fa
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

رفتن به کانال در Telegram

Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
330
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+507 روز
+5630 روز
آرشیو پست ها
بذار خوش بگذرونن و تصور کنن الان روشون ادیت فانک میزنن

صدالبته می‌دونم کار کیه ولی چون می‌دونم یه بچه‌ست که مامانش هنوز اجازه نداده وسط ابروهاش رو برداره کاریش ندارم

فکر میکنن اهمیت میدم

حالا موضوع اینه که عکسم هم یکی از عکس های مورد علاقمه😭😭

فکر میکنن ناراحت میشم

عزیزان برداشتن عکسم رو داخل این چنل هایی که مسخره میکنن پخش کردن

بعدی رؤیاپردازان

معلم پیانو 👌 رؤیاپردازان ❤️

بعدی کدوم باشه؟

باید کلمات بیشتری یاد بگیرم

سطح ادبیاتم خیلی پایینه

اه

من متن های عاشقانه رو قشنگ تر از متن های عادی مینویسم

نخندید

شاید روزی وجودت را در رؤیاهایم نیز گم کنم.

در رؤیاهای خویش، سرمایی تنم را می‌لرزاند، سرمایی که گویی زمانی به گرمی آتش سوزان عشق بوده است در رؤیاهایم وجودت احساس می‌شود، اما تمام آن چیزی که از تو وجود دارد فقط نماد هایی‌ست که در خاطراتم به جای گذاشته‌ای. درست همان گونه که صحبت می‌کردی، همان گونه که توصیفم می‌کردی، همان‌گونه که چیزی را دوست می‌داشتی و از چیزی نفرت داشتی، چطور همهٔ این‌ها را در سر من ثبت کرده ای؟ در رؤیاهایم تو را نوازش می‌کنم، صدایت می‌زنم، شاید در تلاش باشم خود را دوباره به یادت آورم، اما مطمئن نیستم مرا از خاطر برده ای یا خیر. در رؤیاهای خود، تنت را لمس می‌کنم، اما آنقدر سرد است که وجودم را بی حس می‌کند. وجودم را سرشار از یک دلتنگی پوچ می‌کند، گویی به یادم می‌آورد که چقدر این رؤیا ساختگی و بیهوده است. شاید به همین خاطر باشد که تو را در آغوش نمیگیرم. همیشه تصور می‌کردم آغوش تو گرم ترین نقطه جهان باشد؛ نمی‌خواهم با یک آغوش سرد و مصنوعی در رؤیایم آن تصور را از بین ببرم. البته شاید هم به این دلیل باشد که هنوز امید دارم روزی تو را در آغوش خواهم گرفت، و اگر روزی به من بگویند که چنین چیزی هرگز ممکن نیست، محتاج همان آغوش سرد داخل رؤیای خویش شوم.

نمیگم «ایرانی» چون خطابم به تمام افراد این دسته‌ست (گرچه صدام بهشون نمی‌رسه)، پس عزیزم وقتشه یاد بگیری مدام استفاده کردن از اصطلاحات «لارپر، پوزر، نوب، اورریتد» تو رو همه‌چیز دان و تک و خاص نمیکنه سلفهارم کردن و بهش افتخار کردن تو رو شبیه ادیت شخصیت های خفن روسی ویژوال ناول ها نمیکنه عادی دونستن خودارضایی کردن و حرف زدن راجع به پورنوگرافی به طور کاملا جدی تو رو یک شخص عاقل نمیکنه سیگار کشیدن و افتخار کردن به اینکه فلان مارک رو امتحان کردی تو رو بزرگسال خفن جلوه نمی‌ده عزیزم بزرگ شو تا کی میخوای توهم بزنی داخل ادیت فانک تیک تاکی همون بندی که تو پوزر/مزخرف و... خطابش می‌کنی اعضاش سن پدرت رو دارن آلت تناسلیشون هم نمیدن دستت. ببخشید باید ادبم رو نگه دارم

نمیگم «ایرانی» چون خطابم به تمام افراد این دسته‌ست (گرچه صدام بهشون نمی‌رسه)، پس عزیزم وقتشه یاد بگیری مدام استفاده کردن از «لارپر، پوزر، نوب، اورریتد» تو رو همه‌چیز دان و تک و خاص نمیکنه سلفهارم کردن و بهش افتخار کردن تو رو شبیه ادیت شخصیت های خفن روسی ویژوال ناول ها نمیکنه عادی دونستن خودارضایی کردن و حرف زدن راجع به پورنوگرافی به طور کاملا جدی تو رو یک شخص عاقل نمیکنه سیگار کشیدن و افتخار کردن به اینکه فلان مارک رو امتحان کردی تو رو بزرگسال خفن جلوه نمی‌ده عزیزم بزرگ شو تا کی میخوای توهم بزنی داخل ادیت فانک تیک تاکی همون بندی که تو پوزر/مزخرف و... خطابش می‌کنی اعضاش سن پدرت رو دارن آلت تناسلیشون هم نمیدن دستت. ببخشید باید ادبم رو نگه دارم