مأوے|мανα
رفتن به کانال در Telegram
﴿وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ﴾ ضحى7🫀
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
563
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+147 روز
+1530 روز
آرشیو پست ها
563
`
کانال{مأوا|мανα}یکی از اون کانالهایه که مطالبش عالیه، و همیشه دنبالش میکنم.
عقیده،متن ناب• قضایای فکری
برای عضویت لینک زیرو بزنید.
👇
https://t.me/+BBSaYJ7yZHgwMWZk
https://t.me/+BBSaYJ7yZHgwMWZk
https://t.me/+BBSaYJ7yZHgwMWZk
563
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابلیس نیز مشکلش نداشتنِ شناخت نبود،
او اللهﷻ را میشناخت، اما در برابر فرمان، تسلیم نشد.بیماریِ او از جهل نبود؛ از تکبر بود. از اینکه خود را با معیارِ خودش سنجید و گفت:«من بهتر میدانم.»
و همین غرور، او را از مقام قرب
به مقام دوری کشاند.
563
+5
شرح شروط لا اله الا الله
المسمی رعاية العهود والوفاء بالعقود
لماللا إله الا الله من الشروط...
Разъяснение
условий«Ля иляха илля-Ллах»
•𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂𝒐•
563
ماشاءالله مدیر هر کانالی رو میبینی شده
نویسنده بدون هیچ پایه علمی و حتی بدون اینکه روزی دو ساعت کتاب خونده باشه،همهاش از کجا در میاد از هوش مصنوعی ،توجه کردید این دو سال اخیر هر کیو میبینی یه کتاب نوشته البته یه کتاب کَفِشه طرف هست ده تا ۲۰ تا سقف زده یعنی هنوز
جوهر کتاب اول خشک نشده،
کتاب دوم «در راهه».
کتاب سوم هم «بهزودی».
کتاب چهارم «در دست تألیف».
کتاب پنجم «پروژه مشترک با فلان اخویی...»
کتاب ششم« رد جهمیه»
کتاب هفتمو که می خونی میبینی خودش جهمیه😀بابا آروم تر تابلو.
داداش تو تا پریروز استوری میذاشتی
«حال ندارم» «شبگرد تنها»«تنهای خسته»
یهو چی شد ،فیلسوف شدی ایمام؟
الحاصل قصد بی ادبی به هیچ کس ندارم،فقط امروز دوست داشتم کانال های که عضوم رو نگاه کنم، نگاه کردم هیچ مطلبی بوی علم نداد،
جز اندکی.
دیروز با یه نشید غمگین داشتی با پنجره درد دل میکردی،امروز داری درباره اجتماعو آدم شناسیو، کلام،مکاتب فکری سخنرانی میکنی. یه کم سرعتتو کم کن استاد؛ اینقدر سریع از «حال ندارم» به «نقد نظامهای فکری» نپر، ما هنوز هنگیم. 😂 خلاصه اینکه کتاب نوشتن خیلی هم خوبه، ولی اینکه هر یک هفته یک کتاب منتشر کنی، هر ماه یک مکتب رو نقد کنی و هر روز هم یک نظریه جدید تحویل مردم بدی،یه جایی دیگه اسمش «نویسندگی» نیست…اسمش اینه که هنوز خودت رو پیدا نکردی، ولی برای گمراه کردن بقیه چند جلد کتاب هم نوشتی.
اما میان ما، بزرگوارانی هم هستند که کلام، از وصف جایگاه و بزرگیشان قاصر است؛آنقدر عزیز، فرهیخته و صاحببصیرتاند که هرچه از ارزش و محبتشان بگوییم، باز هم حق مطلب ادا نمیشود. این عزیزان در فضای مجازی با دلسوزی و زحمات فراوان، چراغی برای آگاهی و همراهی دیگران روشن نگه داشتهاند و بیتردید، جایگاه ویژهای در دل و دیدهی همهی ما دارند.وجودشان مایهی دلگرمی و حضورشان ارزشمند و مغتنم است.
563
Allah, O Turner of hearts, make our hearts firm upon Your religion.
11:23🫀🪞
-صحيح الإمام البخاري...
-العقيدة الواسطية...
563
-
«دهانِ خردمند در قلب اوست...»
یعنی آدمِ عاقل، هر چیزی
رو که به ذهنش رسید،
به زبون نمیاره.
هر چیزی که شنید، نقل نمیکنه.
هر چیزی که ناراحتش کرد، فریاد نمیزنه.
هر کسی که دلش رو شکست،
لزوماً جوابش رو با شکستن دلش نمیده.
چون قبل از اینکه حرف از دهانش بیرون بیاد،
از قلبش رد میشه...دلش میپرسه:
«لازمه اینو بگم؟»«اگه بگم، چیزی درست میشه
یا فقط یه دل دیگه میشکنه؟»
«این حرف از روی حقه یا از روی خشم؟»
«دارم برای خدا حرف میزنم یا برای اینکه
خودم رو خالی کنم؟»و اینجاست که آدم میفهمه
عاقل بودن، فقط زیاد دانستن نیست؛
بلکه بلد بودنِ حرف نزدنه...
خیلیها حرف درست رو میزنن،
اما با نیت غلط.
خیلیها حقیقت رو میگن، اما جوری که یک انسان رو خرد میکنن. در حالی که حقیقت، وقتی از قلبِ پاک بیرون بیاد، باید چراغ باشه، نه چاقو... بعضی وقتها ما اسمِ بیرحمیمون رو میذاریم «صراحت». اسمِ قضاوتهامون و اسمِ زخم زدنهامون رو میذاریم «حقیقتگویی». ولی حقیقت اینه که هر حرفِ درستی، هر زمانی و با هر لحنی، درست گفتنی نیست.گاهی سکوت میکنی،نه چون جوابی نداری؛چون میدونی جواب دادن، تو رو شبیه همون آدمی میکنه که ازش ناراحتی.گاهی میتونی آبروی کسی رو ببری،ولی نمیبری...نه از سرِ ضعف؛از ترسِ خدایی که همین زبان رو یک روز علیه خودت به شهادت میگیره.گاهی میدونی طرف مقابل اشتباه کرده،اما تحقیرش نمیکنی؛چون یادت هست خودت هم بارها اشتباه کردی و خدا میتونست همون لحظه رسوات کنه...اما نکرد. (: این یعنی خرد. اینکه قبل از اینکه بگی:«من حق دارم...» یک لحظه از خودت بپرسی: «آیا خدا هم از این حرف من راضیه؟» چون قرار نیست هر چیزی که حق داریم، حتماً به زبان بیاوریم.قرار نیست هر چیزی که میدانیم،هر چیزی که فهمیدهایم، هر چیزی که از دیگران دیدهایم، تبدیل به حرف و قضاوت و افشاگری بشه. بعضی چیزها را باید سپرد به خدا... اصلاً شاید یکی از نشانههای رشدِ آدم همین باشه؛که کمکم یاد بگیره همهی حرفهایی که میتونه بزنه،ارزشِ گفته شدن ندارن. و چه زیباست انسانی که زبانش رو به قلبش سپرده... اگه قلبش آروم باشه، آروم حرف میزنه. اگه قلبش اهل رحمت باشه، رحم میکنه. اگر قلبش خدا رو بشناسه، حتی وقتی عصبانیست، یک جایی درونش هنوز میترسه که نکنه حرفی بزنه که خدا از اون راضی نباشه. دهانِ خردمند در قلب اوست... یعنی قبل از اینکه زبانت رو باز کنی، بگذار قلبت یک بار بپرسد: «این حرفی که میخوام بزنم، منو به اللهمتعال نزدیکتر میکنه یا فقط دلم رو خالی میکنه؟» گاهی همین یک سؤال، آدم رو از خیلی گناهان نجات میده...
«مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»
«انسان هیچ سخنی رو بر زبان نمیآورد،
مگر اینکه نزد او نگهبانی آماده
|برای ثبت آن| است.»
𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂𝒐563
برای بهتر شدن، برای بیشتر فهمیدن،
برای برگشتن، برای ساختنِ دوبارهی خودمون.
قبلگاهی فکر میکنیم دیگه از ما گذشته…
که فلان فرصت رو از دست دادیم، فلان سالها رو خوب زندگی نکردیم، خیلی چیزها رو دیر فهمیدیم، خیلی جاها اشتباه کردیم و شاید دیگه فرصتی برای جبران نمونده،اما حقیقت اینه که تا وقتی نفس میکشیم، هنوز دیر نشده.هنوز میشه از نو شروع کرد؛هنوز میشه ذهنمون رو تربیت کرد، نگاهمون رو عوض کرد، دلمون رو از چیزهایی که سنگینش کردن خالی کرد و دوباره به سمت خدا برگشت.گاهی فقط لازمه چند دقیقه از این هیاهوی دنیا فاصله بگیریم و با خودمون خلوت کنیم،کتابی بخونیم که چیزی به فهممون اضافه کنه،
سورة الفجر|27-30|
•𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂𝒐•
قرآن رو باز کنیم و این بار نه فقط زبان و چشم، بلکه با دل بخونیم،یه آیه رو بارها مرور کنیم تا شاید این بار حرف خدا رو از پشت عادتها بشنویم،یه قدم از گناه فاصله بگیریم و یه قدم به خدا نزدیکتر بشیم.ما برای خیلی چیزها سرمایهگذاری میکنیم؛برای ظاهر، برای آینده، برای پول، برای کار، برای خونه،اما گاهی یادمون میره باارزشترین سرمایهای که داریم،همین «زمان»ه.و چه سرمایهای ماندگارتر از زمانی که برای پرورش عقیدهای صحیح، ذهن، پاکی دل و رشد روح خودمون صرف میکنیم؟هر دقیقهای که برای فهمیدن میذاری،هر صفحهای که برای آگاهتر شدن میخونی،هر لحظهای که به جای گناه، خدا رو انتخاب میکنی،هر بار که با وجود خستگی، نمازت رو به جا میاری،هر بار که جلوی یه وسوسه میایستی و میگی «نه، خدا میبینه»…همهی اینها دارن از تو آدمی میسازن که شاید امروز هنوز خودت هم نتونی عظمتش رو ببینی. قرار نیست یکشبه آدم دیگری بشیم. رشد، آروم اتفاق میفته… گاهی با یک آیه، گاهی با یک تلنگر، گاهی با یک شکست، گاهی با یک اشکِ، و گاهی با همان لحظهای که تصمیم میگیری بعد از مدتها دوباره دستت رو به سمت خدا دراز کنی.اگر امروز احساس میکنی خیلی عقب افتادی،اگر فکر میکنی اشتباهاتت زیاد شده،اگر از خودت راضی نیستی،اگر مدتهاست دلت با خدا مثل قبل نیست،بدون که هنوزم دیر نیست. خدا از تو یک آدم بیخطا نمیخواد؛ یک آدمی رو میخواد که هر بار افتاد، دوباره بلند بشه و راهش رو پیدا کنه. از همین امروز شروع کنیم.اول خودمو میگم بعد تو رو(: نه از شنبه، نه از ماه بعد، نه از وقتی که شرایط بهتر شد… همین امروز. یک صفحه بیشتر بخون. یک آیه بیشتر بفهم. یک گناه رو کنار بذار. یک نماز رو با حضور قلب بیشتری بخون. یک قدم کوچیک به سمت خدا بردار. شاید همین قدم کوچیک، شروعِ بزرگترین تغییر زندگیت باشه… یادت نره؛دنیا هرچقدر هم به ما فرصت بده، بالاخره تموم میشه.اما چیزی که برای خدا و برای رشد خودمون میسازیم، تنها سرمایهایه که با گذشت زمان، ارزشش بیشتر میشه.پس هنوزم دیر نیست… تا وقتی خدا بهت فرصت نفس کشیدن داده،یعنی هنوز صفحهی بعدی نوشته نشده.و شاید قشنگترین فصل زندگیت،همین فصلی باشه که تصمیم میگیری دوباره به خدا برگردی.﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ﴾ ﴿ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً﴾ ﴿فَادْخُلِي فِي عِبَادِي﴾﴿وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾
563
-
صلی الله علیه واله و صحبه و سلم تسلیما🫀
یکی از مهم ترین کارهایی که لازم است به عنوان مسلمان انجام بدید،ختم کتاب الشفا هست،کتاب الشفا اگر آن را نخوانده ای بر خود ستم کرده ای.اگر همانند من یک بار آن را ختم کرده ای،تازه اول راه هستی.اگر ده بار ختم کرده ای و ختم سالانه انجاممیدهی،منهج و راه علماء را با کتاب الشفا،پیروی کردهای.
563
-
قال صل الله علیه وسلم 🫀
هر کس راهی را در جستوجوی علم بپیماید،
خداوند به سبب آن، راهی به سوی بهشت
را برای او آسان میکند.
