MIND CHAT
رفتن به کانال در Telegram
یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞 محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر» رزیدنتِ رشتهی خیالی ❤️💍
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
280
مشترکین
+224 ساعت
+147 روز
+4930 روز
آرشیو پست ها
280
Repost from Med Uni Eteraz ✊🏻
⚫️ متاسفانه باخبر شدیم جناب آقای کیان رحمانی اینترن پزشکی ورودی مهر ۱۳۹۸ دانشگاه علوم پزشکی تهران و رتبه ۳ منطقه ۳ و ۲۶ کشوری کنکور سراسری براثر ایست قلبی به هنگام کشیک دار فانی را وداع گفت
◾️روحش شاد ، یادشان گرامی باد.
🔴مدیونی اعتراض، هماهنگی کارزارها و پیگیری مطالبات صنفی علوم پزشکی
کانال | گروه
280
الکی نیست که میبینم توی این کافه مافهها ترکیب قهوه و کوکا رو تحت عناوین مختلف منجمله «کافیکولا» میفروشن
ترکیب خوبیه در ظاهر
یه جوری خوشم اومد که احساس میکنم من از بچگی کافیکولاباز بودم و فقط خودم تا امروز خبر نداشتم
280
آیا من اینا رو گفتم که در آخر فوش خار مادر به جمهوری اسلامی بدم؟ نخیر
خواستم از جمهوری اسلامی تشکر کنم
سال ۹۵ من نمیفهمیدم که بابام چه آدم سخاوتنمدیه و چه دل بزرگی داره؛ این مرد لارژ نبود بلکه سوپر ایکس لارژ بود! اون موقع ها من رو غرق در نعمت میکرد و من نمیفهمیدم
گفتم نصف شبی از جمهوری اسلامی تشکر کنم که باعث شد ده سال بعد خیلی خیلی خیلی بیشتر قدر بابامو بدونم و دلم برای گذشته خیلی زیاد تنگ بشه
280
+1
دستمزد یک هفتهی من در سال ۹۵ حدودا میشد به اندازهی ۸۵۰ سوت طلا
به پول امروز، دستمز من چیزی در حدود هفتهای ۱۶ میلیون میشد!
280
+1
سال ۹۵ با دستمز یک هفتم میتونستم حدود ۲.۵ کیلو گوشت چرخکرده بخرم
یعنی دستمزد یک هفتهی من به پول امروز میشه یه چیزی حدود ۵میلیون تومن
280
سال ۹۵ با دستمزد یک هفتهی من
یعنی ۱۰۰ هزار تومان میشد:
حدود ۱۲ کیلو برنج ایرانی طارم خرید
قیمت هر کیلو برنج ایرانی سال ۹۵: ۸۰۰۰ تومان
امروز ۱۲ کیلو برنج ایرانی میشه ۶ میلیون
یعنی من سال ۹۵ به پول الان، حدود هفتهای ۶ میلیون پول تو جیبی داشتم
280
اگه میخواید بدونید منِ نوجوونِ ۱۶-۱۷ ساله که همیشه کل تابستون و تایمهای آزادم در طول سال تحصیلی رو مشغول کفاشی بودم، به پول امروز چقدر دستمزد میگرفتم پس در ادامه بیشتر دقت کنید
از توجه شما سپاسگزارم. حسینی
280
حالا حدود سال ۹۵، منِ نوجوونِ ۱۶-۱۷ ساله چقدر دستمزد میگرفتم؟
خب ثابت نبود
فرق داشت
اینجوری بود که «هرچه از دوست رسد نکوست»
در کمترین حالت هفتهای ۵۰ تومن میگرفتم
هفتهای هم بود که ممکن بود بابام دستمزد رو تا ۱۰۰-۱۵۰ تومن چرب کنه
ولی میانگین همون ۱۰۰ تومن بود دیگه
شاید فکر کنید خب این پول خیلی نبود!
ولی بود! مثلا پول تو جیبیِ دوستا و همسنهای من شاید ماهی ۱۰۰-۱۵۰ تومن بود
280
سال ۹۶ آخرین سالی بود که کفاشی کردم
از آخرم نفهمیدم در چه حد ماهر بودم
شاگرد بودم
اوستا بودم
کاربلد بودم
ناشی بودم
نمیدونم!
بابام یه کارگاه کفاشی داشت
با ۴-۵ تا کارگرِ کفاشیِ دیگه
خودشم توی همون کارگاه کار میکرد
من و داداشمم تقریبا تمام تایم آزادمون رو
توی کارگاهِ کفاشی مشغول بودیم
دیگه میشه گفت ما دوتا کمتجربه هم نبودیم
از حدود سال ۹۰-۹۱ توی کفاشی بزرگ شده بودیم؛ مخصوصا داداشم که کارش عالی بود!
حدود ده سال از آخرین روزای کفاشی کردنم میگذره؛ دستمزدی که بابام بهم میداد، خیلی دستمزد نبود؛ بیشتر میشه گفت پول تو جیبی بود اما یه پول تو جیبیِ پرملاتتر!
من و داداشم اون زمان معتقد بودیم که ما دوتا توی کارگاه نقش خیلی مفیدی داریم و دستمزد ما باید بیشتر بشه :] بعدها فهمیدم که افکار نابجایی داشتیم و همیشه حق با پدره
280
بچههای کنکوری
من ۸ سال از کنکوری بودنم میگذره
توی این ۸ سال، انواع و اقسام فشارهای زندگی رو تحمل کردم؛ یه موقعهایی اینقدر فشار روم بود که احساس میکردم استخوونام داره میشکنه؛ از صفر و با دست خالی سعی کردم زندگیمو آروم آروم بسازم و این مسیر پر از سختی و پستی و بلندی بود
اما در طول این ۸ سال، هیچ موقع فشاری که کنکور بهم وارد کرد رو دوباره تجربه نکردم؛ کنکور سختیای بود که هیج موقع دوباره تکرار نشد
میخوام بهتون بگم که احتمالاً این روزا دارید یکی از سختترین بازههای زندگیتون رو تحمل میکنید؛ اصلا فکر نکنید سپری کردن این روزها سادست؛ سخته؛ خیلی سخته؛ اگر سرپایید و هنوز دارید میجنگید و تلاش میکنید، فارغ از هر نتیجهای به خودتون افتخار کنید؛ اگر این روزها نتونستید به شکل و نحوهی دلخواهتون تلاش کنید، بدونید که این میدون اینقدر سخت و بزرگه که معیار سنجش استعداد و تواناییهای شما، صرفا این آزمون مزخرف نیست؛ باز هم به خودتون افتخار کنید و خودتون رو دوست داشته باشید ❤️
280
ولی نه جدی
من دیگه فکر کنم ذوق اینکه تصمیمهای یهویی بگیرم رو ندارم
مثلا درمورد باشگاه، میگم خب ببین تو اگه میخوای لاغر بشی، اگه هم بخوای درس بخونی و هم رژیم بگیری و هم باشگاه بری، روت فشار میاد؛ میگم مثلا تا آذر آروم آروم سعی کن با رعایت بیشتری غذا بخوری تا وزنت کمکم بیاد پایین؛ یه مقدار که وزنت اومد پایین، بعدش حالا برو باشگاه
اینجوری نیستم که بگم از فردااا باید غذا نخوری و ورزش کنی و تا یک ماه دیگه ۲۰ کیلو لاغر بشی
280
اولا که یکم زود از خواب بیدار شدی
برو بخواب من ۵ عصر بیدارت میکنم
دومنم چه عجلهایه
فردا برم باشگاه که چی بشه
حالا آذر هوا سرد میشه بهتره
280
#پیام_ناشناس
سید این یکی از عجیب ترین پیام های بودی که یه آدم میتونه وقت از خواب بیدار میشه ببینه 😶🤣
تاحالا تو عمرم ندیده بودم یکی رندوم بیاد اعلام کنه سه ماه دیگ میخواد بره باشگاه 😂😂😂
خب مرد مومن اگه باشگاهی هستی که از همین امروز برو اگرم میخوای سه ماه دیگه بری از همون روز اعلام کن دیگه 😂😂 اصن چجوری برنامه ریزی کردی که از الان میدونی ۱ آذررر میخوای بری باشگاه 🤣
280
حالا این حرفا رو معمولا از همون روزی که میخوان برن باشگاه میزنن نمیدونم من چرا از الان اعلام کردم که ۱۰۰ روز دیگه میخوام برم باشگاه
ولی خلاصه به گوش کریس برسونید
280
کابوسِ کریس بامستد از ۱ آذر میره باشگاه
کریس بیشتر از سه ماه وقت داره که واسه رقابت با من آماده بشه
280
آنتونن آرتو؛
نابغهای که مرز میان نبوغ و جنون را شکست
آنتونن آرتو (Antonin Artaud، ۱۸۹۶–۱۹۴۸) شاعر، نویسنده، بازیگر و نظریهپرداز فرانسوی بود
یکی از رادیکالترین و غیرمتعارفترین چهرههای ادبی و هنری قرن بیستم.
آرتو معتقد بود هنر نباید صرفاً زیبا یا سرگرمکننده باشد؛ باید انسان را تکان دهد، زخمی کند و با تاریکترین بخشهای وجودش روبهرو سازد.
از همین ایده، نظریهی مشهور «تئاتر بیرحمی» (Theatre of Cruelty) را خلق کرد؛ رویکردی که تأثیر عمیقی بر تئاتر مدرن گذاشت.
اما زندگی خودش از آثارش هم عجیبتر بود. سالها با دردهای جسمی، وابستگی به مواد مخدر و بحرانهای شدید روانی دستوپنجه نرم کرد و بخشهایی از عمرش را در بیمارستانهای روانپزشکی گذراند. در یکی از طولانیترین دورهها، سالها تحت درمانهای سخت روانپزشکی آن زمان قرار گرفت.
با این حال، حتی در دل این آشوب، به خلق کردن ادامه داد. نوشتههایش مرز میان شعر، فلسفه، فریاد، هذیان و تجربهی روانی را محو میکنند.
آرتو در ۱۹۴۸ درگذشت؛
اما میراثش چیزی فراتر از چند کتاب است:
او تلاش کرد خودِ جنون، درد و ناخودآگاه انسان را به زبان هنر تبدیل کند.
اگر بخواهم در یک جمله خلاصهاش کنم:
آرتو فقط دربارهی جنون نمینوشت؛ او تلاش میکرد از درون جنون، شکل تازهای از هنر بسازد.
280
از ai خواستم بهم یک نویسندهی mad genius بهم معرفی کنه؛ یکی که نابغه بوده ولی متفاوت با فرهنگ دوران خودش زندگی کرده
مثل همیشه اومد بهم یک عالمه آپشن اضافی داد و از آخر طبقهبندی کرد و رسید به این پنجتا:
برای عمیقترین ذهن: داستایفسکی
برای عجیبترین ذهن: آرتو
برای تاریکترین ذهن: پو
برای دیوانهترین نثر: سلین
برای عظیمترین رماننویس: تولستوی
خلاصه از هر کدومشون میگم بهتون؛ احتمالا واستون جالب خواهد بود
280
اول اینکه من مطمئن باشم که شما توجه کافی به محتوای این عکس کردید؟
حواستون به گلدونمون بوده که بیشتر از سه متر رشد کرده دیگه؟
اینکه اینقدر رشد کرده که از سقف بلندتر شده و مجبور شدیم بذاریمش بالای تیوی وال؟؟؟
آخه احساس میکنم خیلی در ظاهر فروتنی کردم و حس فخرفروشیِ درونم اصلا ارضا نشده
