We all need a William
رفتن به کانال در Telegram
278
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+77 روز
+3130 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
قدیسه را گرفتم، چهره من را داشت. ترسیده و وحشت زده به اون خیره گشتم. ناخن هایش را در سینه ام فرو برد.
سینه ام عاری گشت، اشک چهره ام را پر نمود، آب شش هایم را احاطه کرد و من دیگر چیزی جز سیاهی نیافتم.
Repost from 𝒮te𝗅𝗅une
⎯⎯✦⠀
نمیدانم چـہ بنامم این حال را؛ عشق است این؟ دیوانگی؟ یا کـہ جنون؟ ؋ـقط میدانم... تو چناט بـہ بنـدِ جانم راہ یا؋ـتهای، کـہ حالا هر گوشهاے را میشکا؋ـم، پیش از خون، نامِ تو ؋ـوارہ میشود از ذرهذرهے من...··•∘ʚ ✎ 𝒻𝓇𝑜𝓂 𝓉𝒽𝑒 𝓅𝑒𝓃 𝑜𝒻 V𓂃 ɞ∘•··
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
