quiet blooms«just me?»
رفتن به کانال در Telegram
🌷 𝖿ᥣ᥆ᥕᥱrs sᥙᥒsһіᥒᥱ, ძіᥲrіᥱs ☀️ ᥣі𝗍𝗍ᥣᥱ m᥆mᥱᥒ𝗍s ᥆𝖿 ᥣі𝖿ᥱ. 𖫰 𞄚𝅥࣪͝ іᥒ𝖿⍴-𝗍 ⇁ 💭 ᥲᥒ᥆ᥒ? @Nia_bloom_botbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
196
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝟥𝟢𝗍𝗁 𝖣𝖾𝖼𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋.(ایــران ver.)
بحث سیاسی با آدمایی که فقط بر اساس احساسات و تعصبشون حرف میزنن و بویی از انسانیت نبردن مثل گریه کردن بالا سر قبری میمونه که توش مرده نیست.
من میخواستم هنرمند باشم، کتاب بخونم، گلامو آب بدم، فرش خونهام رو جارو کنم و برای پیاده روی صبح ذوق داشته باشم.
اما الان ازم یه آدم سیاسیِ شکست خورده در اهدافِ لازم با دایره لغاتی سراسر فحش و ناسزا مونده.
یک ماه گذشته،اما برای بعضیها زمان همونجا ایستاد.
نه فردایی اومد، نه ادامهای،نه فرصتی برای بزرگ شدن، عاشق شدن، نفس کشیدن.
کشتههای ۴۰۴ فقط اسم نیستن.
عدد نیستن.
خبرِ دیروز نیستن.
هرکدومشون یه زندگی بودن که ناتمام موند،
یه صدا که خاموش شد،
یه رؤیا که قبل از شروع، دفن شد.
اونا برای زندگی رفتن بیرون،
برای حقِ سادهی «بودن».
اما سهمشون از این دنیا
یه گل پژمرده شد
و یه عکس که هر روز کهنهتر میشه
ولی دردش نه.
دنیا جلو رفت،
خیابونها شلوغ شد،
خبرها عوض شد،
اما جای خالیشون هنوز سر جاشه.
روی صندلیها،
توی خونهها،
توی دلهایی که دیگه مثل قبل نمیتپه.
ما زنده موندیم
و این گاهی
سختترین قسمته.
با این سؤال که
چرا اونا نه؟
و با این حقیقت که
عدالت هیچوقت سر قرارش نرسید.
کشتههای ۴۰۴ نمردن،
از ما گرفته شدن.
و این داغ
نه زمان میفهمه،
نه فراموشی.
فقط میمونه.
مثل یه زخم باز
وسط تاریخ. 💔
همه شهر ایران سیهپوش شده🖤
دلِ کوه از این داغ، خاموش شده
ز نامِ خدا تیغ برکشیدند
به نامِ دین، خونِ مردم چکیدند
نه این دین، که نیرنگِ اهریمن است
که ایمان در او، جامهی آهن است
هزاران دل از بیم و اندوه سوخت
ولی آتشِ خشم، خاموش سوخت
به خونِ جوانان، زمین گواه
که ظلمت نمانَد، به آیینِ شاه
همان شاهِ پهلوی، ز راهِ خرد
که ایران به دستش نفس میسپرد
ز دلها چو ترس اوفتد یک زمان
برآید ز ایران، سپیدهدَمان
همان روز کاین خاک فریاد شد
ایرانِ ما، آزاد و آباد شد.
Repost from ۱۸سالگیفیفیچجورمیگذره؟
با قانون اسلام
حکم اعدام دادید،
با اذان صبح
جان گرفتید،
با فریاد «حیدر حیدر»
مردمِ بیدفاع را به رگبار بستید
بیزارم از دینِ شما،
نفرین به آیینِ شما .
خستهام از اینکه جون و آینده و جوونیم عین یه توپ والیبال داره تو دست حکومتها پاسکاری میشه.
ستم زمانی پایان مییابد که ستمدیده تصمیم بگیرد دیگر تحمل نکند.• نلسون ماندلا
