💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
رفتن به کانال در Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
نمایش بیشترإيران140 151دسته بندی مشخص نشده است
279
مشترکین
+224 ساعت
-47 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
آنانی که در لحظهی غمم تنهایم گذاشتید… سپاس؛
نبودنتان زخمی شد، اما همین زخم، مرا با خودم آشناتر کرد.
#آوای_گمنام..🍃
#حقیقت_تلخ..🖤
من دارم، تمام تلاشم میکنم، اما اگر روزی پا شدی؛ و دیدی من نیستم، از من ناراحت نشو، و مراقب خودت باش..
🖤🍃
بازگشتم به دنیای نوشتن؛
شاید جبرِ دل بود، شاید نیازِ روح…اما میدانستم هنوز بخشی از من میانِ کلمات نفس میکشد..
🖤
گذشتهام پر از خطا است، اما امیدم به رحمت بیپایان خداست..
از این جا بخوانید!
https://telegram.me/me_napeyda/391
این روزها، دلی دارم به نازکیِ شیشه؛نه آن شیشهای که با ضربهای کوچک میشکند و تمام میشود،بلکه شیشهای که ترکهایش را سالها پنهان کرده و هنوز ایستاده است.
گاهی احساس میکنم تنها یک سنگِ کوچک کافیست؛یک حرفِ نابهجا، یک بیمهری، یک خاطرهی تلخ…تا تمامِ آن چیزی که با هزار زحمت درونم نگه داشتهام، آرام فرو بریزد.
همیشه مرا قوی دیدهاند؛کسی که سکوت کرد، تحمل کرد، لبخند زد و از کنارِ دردها عبور کرد.همیشه فکر کردند کسی که ایستاده، خسته نمیشود؛کسی که میبخشد، زخمی نمیشود؛و کسی که آرام است، در درونش طوفانی به پا نیست.
اما حقیقت این است…من هم انسانم.من هم گاهی از این همه جنگیدن خسته میشوم.من هم گاهی دلم میخواهد
کسی بپرسد: خودت چطوری؟نه برای شنیدن یک جوابِ معمولی، بلکه برای دیدنِ آن بخشِ پنهانی که سالها پشتِ سکوت پنهان کردهام.
من قوی بودم، هستم و خواهم بود؛اما قوی بودن به این معنا نیست که همیشه سنگ باشم.حتی کوهها هم زیرِ باران فرسوده میشوند،حتی درختانِ استوار هم در برابرِ باد، خم میشوند.
من حق دارم گاهی بیقوی باشم؛حق دارم گریه کنم، اشک بریزم و برای لحظهای تمامِ نقابهای محکم بودن را کنار بگذارم.حق دارم از عاقل بودنِ همیشگی خسته شوم؛از اینکه همیشه باید درست فکر کنم، درست رفتار کنم و دردهایم را با منطق خاموش کنم.
گاهی انسان نیاز دارد فقط انسان باشد؛نه قهرمان، نه تکیهگاه، نه کسی که همیشه جواب همهچیز را میداند.گاهی باید اجازه داد دل هم حرف بزند؛حتی اگر زبانش فقط سکوت باشد و چشمهایش فقط اشک.
اگر روزی دیدید کمتر حرف میزنم، بدانید بیاحساس نشدهام؛فقط شاید در حالِ جمع کردنِ تکههای همان شیشهای هستم که سالها شکستنِ آن را از دیگران پنهان کردم..
#آوای_گمنام..🍃
#هوای_دلتنگی..🖤
این روزها، دلی دارم به نازکیِ شیشه؛نه آن شیشهای که با ضربهای کوچک میشکند و تمام میشود،بلکه شیشهای که ترکهایش را سالها پنهان کرده و هنوز ایستاده است.
گاهی احساس میکنم تنها یک سنگِ کوچک کافیست؛یک حرفِ نابهجا، یک بیمهری، یک خاطرهی تلخ…تا تمامِ آن چیزی که با هزار زحمت درونم نگه داشتهام، آرام فرو بریزد.
همیشه مرا قوی دیدهاند؛کسی که سکوت کرد، تحمل کرد، لبخند زد و از کنارِ دردها عبور کرد.همیشه فکر کردند کسی که ایستاده، خسته نمیشود؛کسی که میبخشد، زخمی نمیشود؛و کسی که آرام است، در درونش طوفانی به پا نیست.
اما حقیقت این است…من هم انسانم.من هم گاهی از این همه جنگیدن خسته میشوم.من هم گاهی دلم میخواهد کسی بپرسد: «خودت چطوری؟»نه برای شنیدن یک جوابِ معمولی، بلکه برای دیدنِ آن بخشِ پنهانی که سالها پشتِ سکوت پنهان کردهام.
من قوی بودم، هستم و خواهم بود؛اما قوی بودن به این معنا نیست که همیشه سنگ باشم.حتی کوهها هم زیرِ باران فرسوده میشوند،حتی درختانِ استوار هم در برابرِ باد، خم میشوند.
من حق دارم گاهی بیقوی باشم؛حق دارم گریه کنم، اشک بریزم و برای لحظهای تمامِ نقابهای محکم بودن را کنار بگذارم.حق دارم از عاقل بودنِ همیشگی خسته شوم؛از اینکه همیشه باید درست فکر کنم، درست رفتار کنم و دردهایم را با منطق خاموش کنم.
گاهی انسان نیاز دارد فقط انسان باشد؛نه قهرمان، نه تکیهگاه، نه کسی که همیشه جواب همهچیز را میداند.گاهی باید اجازه داد دل هم حرف بزند؛حتی اگر زبانش فقط سکوت باشد و چشمهایش فقط اشک.
اگر روزی دیدید کمتر حرف میزنم، بدانید بیاحساس نشدهام؛فقط شاید در حالِ جمع کردنِ تکههای همان شیشهای هستم که سالها شکستنِ آن را از دیگران پنهان کردم..
#آوای_گمنام..🍃
#هوای_دلتنگی..🖤
بالاخره آدمِ خودت را پیدا میکنی؛ کسی که کنارش حتی یادت میرود که یک زمانی آدمهایی بودن که، هیچوقت قدر واقعی تو را ندانستند.
درختها یادت بیندازند که هر اتفاق خوبی، برای رشد کردن زمان میخواهد. عجله نکن؛ قشنگترین چیزها همیشه آرام آرام پیش میروند..🍃
