fa
Feedback
تکه هایی از زندگی؛

تکه هایی از زندگی؛

رفتن به کانال در Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=7208884308 @MOHI0011I

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
274
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
با من میو کن؛ آنگاه که جهانِ پیرامونمان، در هیاهوی هاپ‌هاپ‌ها ذره ذره رنگ می‌بازد. بگذار تا پنجول‌هایمان، در تنگنای این آشفته‌بازارِ سگی، از یکدیگر بی‌نصیب نمانند.

گفت برای کسی که دوسش داری چیکار میکنی؟ گفتم : براش می نویسم و اون تا ابد بین نوشته های من زنده می مونه...

یاس کوچک من؛ اشک میریزی؛ برای که؟! ناله میکنی؛ از برای چه؟! سر به زیر افکنده ای؛ کجا را نگاه میکنی؟! به من بگو... اشک هایت را به پای کدام گلِ این باغ ریخته ای؟!

از توجه و محبت کردن به آدمای مورد علاقم لذت میبرم و دست به قتل کسی که بخواد به جای من اینکارارو براشون انجام بده میبرم.

من؟ یه ستاره وسطِ آبیِ آسمون؛ که گم‌شده و هرچقدر که می‌گذره، بیشتر از چیزی که می‌خواست، دور و دور و دور و دور می‌شه.

«از میانِ دو واژه انسان و انسانیت، اولی در میانِ کوچه‌ها و دومی در لابه‌لای کتاب‌ها سرگردان است.»

Repost from Iost
من خسته ام ، نمی توانم به چیزی فکر کنم ، فقط می خواهم صورتم را در آغوشت بگذارم ، دستت را روی سرم احساس کنم و تا ابد همینطور به مانم.... -نامه های کافکا

تو یه قطره اشک بی‌صدا بودی پر از فریادِ کنارم بمان. آخرین سلاح برای زمین گذاشتن چمدون و موندن و در آغوش گرفتن و بخشیدن.

Repost from N/a
زن‌ها برای عشق، دیوانه نمی‌شوند؛ شاعر می‌شوند. و چه غم‌انگیز است وقتی شعرشان به دست کسی می‌رسد که زبان خواندنش را بلد نیست.

Repost from N/a
طراحی مدل زنده ' 16 August 🪴
+1
طراحی مدل زنده ' 16 August 🪴

من از این پایان خوش مبرا بودم. من و تو، طلسم شدگان نفرینی بودیم که هر پایان خوشی را از صفحه‌ی تایپ‌شده‌ی قصه پاک می‌کرد.

Repost from N/a
photo content
+1

sticker.webp0.14 KB