fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

رفتن به کانال در Telegram

جَهِشِ دِل / آوَاِیِ‌ گُم‌نَام اینجا دل می‌جهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گم‌نام است، اما حقیقتِ جان را نجوا می‌کند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ‌ گُم‌نَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..

نمایش بیشتر
إيران151 260دسته بندی مشخص نشده است
281
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
تلاش می‌کنم… باز هم تلاش…اما اندکی خسته‌ام؛ نیمی از وجودم مشتاقِ رسیدن است، و نیمی دیگر، خسته و بی‌میل به ادامه…میانِ این دو راه مانده‌ام، اما می‌دانم باید بخوانم؛ این همان مسیری‌ست که از کودکی در دلم پرورانده‌ام… حالا نوبتِ جنگیدن است، با خستگی، با تردید، با همه‌ی آن‌چه مانع می‌شود.. تا برسم…به همان رویای دور، که هنوز، با تمامِ خستگی‌ها، دوستش دارم... #آوای_گم‌نام..🍃 #تلاش...🌷

به حرف هایش گوش می‌دهم..🫂🫀

عمقِ درد، در واژه‌ها حس می‌شود… آن‌جا که هر حرف، بارِ ناگفته‌ای را بر دوش می‌کشد…🖤

‌ می‌گفتند: "خدانکنه آدمیزاد به دردی مبتلا شود که درمانی ندارد." اما من می‌گویم: "تلخ‌تر از هر درد بی‌درمان، اسیر شدن در چنگال کسی است که می‌دانی دلش با تو نیست." در این عذاب، جان آدم به قفس تن می‌زند. دلت تنگ می‌شود، اما هیچ کاری از دستت برنمی‌آید. نه می‌توانی به دیدارش بروی، نه می‌توانی آوازش را بشنوی و نه می‌توانی در آغوشش بگیری. دست‌ت به هیچ جا بند نیست؛ فقط می‌مانی و زخم‌هایی که هر لحظه بر جانت می‌نشینند. تنها پناهت، خاطره‌ای محو و شاید عکسی قدیمی است که به آن خیره می‌شوی و در سکوت، با سایه‌اش صحبت می‌کنی. دل سپردن به کسی که دلش با تو نیست، همان‌قدر بیرحمانه است که راه رفتن با پای برهنه بر فرشی از خرده‌شیشه‌ها. هر قدم، یادآوری است از فاصله‌ها و هر ثانیه، دردی است که تا اعماق روحت رخنه می‌کند. در این مسیر، تنها توشه‌ات، دردی بی‌پایان است... و یک دلِ تنها…

قصدِ نوشتن دارم… اما راهش طولانی‌ست و زمان می‌برد تا به نشر برسد....🍃

چقدر زیبااااا...🫀

‌ بانو قصد نوشتن رمان جدید ندارید اگر ندارید حداقل یک رمان دیگر نشر کنین

‌ ارزش هر کس به عمقِ دردهایی است که از آن‌ها لبخند ساخت. در جهانی که همه می‌خواهند با هیاهو دیده شوند، تو به شیوه برکه‌ها آرام باش؛ بگذار دیگران سنگ بیندازند، تو با هر تلاطم، تصویرِ ماه را از دست نده. بزرگی در فریاد زدن نیست، در این است که چنان باشی که نبودنت، حفره‌ای بزرگ در جهان ایجاد کند . 🫠

‌ ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی‌باده‌ی گلرنگ نمی‌باید زیست این‌ سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست خیام #

به زبانِ ساده: بیشتر از گوشکی استفاده می‌کنم...بی حد...😕

بارِ سوم است که اخطار می‌شنوم…آن هم از مادرم...🍃🖤 🙂🥀

من امیدوار ترین افسرده‌ جهانم...🖤

من در خیالاتِ خودم، با تو خوشحالم… در همان لحظه‌هایی که با تو قصه می‌کنم، در جهانی زندگی می‌کنم که شاید روزی به حقیقت بدل شود… برای تو هزاران واژه نوشته‌ام، اما هیچ‌گاه اجازه ندادم کسی آن‌ها را بخواند…همه را نگه داشته‌ام، برای روزی که بیایی تا واژه‌ها را، بی‌هیچ دریغی، فدای نامت کنم… گاه از این انتظار، لبخندی آرام در دلم می‌نشیند، و گاه، تلخیِ نبودنت در جانم ریشه می‌دواند… اما حقیقتی هست که نمی‌توانم انکارش کنم..این انتظار، آرام‌آرام مرا می‌سازد و هم‌زمان می‌فرساید… میانِ امید و خستگی معلق مانده‌ام؛ نه توانِ دل‌کندن دارم، نه جرأتِ فراموشی…و با این‌همه، باوری خاموش در من زنده است باوری لجوج و سرسخت، که بی‌اعتنا به این همه فاصله و سکوت، در گوشِ دلم تکرار می‌کند: روزی، تو خواهی آمد...❤️ #آوای_گم‌نام..🍃 #هوای_دلتنگی..🖤

من قصه هایی را دوست دارم... که زن‌ها خودشان، خودشان را نجات می‌دهند.!🫀

صبح.....تان پر برکت...🍃
صبح.....تان پر برکت...🍃

اولین‌بار که رمان خواندم، شانزده‌ساله بودم…خواهرم می‌خواند و من گوش می‌دادم؛همین رمان بود که دلِ مرا برد…بعد از آن، علاقه‌ام به خواندن آرام‌آرام عمیق‌تر شد گویی دری به دنیایی دیگر برایم گشوده شده باشد…🖤🙂

رمــان دلبر ماه جمال من 🌙.pdf3.39 MB