نشانیِ سوّم
رفتن به کانال در Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
نمایش بیشتر834
مشترکین
-824 ساعت
-467 روز
-15030 روز
آرشیو پست ها
832
بچههااااااااا!!!!
از نوهی خالهم (۱۳ سالشه) که رفته بودیم خونشون دماوند، کتاب قرض گرفته بودم، موقع پس دادنش ۴ تا کتاب بهش دادم بخونه. الان پیام داده که تا من اینا رو میخونم ۴ تا کتاب دیگه گذاشتم خونهی عزیز جون (خالهم) که بخونی.😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
وای رویایم به حقیقت پیوست. بالآخره یکی تو این فامیل اندازه من خورهی کتابه.😭
دارم از ذوق میمیرم برای واقعی!
832
دوستی که از شما بیشتر ذوق کنه دارید؟ اکسپلورِ دوستم، پر شده از پستهای عاشقانهی اکلیلی. دایرکتش رو که باز میکنم، سیصد تا پست میپاشه تو صورتم. 《عه شما! عه تو! وای این چالشو برید! وای این کارو بکنید! وای ایدهی دیت! 》
قربونش نرم؟
832
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
سلام. این پیامو فوروارد کنید تا پست خوشگلتونو فوروارد کنم باهم ببینیم.
832
درود
من امشب واقعا حالم خوب نبود و به کسی نگفتم و هنوزم تا اینو نخونن، کسی نمیدونه. خب. حالا فهمیدید. اما پوینت این نبود. (پوینت نه، هدف. فارسی را پاس بدار.)
هدف این بود که برایِ منِ آینده یادآوری کنم که چهقدر تو یک سری رنجِ دنبالهدار پیچیدهی پیشرفته، انقدر تنها بودم که حتی بیان کردنش هم فایدهای نداشت. با دستِ لرزون چایی ریختم و با صدای لرزون حرف زدم و با پای لرزون تو خونه راه رفتم؛ نه خودم میدونستم چی کار میتونم بکنم، نه میتونستم به کسی بگم که چرا. فقط رفتم و رفتم و رفتم. فقط ادامه دادم تا ببینم چی پیش میاد. فقط سعی کردم از این ثانیه به اون ثانیه، تن و بدن و روحمو بکشونم تا باهام بیاد.
832
درود
من امشب واقعا حالم خوب نبود و به کسی نگفتم و هنوزم تا اینو نخونن، کسی نمیدونه. خب. حالا فهمیدید. اما پوینت این نبود. (پوینت نه، هدف. فارسی را پاس بدار.)
هدف این بود که یادآوری کنم که چهقدر تو یک سری رنجِ دنبالهدار پیچیدهی پیشرفته، انقدر تنها بودم که حتی بیان کردنش هم فایدهای نداشت. با دستِ لرزون چایی ریختم و با صدای لرزون حرف زدم و با پای لرزون تو خونه راه رفتم؛ نه خودم میدونستم چی کار میتونم بکنم، نه میتونستم به کسی بگم که چرا.
832
هر واکنشی. تاکید میکنم هر واکنشی در مقابل تعریف از صدام رو دیگه حس پیکمی بودن ازش میگیرم. ممنون از دوست و مشوق عزیزم خانم آ
832
اینه که فکر کنم چند ماه فرصت لازمه تا دوباره بخونم.😂😂😂😂😂 میخونم یاد اون بنده خدا میفتم.😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
832
بچهها با یه نفر آشنا شدیم چند وقت پیش خیلی اعتماد به سقف بود. من و دوستام جمیعاً بحثِ خوندن میشه یادِ اون میفتیم و میتونید ما رو در حال گاز زدن دیوار و زمین پیدا کنید.
