fa
Feedback
نوشین شادفام

نوشین شادفام

رفتن به کانال در Telegram

روز نوشته‌های من @Shadfam حرف یا گفتنی داشتید👆 لینک ناشناس من https://t.me/BoldChat_Bot?start=sec-iejijaefji

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
314
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
🎓🇳🇱 بورسیه HAN هالند 2026 | فرصت تحصیل در اروپا با حمایت مالی! 🌍🔥 اگر قصد ادامه تحصیل در هالند را دارید، این بورسیه می‌تواند بخشی از هزینه‌های تحصیل شمارا پوشش دهد و فرصت تحصیل در یکی از دانشگاه‌های معتبر هالند را برایتان فراهم کند. 👇 ✨ HAN Scholarships for International Students 2026 📚 HAN University of Applied Sciences این بورسیه را برای دانشجویان بین‌المللی مقاطع لیسانس و ماستری ارائه می‌دهد. این برنامه ویژه دانشجویان ممتاز خارج از اتحادیه اروپا و منطقه اقتصادی اروپا است که قصد تحصیل در رشته‌های انگلیسی‌زبان این دانشگاه را دارند. 💥 مزایا: 💸 دریافت کمک‌هزینه تحصیلی 🎓 پوشش بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های تحصیل 🌍 فرصت تحصیل در یکی از دانشگاه‌های معتبر هلند 📚 بهره‌مندی از آموزش با استانداردهای اروپایی 🏆 دریافت مدرک معتبر و شناخته‌شده در سطح بین‌المللی 🤝 امکان دریافت بورسیه‌های تکمیلی بر اساس عملکرد تحصیلی 🎓 مقاطع تحصیلی: ✔️ لیسانس ✔️ ماستری لینک ثبت نام 👇👇👇 https://immigrationintl.com/the-2026-han-scholarships-for-international-students-2/

تلفونم خود به خود ویدیو گرفته😅🤣

بچا چطور میتانم یک ویدیو ره زیر نویسی بکنم البته دستی نه. مستقیم میشه؟

احساس میکنم تا آخر سال چند خبر خوب از اینجا نشر کنم... نمیدانم.

خدا مخصد مره ببخشه که گپای خصوصی ملت ره با شما شریک کدم امشب اگر هم نبخشید نصف نصف تقسیم میکنم با شما، نصف اش را شما جواب بتین که خواندین نصف دیگه شه خودم میندازم که گردن مهمان که پیش ما ای گپا ره زد... خودم ده تپه خیر میشینوم😁

میگوید ببین من پدرم را میفرستم خاستگاریت اگر تو گپای مره باور نداری... رئیس جمهورتان با آن کش و فشش چند هزار آدم جیغ زده وعده میده عمل نمیکنه؟ او وقت تا غالمغال نکو بیادر😅

خوب بچه ها این بچه خیلی خورترک است 13 ساله اینا. که از خانه اش فرار کرده و پدرش زنگ زده بوده که او را دور بدهید من فردا میایم دنبالش... نگذارید جای بروه... خوب ما هم نگذاشتیم و از قصه اش بی نصیب نماندیم همه ما😂😁 خلاصه که میخایم بگویم بریش که عاشق شدن در 13 سالگی ره جدی نگیرد. آدم در این سن عاشق هر آت و اشغالی میشه🤣

دوباره میگوید ببین من دوستت دارم چرا باور نمیکنی... اهای هم وطن کلمه دوستت دارم تعهد میاره عین تف این طرف و آن طرف پرتش نکنید با تشکر! 🤣

دوباره میگوید شاید باور نکنی عزیزم ولی من به هرکسی زنگ نمیزنم. عکسایته ده پیسبوک دیدم دلم یک رقم شد. ده دلم میگویم به طرفش میگویم قبول نکو دخترر همین حرف را کپی کرده و به صغیر و کبیر ارسال میکند🤣

مهمان به مخاطبش میگوید کاش تنها مرد این کره بودم تا تنها انتخابت میشودم. ولی من میگویم کاش برای زدن مخ طرف راضی به انقراض هم جنس هایت نمیشودی هم وطن😐

مهمان داریم یک گوشه یی از خانه نشسته و با تلفون حرف میزند. به طرفش می گوید گوش کو! گوش کو! غرور من کاسه آش ننت نیست که بزنی بشکنی بگم رفع بلا بود... شما بگوید شنیدیم نیاز نیست در خانه ما اینقدر داد و بی داد کنی😅

سرعت نماز خواندن بعضی ها را که میبینوم.. به نظرم خوبس ازو کده بگوین بسم الله الرحمن الرحیم خدا جان مام میفامم خودت هم میفامی ولضالین😕

photo content

photo content
+1

امروز
امروز

گونه‌ات سیب سحر در باغ باران می‌شود خنده‌ات از سینه‌ی شب، نور پنهان می‌شود چشم‌هایت می‌کشد دل را به سمت بی‌خودی هر نگاهت قصه‌
گونه‌ات سیب سحر در باغ باران می‌شود خنده‌ات از سینه‌ی شب، نور پنهان می‌شود چشم‌هایت می‌کشد دل را به سمت بی‌خودی هر نگاهت قصه‌ای از دوران عشق می‌شود بی تو این دل مانده در تردید بیابانهای سرد با تو اما شهر خاموشم هم گلستان می‌شود نامت افتاد بر زبانم، لرزه در جانم فتاد هر نفس با یاد تو یک شعله‌افشان می‌شود دست من کوتاه، اما آرزویم بی‌حد است با تو حتی سنگ دل،هم اهل ایمان می‌شود بدت مدت ها از من بخوانید.

میدانید د اینجا 196 زن هستیم. 196 زنی که میخواهند با پول های خودشان کارهای کوچکی را شروع کنند. و امروز آخرین روز ورکشاپ شان است. هدف ها، و دورنما های شان را همه نوشتن و تکمیل شده و میخواهند بعد از 8 ماه و یک سال دیگه که پول به اندازه کافی برایشان جمع کردن. پلان هایشان را عملا شروع کنند..و این خیلی عالیه. ما در اینجا بدون کدام ترس و دلهره باهم حرف میزنیم و درد دل میکنیم. ساعت ها من میشینم و فقط به حرف ها، آرزو ها، و خواسته و گاهی به رنج ها و درد هایشان گوش می دهم. گاهی هم دلم میخواهد فقط آنها حرف بزنند و من گوش بدهم و داستان زندگی هر یک شان را بشنوم ولی نمی شود. براشان میگویم ما باید از یک جای به بعد خودیمان برای خود کار کنیم هیچ کسی دیگری از دنیای دیگر نمی آید که دست ما را بگیرد و به رسیدن به خواسته هایمان کمک کنند ما فقط خودمان هستیم و خود مان. دیروز که از زن ها از رنج ها و دغدغه هایش در این سرزمین میگفت یهو از دهن پرید و گفتم فکر کنید ما مادر هستیم و غم و شادی فرزندان ما هست دست شادی را بگیرید. غم خودش دنبال مان می آید. فکر کنید شادی آن کودک سر به هوا است که مدام دامن مان را رها می کند و یا از پیش مان گم می شود. ما باید به عنوان یک مادر مواظب آن شادی باشیم و... همه سکوت کردن و چیزی نگفتن. راستش خیلی عجیبه. زن ها خیلی با من راحتن و از تمام درد هایشان به من می گوید حتی گاه از مشکیلات و خشونت های که در حق شان می شوند نیز می گوید. گاهی میمانم برای تسلای درد هایشان چیزی برایشان بگویم مثلا خیرست، میگذره، زندگی همین است و یا... چیزی نمی گویم فقط سکوت میکنم و گاهی میگویم درد همه ماست نه تنها جمعی که امروز در اینجا جمع شدیم. گاهی هم دلم میخواهد کاش وقت زمان بیشتری داشتیم که من میتوانستم کتاب های سرگذشت ندیمه، هزار خورشید تابان، روشنایی خاکستر و یا... را برایشان بخوانم و بگویم که ما تنها نیستیم و این درد و رنج مشترک تمام ما زن ها است. ولی باز هم باید دست آن شادی کوچک را بگیریم و پا به پایش راه برویم و راه های را هم برای یک زندگی بهتر و کم دغدغه تری جستجو کنیم.

شما را نمی دانم، اما تقریبا این شده یکی از سوال های ذهنم، که اگر در کودکی و نوجوانی هایمان فامیل، خانواده و فرهنگ افغانی دختر شان را در نقش رختشوی، آشپز و خدمتکار بی مزد نمیدید حالا چی توانایی های داشتیم؟ و مادر کلان های که در پیری همه اش از استخوان درد گلایه میکردن و محتاج یک پماد برای زانو درد بودن، و نسل اندر نسل خودیمان را قربانی میکنیم.