عصفورة قلبي🕊
Ir al canal en Telegram
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
241
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
241
نام آنچه میان ما دونفر
بوده و هست، ظاهراً عشق است
ما دوتا باختیم... باور کن...
اولین گامِ باختن عشق است
من و تو خوشههای عشقیم و
داس، دستِ جهان نامرد است
شاه و بیبی قصهایم اما
آس، دستِ جهانِ نامرد است
عشق، چشمان کم توقع تو
عشق، دستان خالی من بود
عشق، دستور بوسه بود از تو
عشق، لحن سؤالیِ من بود
پشت پای تو آه میریزم
مات و مبهوتِ آخرین تصویر
"آه از آن رفتگانِ بیبرگشت"
آه از این آههای دامنگیر...
تکههای من و غرورم را
خشک کن لای دفترت بعداً
یا خودت هدیههام را تن کن
یا بپوشان به دخترت بعداً...
#علی_عیسی_بیکی
241
اگرچه پشت سرت حرف کم نبوده و نیست
هنوز جز تو کسی در دلم نبوده و نیست...
تو قبلهٔ دل مردی شدی که در نظرش
کسی به غیر خدا محترم نبوده و نیست
تمام عمر مرا پس زدی، فدای سرت...
تمام عمر به ابروم خم نبوده و نیست
چقدر حیف که عشق میان ما دو نفر
شبیه دوستیِ ساده هم نبوده و نیست...
#علی_عیسی_بیکی
241
بدان اگرچه که دوری، هنوز دلخواهی
چه دیر و دور و دریغی، تو کیستی؟ ماهی!
تو ماه و دست من از وصلت آه... کوتاه است
همین بس است که میبینمت هرازگاهی
من از زمینم و تقدیر ما دوتا دوریست
زمین نمیبرد آخر به آسمان، راهی
نمیشود که بیایی کنار من باشی؟
نمیرسد به من از تو زمان کوتاهی؟
اگر که میشود امشب بیا به دیدارم
بیا و باش شبی، ماهِ حوضِ این ماهی...
#زهرا_ایزدینیا
241
ماهی تنهای تنگم ،کاش دست سرنوشت
برکهای کوچک به من میداد، دریا پیشکش!
- سجاد سامانی
241
Repost from عصفورة قلبي🕊
دل خزانزدهٔ من بهار میخواهد
کمی هوای بهدور از غبار میخواهد
کمی کنار تو بودن بدون فکر و خیال
کمی مرخصی از روزگار میخواهد
کمی رها شدن از قیلوقالِ این دنیا
کمی سفر، سبک از کولهبار میخواهد
برای آنکه غم از آسمان او برود
کمی نگاهِ ترِ بیقرار میخواهد
دوباره گفتوشنودی شبانه با چشمت
به دور از این همه حرف و شعار میخواهد
دلم بهانه گرفته عزیزِ دورِ دلم!
دل خزانزدهٔ من بهار میخواهد...
#زهرا_ایزدینیا
241
Repost from | لغة القلب |
حتی قبل أن نعرف بعضنا البعض،
لم نكن غرباء مثل هذا اليوم...
حتی پیش از آنکه یکدیگر را بشناسیم هم،
مثل امروز غریبه نبودیم...
|@loqatalqalb|
