fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مُسَطِّع

مُسَطِّع

رفتن به کانال در Telegram

فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253

نمایش بیشتر
إيران142 925دسته بندی مشخص نشده است
248
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2330 روز
آرشیو پست ها
ببخشید اباعبدالله. ببخشید که فکر کردم گناه دروغ گفتنه. گناه نگاهِ به نامحرمه. گناه ظلم به دیگرانه. گناه غیبته. ببخشید که گمان کردم این ها گناهه...

دومی آقا پایِ شکسته هم خیلی به کارم اومد! چرا پایِ شکسته؟ بذار اینو توضیح ندم چون محمدعلی بِیگ بهتر از من گفته! گفت: بِحَمدِلله که اَز کویَت نَرَفتَم! به کار آمَد مَرا پایِ شَکَسته :) آره ابی عبدالله. این پایِ لَنگ و شَل و شکسته بالاخره به کارم اومد و هر چی همه سنگم زدن نتونستم از درِ خونَت جایِ دیگه برم...

یکی دلِ شکسته... تو شراب بودی! چرا شَر آب؟ تو خیر آب بودی حسین جان! شراب به تو نمیاد! این باده یِ وجودت در خُمره یِ شیشه ایِ قلبم که پر شد، هی چِکه کرد و شد اشکِ چشم... از باده یِ محبتِ تو در ظرفِ شکسته یِ قلبم این اشک نثارِ زخمایِ توست...

ولی دیدی چی شد ابی عبدالله؟ در گودال هم احوالِ جسمت شکسته بود... جایِ تو هم در قلبِ شکسته یِ ما شد! ببخشید متاعِ قابلی نداشتم جز همین قلبِ شکسته... ولی دو چیزِ شکسته خیلی به کارم اومد!

نه! نه! آشفتگیِ گیسویِ تو علت داشت! علتش چی بود؟ به پا اَفکَنده گیسویِ سَمَن سای بَلی! تاریک باشَد شَمع را پای...

من لَنگِ دو رکعت نماز تویِ حرمتم اباعبدالله... بیام اونجا و قربون صدقه یِ تو برم! بیام اونجا و برات اون بیتِ نویدیِ نیشابوری رو بخونم و برات گریه کنم...

فکر نکنی لنگِ یک قِرون دو هزاریم! نه... سامونِ ما کربلاست! ما رو ببر کربلا! ما رو برگردون کربلا!

ابی عبدالله به پریشانی و آشفتگیِ مو و زلفِ مبارکت قسم، زندگیِ به هم ریخته و آشفته یِ ما رو سامون بده...

دیدی میخوای خبرِ مرگِ جوانی رو به مادرش بدی سعی میکنی خیلی مرگش رو راحت جلوه بدی و به مادرش بگی بچت راحت جون داد؟ خیلی به مویِ اباعبدالله گریه نکنین! نذارید مادرش بفهمه چه با مویِ او کردن...

مویِ تو رو شونه میزد و گریه میکرد... پرسیدن چرا گریه میکنین وقتی مویِ حسین رو شونه میزنید؟ میفرمود آخه میترسم یه مو از سرِ حسینم کَنده بشه و او آزرده بشه...

دارم قسمِ سنگینی میدما ابی عبدالله... تار تارِ موت، صفحه صفحه یِ قرآنه! اگه که قرآن نبود پس چرا مادرت با وضو موهاتو شونه میزد؟

به، به هم ریختگیِ گیسویِ پریشانت ابی عبدالله...

آه حسین...
آه حسین...

من اصلا دوست ندارم کانالی ک عضوم رو به کسی پیشنهاد بدم الخصوص خانواده ( میدونم خودخواهم شما به روم نیارید😂 البته کانال شمارو به چند تا رفیق پیشنهاد دادم اونام از مریدانش شما شدند

چاکرم حاج خانم. مگه اینکه شما یه دخترِ با کمالات و پولدار برا ما پیدا کنین ما سر و سامون و پول بگیریم

من از این خاندان ارث می برم قشنگ

عمه و بابا و مامان و اقوام ما هم در قداره سکنا گزیدن😂🫠 سخت نگیرید محفل بی ریاست. من که مامانم مسطع هم دنبال میکنن و همش در منزل میگن اخر خودم برای اقا زهیر زن میگیرم ولش کنید طفلکو. حامی پسران زن نَگیر هستن مادر بنده پسر خودشو زن داده حالا نوبت شماست اقا زهیر. مامان اگر داری اینجا رو میخونی تایید کن😂😂

دو سه سال پیش یکی گفت عمه هام هم توی کانال عضون. دیگه اینقدرام راضی به زحمت نبودم