ߊܝܫ̇ࡐߊࡍ߭ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܚࡍ
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
820
مشترکین
+4024 ساعت
+427 روز
+17230 روز
آرشیو پست ها
Repost from دِژاوو
دستای منو ببین! دستای من خاکی و پر از خار و جای زخمه؛ فقط بخاطر اینکه واسه ادامه دادن و موندن حاضر بودم به هر چیزی چنگ بزنم و ادامه بدم.
اینقدر خجالت کشیدم و عذرخواهی کردم که نفهمیدم داغون شدم هنوز پاهام درد میکنه
وای هفت طبقه رو با عجله از پله اومدم پایین لاگ رو بردارم برگردم استاد مهر بزنه😭
یهو در هم گره خوردم شوت شدم تو بغل ی مریض
Repost from جایی برای ما🌱
بچه ها بهم زنگ زدنن گفتن بیا ریکاوری اتاق عمل نی نی نارس داریم
اینقدر عجله کردم یه بار از پله ها افتادم بعدشم امدم میبینم همه یه جوری بهم نگاه میکنن نگو مقنعه ام برعکسه :/
الان رو میدازولامم ممکنه بی تاثیر نباشه😅
شاید بهتره قبل وقوع فاجعه گوشیمو خاموش کنم و برم تو غار
این دومین باره تجربش میکنم (به تجویز و تشخیص پزشک و کمی ممانعت من در قبول کردن این درمان)
تمام پولی که داشتم و جمع کردم و برنامه ریختم برای کل دو هفته دیگم خرج شد امروز🙂↔️ کلی هم قرض کردم
و یا جوری منفی ام که منتظرم باشید از پشت میله های زندان براتون غر بزنم
کلیه A منفی سالم دارم دوستان قیمت هم ندارم به اولین پیشنهاد قیمت میفروشم
#جدی
واقعیت این بود من هیچوقت دختر کسی نبودم هیچوقت یار و عشق کسی نبودم
همیشه تا جایی که باب میل بودم خواسته شدم و همونحاها هم بازم اون قسمت هایی که نبودم دیده شد و کافی نبودم
ی روز باید بشینم تمام این پیاما رو پاک کنم
میدونم بعداً بر علیه خودم استفاده میشه ازشون هنوز فرصت نکردم
فقط کاش ینفر از این آدما از همین چند تا آدم مهم زندگیم فقط یکیشون
یکبار بدون قضاوت باهام برخورد میکرد
بغلم میکرد میگفت داره میبینه تلاشمو میگفت براش کافیم میگفت ترکم نمیکنه هیچجا نمیره میزاشت ی دل سیر گریه کنم تا خوابم ببره
پسر خیلی وقته نخوابیدم
کاش میشد یکم آروم بگیرم بتونم بخوابم
خیلی جنگیدم من خیلی زیاد جنگیدم من با خودمم جنگیدم تا بشه و نشد هیچوقت نشد و به خداوندی خدا قسم که به ناحقی نمیشد...
اما بازم عیب نداره گردن من همش من عرضشو نداشتم حتما که بشه کم گذاشتم حتما که از دست دادم هرچه بود و نبود و هرچه که خواستم .... حقمه این رنج قطعا
مگر نه طبیعت اینقدر نامرد نیست که هست؟
این روزا بیشتر از تمام توانم سگ دو زدم و جون کندم
فقط آدمی نبودم که بگم ببین اینجا اینجور کردم اونجا برای فلان چیز جنگیدم
هیچوقت نبودم ۲۷ سال از زندگیم ی بار فقط ی بار اگر دهن باز میکردم و همینجور که همیشه زدن تو سرم میگفتم کجا چیکار کردم شاید درست میشد شاید اینقدر قضاوت نمیشدم طرد نمیشدم
فکر نمیکنم هیچکدوم از اطرافیانم اندازه من صبح تا شب جون بکنن و سگ دو بزنن
اطرافیانم » ۳ـ۴ نفر مهم زندگیم منظورمه
ولی به جاش همه اطرافیانم ازم توقع تلاش بیشتر دارن و برای هیچ کدومشون کافی و مناسب نیستم 😊🙂↔️
