مُسَطِّع
Ir al canal en Telegram
فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253
Mostrar másIrán142 925La categoría no está especificada
248
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
248
ببخشید اباعبدالله. ببخشید که فکر کردم گناه دروغ گفتنه. گناه نگاهِ به نامحرمه. گناه ظلم به دیگرانه. گناه غیبته. ببخشید که گمان کردم این ها گناهه...
248
دومی آقا پایِ شکسته هم خیلی به کارم اومد!
چرا پایِ شکسته؟ بذار اینو توضیح ندم چون محمدعلی بِیگ بهتر از من گفته! گفت:
بِحَمدِلله که اَز کویَت نَرَفتَم!
به کار آمَد مَرا پایِ شَکَسته :)
آره ابی عبدالله. این پایِ لَنگ و شَل و شکسته بالاخره به کارم اومد و هر چی همه سنگم زدن نتونستم از درِ خونَت جایِ دیگه برم...
248
یکی دلِ شکسته...
تو شراب بودی! چرا شَر آب؟ تو خیر آب بودی حسین جان! شراب به تو نمیاد! این باده یِ وجودت در خُمره یِ شیشه ایِ قلبم که پر شد، هی چِکه کرد و شد اشکِ چشم...
از باده یِ محبتِ تو در ظرفِ شکسته یِ قلبم این اشک نثارِ زخمایِ توست...
248
ولی دیدی چی شد ابی عبدالله؟
در گودال هم احوالِ جسمت شکسته بود...
جایِ تو هم در قلبِ شکسته یِ ما شد!
ببخشید متاعِ قابلی نداشتم جز همین قلبِ شکسته...
ولی دو چیزِ شکسته خیلی به کارم اومد!
248
نه! نه! آشفتگیِ گیسویِ تو علت داشت!
علتش چی بود؟
به پا اَفکَنده گیسویِ سَمَن سای
بَلی!
تاریک باشَد شَمع را پای...
248
من لَنگِ دو رکعت نماز تویِ حرمتم اباعبدالله...
بیام اونجا و قربون صدقه یِ تو برم!
بیام اونجا و برات اون بیتِ نویدیِ نیشابوری رو بخونم و برات گریه کنم...
248
فکر نکنی لنگِ یک قِرون دو هزاریم! نه...
سامونِ ما کربلاست! ما رو ببر کربلا! ما رو برگردون کربلا!
248
ابی عبدالله به پریشانی و آشفتگیِ مو و زلفِ مبارکت قسم، زندگیِ به هم ریخته و آشفته یِ ما رو سامون بده...
248
دیدی میخوای خبرِ مرگِ جوانی رو به مادرش بدی سعی میکنی خیلی مرگش رو راحت جلوه بدی و به مادرش بگی بچت راحت جون داد؟
خیلی به مویِ اباعبدالله گریه نکنین!
نذارید مادرش بفهمه چه با مویِ او کردن...
248
مویِ تو رو شونه میزد و گریه میکرد...
پرسیدن چرا گریه میکنین وقتی مویِ حسین رو شونه میزنید؟ میفرمود آخه میترسم یه مو از سرِ حسینم کَنده بشه و او آزرده بشه...
248
دارم قسمِ سنگینی میدما ابی عبدالله...
تار تارِ موت، صفحه صفحه یِ قرآنه!
اگه که قرآن نبود پس چرا مادرت با وضو موهاتو شونه میزد؟
248
من اصلا دوست ندارم کانالی ک عضوم رو به کسی پیشنهاد بدم الخصوص خانواده ( میدونم خودخواهم شما به روم نیارید😂
البته کانال شمارو به چند تا رفیق پیشنهاد دادم اونام از مریدانش شما شدند
248
چاکرم حاج خانم.
مگه اینکه شما یه دخترِ با کمالات و پولدار برا ما پیدا کنین ما سر و سامون و پول بگیریم
248
عمه و بابا و مامان و اقوام ما هم در قداره سکنا گزیدن😂🫠
سخت نگیرید محفل بی ریاست. من که مامانم مسطع هم دنبال میکنن و همش در منزل میگن اخر خودم برای اقا زهیر زن میگیرم ولش کنید طفلکو. حامی پسران زن نَگیر هستن مادر بنده پسر خودشو زن داده حالا نوبت شماست اقا زهیر. مامان اگر داری اینجا رو میخونی تایید کن😂😂
