fa
Feedback
📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

رفتن به کانال در Telegram

🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
204
مشترکین
+224 ساعت
-87 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
ای آرزوی اولیـــــــن گــامِ رسیـــــــــــــــــدن بـر جــــاده‌هـــــای بــی‌ســرانجــامِ رسیـــدن کـار جهــان جــــز بـر م
ای آرزوی اولیـــــــن گــامِ رسیـــــــــــــــــدن بـر جــــاده‌هـــــای بــی‌ســرانجــامِ رسیـــدن کـار جهــان جــــز بـر مــدار آرزو نیســـــــت بـا ایـــن همــه دل‌هــــای نـاکــامِ رسیــــــدن کِی می‌شود روشن به رویت چشم من ، کِی؟ وقــــت گــل نِـــــی بـود هنگـامِ رسیـــــدن؟! دل در خیــال رفتـــن و مــن فکـــر مـــانـدن او پختــه ی راه اســت و مــن خــامِ رسیـدن بــر خــامـــی‌ام نـامِ تمـــامــــی مـــی‌گـذارم بـر رخـــوتِ درمــــانـدگـــــی نـامِ رسیــــدن هــر چــه دویـدم ، جـاده از مـن پیـش‌تر بود پیچیــــده در راه اســـــت ابهـــامِ رسیــــدن از آن کبـــوتـر هــــای بـــی‌پـروا کـه رفتنـــد یـک مُشـت پَـر جــا مــانـده بـر بـامِ رسیــدن ای کـالِ دور از دستــــرس ! ای شعــرِ تـازه ! مــی‌چینمـــت ، امــــا بـه هنگـامِ رسیــــدن . #قیصر_امین_پور 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

☑️شمالی روز آیینگی کلماتی ست که تو را به دریا می خواند و سپیده ، سپیده بارانی باران دریا عبور کلمات شمالی سپیده آذر ارجمند 🛑
☑️شمالی روز آیینگی کلماتی ست که تو را به دریا می خواند و سپیده ، سپیده بارانی باران دریا عبور کلمات شمالی سپیده آذر ارجمند 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

☑️کهنه قالی پا خورده‌ام چنان که یکی کهنه‌ قالی‌ام از بس زمین خورده‌ام امروز عالی‌‌ام من زاده ی جنوبم و داغ است پشت من اما کنا
☑️کهنه قالی پا خورده‌ام چنان که یکی کهنه‌ قالی‌ام از بس زمین خورده‌ام امروز عالی‌‌ام من زاده ی جنوبم و داغ است پشت من اما کنار کوچه تو من شمالی‌ام باران نمی شوی که بیایی زمین ما تا بنگری صلابت این خشکسالی‌ام می خواهم این جهان که بریزم به پای تو تا می رسم به چشم تو من دست خالی‌ام دست مرا بگیر گناهی نمی کنی من عاشق فشردن دست خیالی‌ام با صد یقین والبته، طوفان و تندرم در آسمان ابر تو یک احتمالی‌ام یک بار در میان نمازم بیا ببین دور از تو در قنوت چه حالی‌به‌حالی‌ام دکتر جهان سبز علی پور -تالش 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

☑️چشم خیس ناخن می کشم بر پوست شب این درد مزمن امان نمی دهد مهتاب در بازی قائم باشک میان ابرها شب را تبدار وچشم هایم خیس سیده
☑️چشم خیس ناخن می کشم بر پوست شب این درد مزمن امان نمی دهد مهتاب در بازی قائم باشک میان ابرها شب را تبدار وچشم هایم خیس سیده فریبا حسینی دیوشلی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند 🛑سردبیر فرهنگی و ادبی 🛑دکتر مریم وثوقی هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر . دوستان گرامی مردادماه تان همراه با شعر و شور و ارامش .🌺 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️غزلی زیبا با اجرایی دلنشین ،تقدیم شما همراهان عزیز رادیو... 🛑✳️غزل ۴۶۰ از ✍️حضرت حافظ 🛑✳️🎤گوینده: دکتر فرشته جوادی همکار رادیو 🛑✳️🎵موسیقی: تکنوازی سنتور در شور ✳️سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ أُلاقی مِن نَواها ما أُلاقی ✳️الا ای ساروان منزل دوست إِلی رُکبانِکُم طالَ اشْتیاقی ✳️خِرَد در زنده‌رود انداز و می نوش به گلبانگ جوانان عراقی ✳️رَبیعُ العُمرِ فی مَرعیٰ حِماکُم حَماکَ اللّهُ یا عَهدَ التَّلاقی ✳️بیا ساقی بده رَطْل گرانم سَقاکَ اللّهُ مِن کَأسٍ دِهاقِ ✳️جوانی باز می‌آرد به یادم سماع چنگ و دست افشان ساقی ✳️می باقی بده تا مست و خوشدل به یاران برفَشانم عمر باقی ✳️درونم خون شد از نادیدن دوست أَلا تَعْساً لِأیّامِ الفِراقِ . . . . . ✳️وصال دوستان روزی ما نیست بخوان حافظ غزل‌های فراقی 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️طفلی به نام شادی دیریست گم شده است با چشم‌های روشن براق با گیسویی بلند به بالای ارزو هر کس از او نشانی دارد ما را کند خبر ... این هم نشان ما یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر 🛑✳️✍️دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی 🛑✳️🎤اوا بشردوست 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

منتقد، معلمی نیست که متن را تصحیح کند و نه قاضی‌ای که درباره آن رأی صادر کند. او واسطه‌ای است میان متن و جامعه خوانندگان؛ کسی که امکان دیدن آنچه را پیش‌تر دیده نمی‌شد، فراهم می‌کند. ارزش یک نقد نیز نه در تعداد احکام قطعی آن، بلکه در توانایی آن برای گشودن افق‌های تازه فهم و برانگیختن گفت‌وگوهای تازه است. از این رو، گذار از نقد قضایی به نقد ارتباطی، تنها دگرگونی یک روش در نقد ادبی نیست؛ بلکه نشانه گذار از یک صورت عقلانیت به صورت دیگری از عقلانیت است. جامعه‌ای که نقد را به گفت‌وگو بدل می‌کند، به تدریج در سیاست، فرهنگ و زندگی اجتماعی نیز از منطق حکم به منطق استدلال نزدیک می‌شود. نقد ادبی، در این معنا، نه حاشیه فرهنگ، بلکه یکی از نهادهای بنیادین شکل‌گیری فرهنگ گفت‌وگو است. شاید رسالت منتقد نیز دقیقاً از همین‌جا آغاز شود: نه اینکه آخرین سخن را بگوید، بلکه چنان سخن بگوید که سخن‌های بیشتری امکان ظهور پیدا کنند. زیرا نقد، زمانی به وظیفه تاریخی خود وفادار است که به جای بستن معنا، امکان‌های تازه فهم را بگشاید؛ و به جای تولید اطاعت، فرهنگ گفت‌وگو را بیافریند. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️ در این الگو، اقتدار منتقد مهم‌تر از فرایند گفت‌وگوست و اعتبار نقد، بیش از آنکه از استدلال ناشی شود، از جایگاه گوینده سرچشمه می‌گیرد. اما پرسش این است که آیا ادبیات اساساً با چنین منطقی سازگار است؟ اثر ادبی، شیئی نیست که معنای آن در درونش پنهان شده باشد و منتقد با مهارتی ویژه آن را استخراج کند. متن ادبی، هر بار که خوانده می‌شود، در افق تازه‌ای از تاریخ، تجربه و زبان قرار می‌گیرد و امکانات معنایی دیگری را آشکار می‌کند. از همین رو، هیچ خوانشی آخرین خوانش نیست و هیچ تفسیری نمی‌تواند پرونده یک اثر را برای همیشه ببندد. هرمنوتیک فلسفی گادامر، این حقیقت را به یکی از بنیادی‌ترین اصول فهم تبدیل کرد. فهم، بازسازی نیت مؤلف یا کشف معنای نهایی متن نیست؛ بلکه رخدادی است که در امتزاج افق تاریخی متن و افق تاریخی خواننده شکل می‌گیرد. متن در هر مواجهه، دوباره سخن می‌گوید و خواننده نیز هرگز بیرون از تاریخ و پیش‌فرض‌های خود نمی‌ایستد. بنابراین معنا، محصول یک رابطه است، نه یک کشف. اگر چنین باشد، منتقد دیگر نمی‌تواند خود را مالک حقیقت متن بداند. او تنها یکی از مشارکت‌کنندگان در رخداد فهم است؛ کسی که خوانشی را پیشنهاد می‌کند، نه اینکه حکم نهایی را اعلام کند. با این همه، اگر فهم همواره تاریخی و تفسیری باشد، آیا هر برداشتی از متن معتبر است؟ آیا هر خواننده می‌تواند هر معنایی را به اثر نسبت دهد؟ در همین نقطه، عقل ارتباطی یورگن هابرماس افق هرمنوتیک را کامل می‌کند. هابرماس نشان می‌دهد که اعتبار یک ادعا، نه از اقتدار گوینده، بلکه از توانایی آن در حضور در گفت‌وگویی آزاد و عقلانی حاصل می‌شود. هیچ تفسیری صرفاً به دلیل شهرت منتقد یا جایگاه دانشگاهی او معتبر نیست؛ تفسیر زمانی اعتبار پیدا می‌کند که بتواند در برابر پرسش‌ها، نقدها و استدلال‌های دیگران از خود دفاع کند. از این منظر، نقد ادبی نه دادگاه حقیقت، بلکه عرصه کنش ارتباطی است. اما اهمیت این تحول تنها به تغییر روش نقد محدود نمی‌شود. آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که نقد ادبی خود یکی از نهادهای تولید عقلانیت در جامعه است. جامعه‌ای که در آن منتقدان به جای صدور حکم، استدلال می‌کنند؛ به جای حذف، گفت‌وگو می‌کنند؛ و به جای اعلام حقیقت نهایی، امکان شنیدن تفسیرهای رقیب را فراهم می‌آورند، به تدریج همین منطق را به دیگر عرصه‌های زندگی فرهنگی و اجتماعی نیز منتقل می‌کند. به همین دلیل، نقد ادبی صرفاً درباره ادبیات نیست؛ تمرینی برای زیستن در جهانی است که حقیقت در انحصار هیچ‌کس نیست و فهم، محصول مشارکت همگانی است. نقد، مدرسه‌ای برای یادگیری شنیدن، پاسخ دادن، تجدیدنظر کردن و پذیرش امکان خطای خویش است. از این حیث، نقد ادبی یکی از مهم‌ترین صورت‌های تربیت عقل ارتباطی در جامعه است. از همین رو، تحول استتیک یک جامعه نیز صرفاً با ظهور شاعران و نویسندگان بزرگ رخ نمی‌دهد. هر تحول زیبایی‌شناختی، هم‌زمان نیازمند تحول در شیوه‌ی خواندن، تفسیر کردن و نقد کردن است. نیما تنها شعر فارسی را دگرگون نکرد؛ شیوه خواندن شعر را نیز دگرگون کرد. شعر نو زمانی به نیرویی تاریخی تبدیل شد که افق‌های تازه‌ای از نقد و گفت‌وگو پیرامون آن شکل گرفت. هر دگرگونی بزرگ در هنر، همواره با دگرگونی در عقل نقاد همراه بوده است. از این منظر، تاریخ ادبیات را نمی‌توان فقط تاریخ آثار دانست؛ بلکه باید آن را تاریخ تحول عقلانیت نقاد نیز دانست. آثار ادبی، جهان‌های تازه‌ای را می‌آفرینند، اما این نقد است که آن جهان‌ها را وارد گفت‌وگوی عمومی می‌کند، نسبت آنها را با سنت و اکنون می‌سنجد و امکان ماندگاری یا فراموشی آنها را در افق فرهنگی جامعه فراهم می‌آورد. در اینجا تفاوت بنیادین میان نقد قضایی و نقد ارتباطی آشکار می‌شود. نقد قضایی می‌خواهد گفت‌وگو را با صدور حکم پایان دهد؛ نقد ارتباطی می‌کوشد گفت‌وگو را تداوم بخشد. نقد قضایی، حقیقت را در اختیار منتقد می‌بیند؛ نقد ارتباطی، حقیقت را حاصل گردش استدلال‌ها و خوانش‌ها می‌داند. نقد قضایی، منتقد را مرجع می‌کند؛ نقد ارتباطی، او را میانجی می‌سازد.

🛑✳️📚گذار از نقدِ قضایی به نقدِ ارتباطی نقد ادبی و دگرگونی عقلانیت در جامعه 🛑✳️✍سینا جهاندیده ✳️یکی از ریشه‌دارترین سوءتفاه
🛑✳️📚گذار از نقدِ قضایی به نقدِ ارتباطی نقد ادبی و دگرگونی عقلانیت در جامعه 🛑✳️✍سینا جهاندیده ✳️یکی از ریشه‌دارترین سوءتفاهم‌ها درباره‌ی نقد ادبی، یکی گرفتن «نقد» با «داوری» است. هنوز هم در بسیاری از محافل ادبی، منتقد کسی تلقی می‌شود که باید در پایان خواندن یک اثر، رأی نهایی خود را صادر کند: این شعر موفق است، آن شعر شکست خورده است؛ این رمان ماندگار است، آن دیگری فاقد ارزش است. گویی وظیفه منتقد، تعیین تکلیف اثر است، نه گشودن امکان‌های تازه برای فهم آن. این تلقی، تنها یک خطای روشی نیست؛ بلکه بر نوعی عقلانیت استوار است که می‌توان آن را عقل قضایی نامید. عقل قضایی، جهان را از منظر حکم می‌بیند. حقیقت، امری از پیش موجود است؛ تنها باید توسط فردی صاحب صلاحیت کشف و اعلام شود. در ادامه می خوانید👇

✳️شاید از همین رو، ترجمه‌ی کامل هایکو هرگز تنها با ترجمه‌ی واژه‌ها ممکن نمی‌شود. آنچه باید ترجمه شود، نه فقط زبان، بلکه شیوه‌ای از حضور در جهان است. از این منظر، مسئله‌ی اصلی آن نیست که چرا ایرانیان هایکو را «درست» نمی‌نویسند. مسئله آن است که آیا می‌توان برای لحظه‌ای، ذهن استعاره‌ساز و تأویل‌گر خود را معلق کرد و به جهان اجازه داد پیش از آنکه به معنا تبدیل شود، خود را آشکار کند؟ شاید هایکو، پیش از آنکه گونه‌ای از شعر باشد، تمرینی برای همین تعلیق باشد؛ تعلیقِ میل به تفسیر، تا جهان بتواند دوباره دیده شود. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️به گمان من، به تعداد شاعران معاصر  فارسی‌زبان، فهمی از هایکو وجود دارد. برخی از این فهم‌ها به سنت ژاپنی نزدیک‌ترند و برخی دورتر. اما مسئله‌ی اصلی این نیست. مسئله آن است که آیا اساساً ذهنی که در سنت ادبی فارسی پرورش یافته است، می‌تواند به جهان پدیداریِ هایکو نزدیک شود؟ شاید از همین‌جا بتوان به پرسشی دیگر نیز پاسخ داد؛ چرا بسیاری از ترجمه‌های هایکوی ژاپنی برای خواننده‌ی فارسی‌زبان، بیش از آنکه شعر باشند، به نثر شباهت دارند؟ آیا این تنها نتیجه‌ی ضعف ترجمه است؟ یا آنکه ما واژه‌ها را ترجمه می‌کنیم، اما شیوه‌ی دیدن را نه؟ ترجمه‌ی هایکو، صرفاً انتقال واژه‌ها از زبانی به زبان دیگر نیست؛ ترجمه‌ی یک رژیم ادراک است. متن ژاپنی وارد زبان فارسی می‌شود، اما ذهن فارسی‌زبان آن را بر اساس عادت‌های دیرینه‌ی خود دوباره می‌خواند؛ عادت‌هایی که قرن‌ها در بلاغت، استعاره، عرفان و تأویل پرورش یافته‌اند. در نتیجه، آنچه در زبان مبدأ حضوری خاموش و بی‌واسطه است، در زبان مقصد به شبکه‌ای از معناها و تفسیرها تبدیل می‌شود. اینجا به گمان من، تفاوت بنیادی دو سنت آشکار می‌شود. سنت ادبی فارسی، در گرایش غالب خود، بر آفرینش استعاره استوار است. ارزش شاعر در آن است که از هر پدیده، افقی دیگر بگشاید. گل، تنها گل نیست؛ نشانه‌ی جمال است. سرو، قامت یار است. باران، اندوه یا تطهیر است. طبیعت کمتر برای خودش حضور دارد و بیشتر زبانِ بیان حقیقتی دیگر است. این ویژگی، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای شعر فارسی است و بخش مهمی از شکوه آن از همین توانایی سرچشمه می‌گیرد. اما همین فضیلت، هنگام مواجهه با هایکو، به دشواری تبدیل می‌شود. هایکو دقیقاً در نقطه‌ی مقابل این منطق ایستاده است. در هایکو، شکوفه پیش از آنکه نماد باشد، شکوفه است. باران پیش از آنکه استعاره باشد، باران است. برکه پیش از آنکه رمز سکوت یا زندگی باشد، همان برکه‌ای است که قورباغه سکوتش را می‌شکند. از همین‌جا نظریه‌ی این جستار آغاز می‌شود. ذهن تأویل‌گر نمی‌تواند جهان پدیداری را برای مدت طولانی حفظ کند؛ زیرا کارکرد آن، تبدیل پدیده به معناست. این ذهن، در برابر هر پدیده، بی‌اختیار می‌پرسد: «این نشانه‌ی چیست؟» اما هایکو از شاعر می‌خواهد این میل را معلق کند. اگر بخواهم جوهر هایکو را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: هایکو، آیینِ تعلیقِ تأویل است. هایکو از شاعر نمی‌خواهد بیشتر معنا تولید کند؛ از او می‌خواهد برای لحظه‌ای، از تولید معنا دست بکشد. جهان را پیش از آنکه به استعاره، نماد یا مفهوم تبدیل شود، همان‌گونه که پدیدار می‌شود، ببیند. شاید به همین دلیل، بسیاری از هایکوهای فارسی، هرچند کوتاه‌اند، هنوز هایکویی نیستند. زیرا ذهن شاعر نمی‌تواند در برابر وسوسه‌ی معنا مقاومت کند. تصویر هنوز فرصت نیافته است خود سخن بگوید که شاعر آن را به استعاره تبدیل کرده است. برای فهم این تفاوت، کافی است دو شعر را کنار هم بگذاریم: باشو می‌نویسد: «از عطر شکوفه‌های آلو، ناگهان خورشید طلوع کرد، آیا این یک جاده‌ی کوهستانی است؟» و شاملو می‌نویسد: شب با گلوی خونین خوانده‌ست دیرگاه.  دریا نشسته سرد. یک شاخه در سیاهیِ جنگل به سوی نور فریاد می‌کشد.  در شعر باشو، جهان هنوز خودِ جهان است. شاعر چیزی را توضیح نمی‌دهد، طبیعت را انسانی نمی‌کند و از تصویر عبور نمی‌کند تا به معنایی دیگر برسد. اما در شعر شاملو، طبیعت زبانِ تجربه‌ی انسانی شده است. شب، گلو دارد؛ شاخه، فریاد می‌کشد؛ جهان در افق احساس و تاریخ انسان بازآفرینی می‌شود. هیچ‌یک از این دو شیوه بر دیگری برتری ندارد؛ آن‌ها به دو سنت زیبایی‌شناختی متفاوت تعلق دارند. اما همین تفاوت نشان می‌دهد که چرا شاعر فارسی‌زبان، هنگام نوشتن هایکو، ناخودآگاه به سوی استعاره و تأویل بازمی‌گردد. به همین دلیل، دشواریِ هایکوی فارسی، دشواریِ یادگیری یک قالب نیست؛ دشواریِ تغییر یک عادت ادراکی است. ما قرن‌ها جهان را خوانده‌ایم؛ هایکو از ما می‌خواهد جهان را ببینیم. ما آموخته‌ایم که از هر پدیده عبور کنیم تا به معنایی دیگر برسیم؛ هایکو از ما می‌خواهد در خودِ پدیده مکث کنیم. ما جهان را به زبان تبدیل کرده‌ایم؛ هایکو می‌کوشد زبان را دوباره به جهان بازگرداند.

🛑✳️📚ذهنِ تأویل‌گر و جهانِ پدیداریِ هایکو ذهن ایرانی در مواجهه با شعر هایکو با چه دشواری‌هایی مواجه است؟ 🛑✳️✍سینا جهاندیده
🛑✳️📚ذهنِ تأویل‌گر و جهانِ پدیداریِ هایکو ذهن ایرانی در مواجهه با شعر هایکو با چه دشواری‌هایی مواجه است؟ 🛑✳️✍سینا جهاندیده پس از هر موج انتشار هایکو در ایران، جدلی قدیمی دوباره زنده می‌شود: آیا آنچه می‌خوانیم واقعاً هایکو است یا صرفاً شعر کوتاه؟ پاسخ این پرسش معمولاً در فرم جست‌وجو می‌شود؛ از تعداد سطرها و ایجاز گرفته تا تصویر و عناصر طبیعت. اما شاید مسئله از اساس در جای دیگری باشد. شاید هایکو پیش از آنکه یک قالب شعری باشد، نوعی شیوه‌ی ادراک باشد و به همین دلیل، پرسش اصلی نیز نه «چگونه هایکو بنویسیم؟» بلکه «چگونه جهان را ببینیم؟» باشد. در ادامه می خوانید👇

🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه
🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌈خورشید شو و🌞 طلوع را باور کن🌤 🛑🌈هر صبح شرابِ نور🌒 در ساغر کن⚘️   🛑🌈ای دوست هوایِ🌬 شهرِ دل ها را باز 🛑🌈سرشارِ سرور و🌝 خندہ ای دیگر کن🌞 🛑🌈صبح تان بخیرونیکی وفرجامی🌺🌸 ✳️قـانـون انتـظار میگـه: منـتظـر هـرچـے باشــی وارد زنـدگیـت میشــه پـس دائـم با خــودت تڪـرار ڪـن مـن امـروز منـتظـر عـالی‌تـریـن اتفـاقـها هســتم🥰😍 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🛑🎤گرشاهستم 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی    🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🪻به توکل نام اعظمت🌹 🌹بسم الله الرحمن الرحیم🪻 سلامی به گرمی آفتاب🌞☀️ صبح بوی زندگی🦋. . . . 🛑🌈سلام... 🛑🌈صبح زیباتون بخیر🌹🪻🤲🌤🌞 🛑گوینده:گرشا 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌈خورشید شو و🌞 طلوع را باور کن🌤 🛑🌈هر صبح شرابِ نور🌒 در ساغر کن⚘️   🛑🌈ای دوست هوایِ🌬 شهرِ دل ها را باز 🛑🌈سرشارِ سرور و🌝 خندہ ای دیگر کن🌞 🛑🌈صبح تان بخیرونیکی وفرجامی🌺🌸 ✳️قـانـون انتـظار میگـه: منـتظـر هـرچـے باشــی وارد زنـدگیـت میشــه پـس دائـم با خــودت تڪـرار ڪـن مـن امـروز منـتظـر عـالی‌تـریـن اتفـاقـها هســتم🥰😍 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🛑🎤گرشاهستم 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی    🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑☀️🌻🌈بخش صبحگاهی تقدیم می کند 🛑✳️🌈امید یعنی باور کنیم خدا برای امروزمان، حرف تازه‌ای دارد. . 🛑✳️ درود به شما همراهان محترم رادیو مجازی راهیان شعر 🛑✳️🌈صبحتون بخیر و نیکی حال دلتون خوش💐 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️د🗓 امروز دوشنبه 🛑✳️☀️ ۲۰ امرداد ١۴٠۵ ه. ش 🛑✳️🌙 ۲۷ صفر ١۴۴۸ ه.ق 🛑✳️ 🌲 ۱۱ اکست ٢٠٢۶ ميلاد 🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑 🛑✨ب
🛑✳️د🗓 امروز  دوشنبه 🛑✳️☀️  ۲۰ امرداد    ١۴٠۵   ه. ش 🛑✳️🌙    ۲۷ صفر    ١۴۴۸  ه.ق 🛑✳️ 🌲      ۱۱ اکست     ٢٠٢۶     ميلاد 🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑 🛑✨بسم الله الرحمن الرحیم✨🛑 🛑✳️🌈 به نام خداوندِ جان و خرد، آن‌که هر واژه با یاد او جان می‌گیرد و هر صبح با لطف او آغاز می‌شود. ‌‌‌‌‌‌‌🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️الهی در این شب زیبا، 🛑✳️سلامتی را نصیب خانواده هایمان 🛑✳️دلخوشی را نصیب خانہ هایمان🌺 🛑✳️و آرامش را نصیب دلهایمان بگرد
🛑✳️الهی در این شب زیبا، 🛑✳️سلامتی را نصیب خانواده هایمان 🛑✳️دلخوشی را نصیب خانہ هایمان🌺 🛑✳️و آرامش را نصیب دلهایمان بگردان 🛑✳️خونہ دلتون گرم شبتون بی غم و در پناه خدا🌺 🛑✳️🙏سپاس که تا پاسی از شب ، با برنامه رادیو مجازی راهیان شعر همراه بودید تا درودی دیگر، بدرود💐 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸