fa
Feedback
لاٰـم…ོ ⏾

لاٰـم…ོ ⏾

رفتن به کانال در Telegram

از من بخوان شاید اندوه تو ریخت…🩶

نمایش بیشتر
1 266
مشترکین
-324 ساعت
-127 روز
-1630 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+14
در 7 کانال‌ها
اوت '26
+55
در 10 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+67
در 15 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+72
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+91
در 18 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+123
در 21 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+237
در 15 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+192
در 15 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+291
در 17 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+556
در 19 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+43
در 14 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+45
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+216
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
13 سپتامبر0
12 سپتامبر0
11 سپتامبر+1
10 سپتامبر+1
09 سپتامبر+2
08 سپتامبر0
07 سپتامبر+3
06 سپتامبر0
05 سپتامبر0
04 سپتامبر+3
03 سپتامبر+1
02 سپتامبر+3
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
و مرگ شاید شبیه همان لالایی مادرم باشد که هنوز جایی در گوشِ منِ خسته می‌خوانَد: بخواب… شاید شبیه نوازشِ دست‌های بی‌بی‌ام باشد همان وقت‌ها که موهایم را می‌بافت و من هنوز نمی‌دانستم روزی دلتنگ دست‌هایی خواهم شد که آن‌قدر ساده از کنارشان گذشته بودم. شاید مرگ همان نگاه پدرم باشد؛ نگاهی که تمام عمر دیدمش و هیچ‌گاه نفهمیدم چه چیزی در سکوتش پنهان مانده بود. و شاید مرگ همان عروسکی باشد که کودکی‌ام هرگز نتوانست صاحبش شود چیزی که سال‌ها پشت شیشه به آن نگاه کردم و دستم به آن نرسید. شاید مرگ، در نهایت رسیدن نباشد شاید بازگشت باشد بازگشت به تمام چیزهایی که زندگی یک‌بار نشانمان داد اما نگذاشت برای همیشه نگهشان داریم.

2
🌸🌸+1
🌸🌸
108
3
بدون متن...
1
4
بدون متن...
1
5
🌸🌸+1
🌸🌸
1
6
;
;
99
7
برادر افسرده نیستم و روحیه ام را نباخته ام. زندگی در همه جا زندگی است. زندگی در درون ماست و نه در بیرون. آدمهایی نزدیک من خواهند بود و انسانی در میان انسانها بودن و همیشه انسان بودن صرف نظر از هر مصیبتی که به سر آدم بیاید افسرده نشدن و وانداد زندگی یعنی همین رسالت زندگی در همین است...
111
8
فقط لازم بود یک قلم خوب به دستم برسد تا بنویسم و بنویسم و صحفه ها را پر کنم از خودم
121
9
... این متن را در کانال تان فارود کنین میخواهم ازتان سوال های قشنگی بپرسم🎀😁
104
10
چند روز پیش به تئاتر رفته بودم آن‌جا مستندی از آثار میکل‌آنژ به نمایش گذاشته بودند. وقتی به هنرهایش نگاه می‌کردم، برای نخستین‌بار با خود گفتم انسان تا کجا می‌تواند هنرمند باشد و تا کجا می‌تواند در هنر خویش به جنون برسد. میکل‌آنژ می‌توانست ماه‌ها خودش را از جهان جدا کند تا آنچه در ذهن داشت از دل سنگ بیرون بیاورد. روایت کرده‌اند که در برابر یکی از مجسمه‌هایش چنان از زنده‌بودن آن به وجد آمده بود که خطاب به آن گفت: «سخن بگو!» اما آنچه بیش از همه ذهنم را درگیر کرد، سال‌های پیری او بود زمانی که دیگر دست‌هایش مانند جوانی فرمان نمی‌بردند و گاهی آنچه می‌ساخت چون به کمالی که در ذهنش داشت نمی‌رسید نابود می‌کرد. آنجا بود که اندکی خودم را در او دیدم در عظمت هنرش در این عطش بی‌رحمانه برای کامل‌بودن. با خود فکر کردم شاید بسیاری از چیزهایی که من در آثار او بی‌نقص می‌بینم در چشم خالقشان پر از نقص و خلأ بوده‌اند. شاید سرنوشت آدمی نیز همین باشد دیگران از بیرون به تو نگاه می‌کنند و تصویری کامل می‌بینند بی‌آنکه بدانند صاحب آن تصویر بیش از هرکسی ترک‌هایش را می‌شناسد شاید من نیز در چشم دیگران به کمالی رسیده باشم که خود هرگز احساسش نکرده‌ام زیرا من بهتر از هرکس می‌دانم کجای وجودم تاریک است، کجایم هنوز ناتمام مانده و در کدام گوشه‌ی خویش، خلائی هست که هیچ نگاه بیرونی قادر به دیدنش نیست. شاید کمال چیزی‌ست که تنها از دور وجود دارد هرچه به خویشتن نزدیک‌تر می‌شوی بیشتر ناتمامی‌ات را می‌بینی.
144
11
میخواهم مثل Michelangelo دیوانه‌ای هنر باشم!
145
12
٬٬ از نوشته‌های فروغ فرخزاد ៹ از دست زندگی خسته شده‌ام، هر قدر که به مسخرگی می‌گذرانم می‌بینم نمی‌شود که نمی‌شود.
173
13
؛
؛
147
14
میلِ وسواس‌گونه به شناختنِ خویشتن خود نوعی بیماری است. آن‌گاه التیام نمی‌یابی که خودت را به تمامی فهمیده باشی بلکه زمانی التیام می‌یابی که دیگر خودت این‌همه برای خودت مسئله نباشی. بهبود زمانی آغاز می‌شود که عمیقاً دریابی باید برای چیزی بزرگ‌تر از خویشتن مبارزه کنی برای خانواده‌ات، برای عشق، برای هنر، برای معنا. شاید برای تغییری سیاسی بجنگی یا شاید نویسنده‌ای شیفته و سرسخت باشی یا دانشمندی که تمام وجودش را وقف کارش کرده است. هدف حقیقی روان‌کاوی، به‌طرزی متناقض دقیقاً رها ساختن تو از خودت است رساندنت به جایی که سرانجام بتوانی خویشتن را از مرکز جهانِ خود کنار بگذاری خود را فراموش کنی و برای آرمانی بزرگ‌تر از خودت زندگی و تلاش کنی
184
15
قسمی که ما دخترا پشت همدیگه هستیم! 💅😌💘
قسمی که ما دخترا پشت همدیگه هستیم! 💅😌💘
163
16
چه مهر بزرگی را در واژه‌هایت گذاشتی، مهربان. نمی‌دانم در برابر چنین لطفی چه می‌توان گفت جز اینکه از صمیم قلب سپاسگزارم. اینکه نوشته‌های من جایی در خاطر کسی پیدا کنند و حتی برای لحظه‌ای مایه‌ی آرامش دل خسته‌ای باشند، برایم از هر ستایشی ارزشمندتر است. شاید ما یکدیگر را از نزدیک نشناسیم، اما گاهی واژه‌ها فاصله‌هایی را طی می‌کنند که آدم‌ها از پیمودنشان عاجزند. محبتت را با حرمت می‌پذیرم و من نیز برایت از خداوند دلی آرام، روزگاری روشن و رسیدن به هر آنچه خیر و زیبایی‌ست آرزو می‌کنم
185
17
‌ بانوی خوش قلب و مهربان واقعاً نمی‌دانم چطور بگویم که چقدر به تو و نوشته‌هایت دلبسته شده‌ام. شاید هیچ‌گاه از نزدیک ندیدمت، اما عجیب است که همیشه در فکر و ذکر منی. نوشته‌هایت برایم آرامشی دارند که هیچ جای دیگری نمی‌توانم پیدایش کنم انگار هر کلمه‌ات گوشه‌ای از خستگی‌های دلم را آرام می‌کند. از خداوند می‌خواهم همیشه موفق و سربلند باشی، به تک‌تک آرزوهای زیبایت برسی و لبخند از روی لبانت هیچ‌وقت کم نشود و امیدوارم چشم هر کسی که با حسادت به تو و موفقیت‌هایت نگاه می‌کند، کور شود و خداوند تو را از هر بدی و حس بد دور نگه دارد
184
18
مهربانی شماست عزیز! بلی خوشه ادبیات من اندکی از دیگران بیگانه است آرزومندم بیشتر بنویسم و شاید حتی بهتر بنویسم برای شما خوبان.
169
19
‌ من اگر به تلگرام سر بزنم، کانال نرگس صرافیان می‌دیدم تازه چه پست کرده باشد، اما مدت شده کانال تان پیدا کردم میبینم شما از نویسنده ایرانی کرده عالی تر می‌نویسد برتان افتخار می‌کنم. می‌دانید شبیه نویسنده های بزرگ جهان هستید بیشتر تمرکز تان مخاطب های تان است، نه فالور های تان که چقدر شده یا هم از زندگی شخصی... موفق باشید!
173
20
درود بر شما!
91