fa
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

رفتن به کانال در Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
240
مشترکین
-124 ساعت
-47 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
ولش کنید بذارید بگم که

وضعیت همهٔ اعضای کانال خرابه.

Repost from •خلوص•
ماهی تنهای من در تنگ خود آسوده باش جز پریشانی مگر دریا چه دارد با خودش؟

بدان اگرچه که دوری، هنوز دل‌خواهی چه دیر و دور و دریغی، تو کیستی؟ ماهی! تو ماه و دست من از وصلت آه... کوتاه است همین بس است که می‌بینمت هرازگاهی من از زمینم و تقدیر ما دوتا دوری‌ست زمین نمی‌برد آخر به آسمان، راهی نمی‌شود که بیایی کنار من باشی؟ نمی‌رسد به من از تو زمان کوتاهی؟ اگر که می‌شود امشب بیا به دیدارم بیا و باش شبی، ماهِ حوضِ این ماهی‌... #زهرا_ایزدی‌نیا

-

‌ ماهی تنهای تنگم ،کاش دست سرنوشت برکه‌ای کوچک به من می‌داد، دریا پیشکش! - سجاد سامانی

-

ناشناسه ناشناس بدو بیا جا نمونی

حتی بهم نگفتی:
بخاطر همه‌ی خنده‌هات ممنونم بخاطر همه گریه‌هات شرمنده…

«بغلم نکنید. می‌شکنم از بس بغلم نکرده‌اند.» -کتاب ویولن‌زن روی پل -شما فرستادید.

دل خزان‌زدهٔ من بهار می‌خواهد کمی هوای به‌دور از غبار می‌خواهد کمی کنار تو بودن بدون فکر و خیال کمی مرخصی از روزگار می‌خواهد کمی رها شدن از قیل‌و‌قالِ این دنیا کمی سفر، سبک از کوله‌بار می‌خواهد برای آن‌که غم از آسمان او برود کمی نگاهِ ترِ بی‌قرار می‌خواهد دوباره گفت‌وشنودی شبانه با چشمت به دور از این همه حرف و شعار می‌خواهد دلم بهانه گرفته عزیزِ دورِ دلم! دل خزان‌زدهٔ من بهار می‌خواهد... #زهرا_ایزدی‌نیا

حتی قبل أن نعرف بعضنا البعض، لم نكن غرباء مثل هذا اليوم... حتی پیش از آن‌که یکدیگر را بشناسیم هم، مثل امروز غریبه نبودیم... |@loqatalqalb|

بس که می‌ترسم از جدایی‌ها می‌گریزم از آشنایی‌ها... #اسیر_شهرستانی

حتی یه شونه برای گریه ندارم.

حقیقتا اه.

شعری به روسیاهی شعر سپید نیست.

هیچی شبیه قبل نیست حتی من.

جدی تنها دلیلی که می‌خوام برم اینه که جلسات رو برگردوندن به اون سالن گرده(سلمان هراتی) و من اولین‌بار اون‌جا رفتم جلسه شعر و دلم برای خاطراتم و حال خوب اون‌وقتام تنگ شده.

پاشید امروز بعد صد سال بریم حوزه هنری جلسه شعر