به یکدیگر
و رسانیدنِ همدیگر به پایگاهِ کمال،
پای در این جهان نهادهاند.
آنان که به پایهی کمال رسند،
در کارِ یاریِ مردمان و بالیدنِ ایشان همت گمارند؛
و مهر و فروغِ جانشان
بر هر کین، درد، و تیرهسیاستی برتری جوید.
چنین کساناند که زیبایی را میآفرینند
و آموزگارانِ بزرگِ «نیکزیستن»اند.
پس چه شد ما را که هر یک
از پیِ خواهشی فرومایه، بدی را برگزیدیم
و با خویش پنداشتیم
آن کس که بدین راه رود، زیرکتر است
و فرجامش فرخندهتر خواهد بود؟
و مپندار که اندیشه از احساس جداست؛
این دو، چون تار و پودِ یک جامه، در هم تنیدهاند.
چو در کارِ یکی افراط افتد،
هر دو را رنج و آسیب رسد.
هرگز از آشکار کردنِ مهرِ خویش شرم مدار؛
که دل، به آنچه تو پنداری، داناتر است.
و آنکس که تو را از مهرت فروکوبد،
خود کودکی است خرد
در آغوشِ پهناورِ جهان.
آرتمیس“
