ch
Feedback
مأوے|мανα

مأوے|мανα

前往频道在 Telegram

﴿وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ﴾ ضحى7🫀

显示更多
未指定国家未指定类别
561
订阅者
-424 小时
+57 天
+1030 天
帖子存档
₁₁..ₛₑₚₜₑₘbₑᵣ.🏴

₁₁ـₛₑₚₜₑₘbₑᵣ 🫆

₁₁ـₛₑₚₜₑₘbₑᵣ                                             

. ₁₁ـₛₑₚₜₑₘbₑᵣ                                             

. ₁₁ـₛₑₚₜₑₘbₑᵣ                                              .

. ₛₑₚₜₑₘbₑᵣ ₁₁ .

. ₛₑₚₜₑₘbₑᵣ ₁₁ .

. ₛₑₚₜₑₘbₑᵣ ₁₁ .

` کانال{مأوا|мανα}یکی از اون کانال‌هایه که مطالبش عالیه، و همیشه دنبالش میکنم. عقیده،متن ناب• قضایای فکری برای عضویت لینک زیرو بزنید. 👇 https://t.me/+BBSaYJ7yZHgwMWZk https://t.me/+BBSaYJ7yZHgwMWZk https://t.me/+BBSaYJ7yZHgwMWZk

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ابلیس نیز مشکلش نداشتنِ شناخت نبود، او اللهﷻ را می‌شناخت، اما در برابر فرمان، تسلیم نشد.بیماریِ او از جهل نبود؛ از تکبر بود. از اینکه خود را با معیارِ خودش سنجید و گفت:«من بهتر می‌دانم.» و همین غرور، او را از مقام قرب به مقام دوری کشاند.

شرح شروط لا اله الا الله المسمی رعاية العهود والوفاء بالعقود لماللا إله الا الله من الشروط... Разъяснение условий«Ля иляха ил
+5
شرح شروط لا اله الا الله المسمی رعاية العهود والوفاء بالعقود لماللا إله الا الله من الشروط... Разъяснение условий«Ля иляха илля-Ллах»𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂𝒐

sticker.webp0.38 KB

ماشاءالله مدیر هر کانالی رو میبینی شده نویسنده بدون هیچ پایه علمی و حتی بدون اینکه روزی دو ساعت کتاب خونده باشه،همه‌اش از کجا در میاد از هوش مصنوعی ،توجه کردید این دو سال اخیر هر کیو میبینی یه کتاب نوشته البته یه کتاب کَفِشه طرف هست ده تا ۲۰ تا سقف زده یعنی هنوز جوهر کتاب اول خشک نشده، کتاب دوم «در راهه». کتاب سوم هم «به‌زودی». کتاب چهارم «در دست تألیف». کتاب پنجم «پروژه مشترک با فلان اخویی...» کتاب ششم« رد جهمیه» کتاب هفتمو که می خونی میبینی خودش جهمیه😀بابا آروم تر تابلو. داداش تو تا پری‌روز استوری می‌ذاشتی «حال ندارم» «شبگرد تنها»«تنهای خسته» یهو چی شد ،فیلسوف شدی ایمام؟
دیروز با یه نشید غمگین داشتی با پنجره درد دل می‌کردی،امروز داری درباره اجتماعو آدم شناسیو، کلام،مکاتب فکری سخنرانی می‌کنی. یه کم سرعتتو کم کن استاد؛ این‌قدر سریع از «حال ندارم» به «نقد نظام‌های فکری» نپر، ما هنوز هنگیم. 😂 خلاصه اینکه کتاب نوشتن خیلی هم خوبه، ولی اینکه هر یک هفته یک کتاب منتشر کنی، هر ماه یک مکتب رو نقد کنی و هر روز هم یک نظریه جدید تحویل مردم بدی،یه جایی دیگه اسمش «نویسندگی» نیست…اسمش اینه که هنوز خودت رو پیدا نکردی، ولی برای گمراه کردن بقیه چند جلد کتاب هم نوشتی.
اما میان ما، بزرگوارانی هم هستند که کلام، از وصف جایگاه و بزرگی‌شان قاصر است؛آن‌قدر عزیز، فرهیخته و صاحب‌بصیرت‌اند که هرچه از ارزش و محبتشان بگوییم، باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود. این عزیزان در فضای مجازی با دلسوزی و زحمات فراوان، چراغی برای آگاهی و همراهی دیگران روشن نگه داشته‌اند و بی‌تردید، جایگاه ویژه‌ای در دل و دیده‌ی همه‌ی ما دارند.وجودشان مایه‌ی دلگرمی و حضورشان ارزشمند و مغتنم است.
الحاصل قصد بی ادبی به هیچ کس ندارم،فقط امروز دوست داشتم کانال های که عضوم رو نگاه کنم، نگاه کردم هیچ مطلبی بوی علم نداد، جز اندکی.

Allah, O Turner of hearts, make our hearts firm upon Your religion. 11:23🫀🪞 -صحيح الإمام البخاري... -العقيدة الواسطية...
Allah, O Turner of hearts, make our hearts firm upon Your religion. 11:23🫀🪞 -صحيح الإمام البخاري... -العقيدة الواسطية...

بعضی‌ها کنار تو راه می‌روند، فقط برای اینکه مسیرت را یاد بگیرند.

- بعضی‌ها کنار تو راه می‌روند، فقط برای اینکه مسیرت را یاد بگیرند.

هر کسی که کنار ما راه می‌ره، از جنس ما نیست.

- «دهانِ خردمند در قلب اوست...» یعنی آدمِ عاقل، هر چیزی رو که به ذهنش رسید، به زبون نمیاره. هر چیزی که شنید، نقل نمی‌کنه. هر چیزی که ناراحتش کرد، فریاد نمی‌زنه. هر کسی که دلش رو شکست، لزوماً جوابش رو با شکستن دلش نمی‌ده. چون قبل از اینکه حرف از دهانش بیرون بیاد، از قلبش رد می‌شه...دلش می‌پرسه: «لازمه اینو بگم؟»«اگه بگم، چیزی درست می‌شه یا فقط یه دل دیگه می‌شکنه؟» «این حرف از روی حقه یا از روی خشم؟» «دارم برای خدا حرف می‌زنم یا برای اینکه خودم رو خالی کنم؟»و اینجاست که آدم می‌فهمه عاقل بودن، فقط زیاد دانستن نیست؛ بلکه بلد بودنِ حرف نزدنه... خیلی‌ها حرف درست رو می‌زنن، اما با نیت غلط.
خیلی‌ها حقیقت رو می‌گن، اما جوری که یک انسان رو خرد می‌کنن. در حالی که حقیقت، وقتی از قلبِ پاک بیرون بیاد، باید چراغ باشه، نه چاقو... بعضی وقت‌ها ما اسمِ بی‌رحمی‌مون رو می‌ذاریم «صراحت». اسمِ قضاوت‌هامون و اسمِ زخم زدن‌هامون رو می‌ذاریم «حقیقت‌گویی». ولی حقیقت اینه که هر حرفِ درستی، هر زمانی و با هر لحنی، درست گفتنی نیست.گاهی سکوت می‌کنی،نه چون جوابی نداری؛چون می‌دونی جواب دادن، تو رو شبیه همون آدمی می‌کنه که ازش ناراحتی.گاهی می‌تونی آبروی کسی رو ببری،ولی نمی‌بری...نه از سرِ ضعف؛از ترسِ خدایی که همین زبان رو یک روز علیه خودت به شهادت می‌گیره.گاهی می‌دونی طرف مقابل اشتباه کرده،اما تحقیرش نمی‌کنی؛چون یادت هست خودت هم بارها اشتباه کردی و خدا می‌تونست همون لحظه رسوات کنه...اما نکرد. (: این یعنی خرد. اینکه قبل از اینکه بگی:«من حق دارم...» یک لحظه از خودت بپرسی: «آیا خدا هم از این حرف من راضیه؟» چون قرار نیست هر چیزی که حق داریم، حتماً به زبان بیاوریم.قرار نیست هر چیزی که می‌دانیم،هر چیزی که فهمیده‌ایم، هر چیزی که از دیگران دیده‌ایم، تبدیل به حرف و قضاوت و افشاگری بشه. بعضی چیزها را باید سپرد به خدا... اصلاً شاید یکی از نشانه‌های رشدِ آدم همین باشه؛که کم‌کم یاد بگیره همه‌ی حرف‌هایی که می‌تونه بزنه،ارزشِ گفته شدن ندارن. و چه زیباست انسانی که زبانش رو به قلبش سپرده... اگه قلبش آروم باشه، آروم حرف می‌زنه. اگه قلبش اهل رحمت باشه، رحم می‌کنه. اگر قلبش خدا رو بشناسه، حتی وقتی عصبانی‌ست، یک جایی درونش هنوز می‌ترسه که نکنه حرفی بزنه که خدا از اون راضی نباشه. دهانِ خردمند در قلب اوست... یعنی قبل از اینکه زبانت رو باز کنی، بگذار قلبت یک بار بپرسد: «این حرفی که می‌خوام بزنم، منو به الله‌متعال نزدیک‌تر می‌کنه یا فقط دلم رو خالی می‌کنه؟» گاهی همین یک سؤال، آدم رو از خیلی گناهان نجات می‌ده...
«مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» «انسان هیچ سخنی رو بر زبان نمی‌آورد، مگر اینکه نزد او نگهبانی آماده |برای ثبت آن| است.» 𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂𝒐

سُبْحانَ اللهِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحَانَ اللهِ العَظِيمِ🫀 . اللهم صل علی محمد 🫀

- تا آخرش بخون...💔