fa
Feedback
ضمایم

ضمایم

رفتن به کانال در Telegram

ادبیات و جامعه شناسی

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
287
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+1130 روز
آرشیو پست ها
گفتمان سیدقطبی و جهان اسلام نوشته از شش سال قبل شصت سال از شهادت سیدقطب نظریه پرداز تاثیر گذار می گذرد.اینکه سیدقطب تاثیرگذار بود شکی در آن نیست تاثیری که او بر نسل پس از خودش داشت قابل پرداختن است. اما اندیشه او و جریانی که از اندیشه او بوجود آمد مشکلات زیادی را بار آورده است و این مشکلات برای آن بوده که دیگران به اندیشه او ارزش فرازمانی و فرامکانی قایل اند در حالیکه اندیشه ی که در بوجود آمدن آن جغرافیا و تاریخ خاص نقش داشته باشد بر جغرافیای دیگری آن کارایی را نخواهد داشت. سیدقطب تعریف نوی از واژه های چون الوهیت و حاکمیت داشت و اگر چه در فراگیری سید قطب از این واژه ها، ابوالاعلی مودودی نقش بلندی دارد اما سیدقطب این واژه ها را چنان بکار برد که در جریان های اسلامی اخیر سابقه نداشت. چنانکه مسئله حاکمیت دموکراتیک را نمی پذیرفت و ارجاع آن به اندیشه مودودی بود که در هند قبل از تجزیه گفته بود که حاکمیت دموکراتیک پذیرفتنی نیست.دلیل مودودی از این کار آن بود که مسلمانان هند در اقلیت بودند و بیست و پنج فیصد بودند در حالیکه هفتاد و پنج فیصد هندو ها و دیگران بودند.مودودی از یکسو می دید که اگر این حاکمیت دموکراتیک شود هفتاد و پنج فیصد در قدرت نشسته با سیاست انگلیس در پی حذف هویت مسلمانان خواهند بود برای همین، چنین حاکمیت را پذیرفتنی ندانست و نوشت اسلام دموکراسی و حکومت دموکراتیک را به رسمیت نمی شناسد. اما وقتی به پاکستان آمد خودش را کاندید انتخابات پارلمانی از راه دموکراتیک آن کرد و در کتاب "ما و تمدن غرب " نوشت:هیچ آدم‌عاقلی نمی تواند مخالف دموکراسی اسلامی باشد. سیدقطب این رویکرد را در کشور های اسلامی اکثریت مطلق مسلمان بکار برد و بکار بستن حکومت دموکراتیک و باور به حاکمیت دموکراتیک را نپذیرفتنی خوانده و به سبب آیه "و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون" کسانی را که حاکمیت دموکراتیک را می پذیرفتند در کتگوری ذیل قرار داد و حاکمان کشور های اسلامی را یکسره طاغوت خواند و تلاش برای عقب ماندگی از تمدن و قافله تمدن و تلاش همطراز ساختن با تمدن غربی را بیجا خواند. یکی از کار های که سیدقطب کرد تغییر گفتمان حاکم در جهان اسلام بود. گفتمان قبلی که توسط سید جمال بوجود آمده بود و عبده و رشید رضا و کسان دیگر چون علی عبدالرازق و اقبال لاهوری دنبالش می کردند در تلاش پی بردن به عقب ماندگی و جبران آن عقب ماندگی بود. با آنکه نمی توان نقش رشید رضا از تغییر موضع قبلی اش را دست کم گرفت اما سیدقطب بود که چنان محکم دست رد به گفتمان قبلی زد که حتی توانست بعد از خودش نیز جای برای پرداختن به گفتمان قبلی نگذارد. چنانکه مالک بن نبی نتوانست در مقابل شهرت سیدقطب و خلق گفتمان اش خواننده ی پیدا کند و تا سال ها مالک در حاشیه ماند. گذشته از این خیلی دست به خوانش سیدجمال با گفتمان سیدقطبی کردند و نقد های بیشماری را به او و اقبال لاهوری روا داشتند. البته سیدقطب با تاثیر از ابوالاعلی مودودی دست به خلق این گفتمان زد. گفتمانی که محور اصلی شان برداشت جدید از الوهیت، حاکمیت و جاهلیت بود برداشتی که نه تنها که در قبل سابقه نداشت و هیچ نهاد و حزبی آن را بکار نبرده بود که حتی مخالفین خودش را نیز داشت. اینکه سیدقطب در بکار گیری آن برداشت ها در اشتباه بود یا خیر حرف دیگریست اما گفتمانی که او خلق کرد چندان به نفع جهان اسلام تمام نشد و هنوز که نزدیک شصت سال از اعدام سیدقطب می گذرد هنوز این گفتمان در قدرتش باقیست و جای پای برای گفتمان های دیگر نگذاشته است و نمی گذارد و قربانی می گیرد..
محمدناصر ساجدی

Repost from N/a
پسرک پرسید: "نصیحت دیگری داری؟" اسب گفت: "ارزشت را با شیوه ای که با تو رفتار می‌شود، نسنج." 📚پسرک، موش کور، روباه و اسب #چارلی_مکس مترجم: محمد جواد گلشنی

عقلانی نیست اگر عقلانیت را به جنسیت ربط بدهیم و بگوییم زن به سبب اینکه زن است پس عقل اش کم است و آن که از جنس مرد است دارای عقلانیت کامل است. نمی شود ایمان را به جنسیت ربط داد و گفت که مرد به سبب مرد بودنش ایمان کامل دارد و زن به سبب زن بودنش ایمان ناقص دارد. نادرست است اگر در قضاوت ما جنسیت نقش داشته باشد؛ مرد را به سبب مرد بودنش اصل بدانیم و زن را به سبب زن بودنش فرع بدانیم. چنین قضاوتی عاقلانه و عادلانه نیست. کجا عقلانی است که زن بودن و مرد بودن میزان عقلانیت را مشخص کند؟ عقلانی است که زن را بخاطر جنسیت اش محکوم کنیم و به مرد بخاطر جنسیت اش امتیاز بدهیم ؟

Hayedeh Saghare Hasti.mp35.88 MB

ارنست همینگوی را حامد مقتدر برایم معرفی کرد. حامد پی دی اف خوان بود و پی دی اف کتاب های همینگوی را داد اما من گفتم این لذت را با پی‌دی اف خوانی هدر نمی دهم! دو سه سال بعد کتاب کاغذی از آثار همینگوی به دستم رسید و خواندم.

سال ۱۳۹۷ کتابی از همینگوی می خواندم به اسم"خورشید همچنان می دمد" در آنجا حکایت نسل گمشده ی آمریکایی پس از جنگ را حکایت می کرد. اولین کتابی بود که از همینگوی خواندم و بعد کارم به "این ناقوس عزای کیست"، پیر مرد و دریا، وداع با اسلحه، مرگ بعد از ظهر،برف های کلمنجارو، داشتن یا نداشتن. بعد در مردم نگاری و‌ پژوهشم از سبک واقعیت نگاری همینگوی کار و کمک گرفتم. در آن کتاب همینگوی می گفت: هیچ وقت این حس را نداشته ای که تمام زندگی ات در گذر است و تو سودی از آن نمی بری؟ می فهمی که تقریبا نصف زمانی که برای زندگی کردن وقت داشته ای را پشت سر گذاشته ای؟ های مردم ارنست همینگوی بخوانید!

معاش ماه اگوست تمام شد اما ماه اگوست تمام شدنی نیست. هنوز پنج روزش مانده.

Repost from ضمایم
گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا به بوسه نقش‌کنم برگ یاسمین ترا هر آن زمین که تو یک ره برو قدم بنهی هزار سجده برم خاک آن زمین ترا
گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا به بوسه نقش‌کنم برگ یاسمین ترا هر آن زمین که تو یک ره برو قدم بنهی هزار سجده برم خاک آن زمین ترا هزار بوسه دهم بر سخای نامهٔ تو اگر ببینم بر مهر او نگین ترا به تیغ هندی گو: دست من جدا بکنند اگر بگیرم روزی من آستین ترا اگر چه خامش مردم که شعر باید گفت زبان من به روی گردد آفرین ترا #ردوکی https://t.me/zamaimha

Repost from ضمایم
شب است و چشم ما همی چو چشم انتظار ها ستاره می کند به شب یگان یگان شمار ها شعر از اسحق فایز صدا؛ احمدشاه مسعود https://t.me/zamaimha

سنبله ها می آیند و می روند اما اندوه ما برای از دست تو پایانی ندارد.
سنبله ها می آیند و می روند اما اندوه ما برای از دست تو پایانی ندارد.

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت      یک موی ندانست ولی موی شکافت اندر دل من هزار خورشید بتافت آخر به کمال ذره ای راه نیافت امروز بوعلی سینا  هزار و چهل و شش ساله شد . پدرش عبدالله از کارگزاران محلی سامانی ها از بلخ و مادرش ستاره از روستای افشنه  در بخارا.

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت یک موی ندانست ولی موی شکافت اندر دل من هزار خورشید بتافت آخر به کمال ذره ای راه نیافت امروز بوعلی سینا هزار و چهل و شش ساله شد . نام مادرش ستاره و نام پدرش عبدالله از کارگزاران محلی سامانی ها بود. پدرش از بلخ و مادرش از روستای افشنه در بخارا

در بهار سال ۱۴۰۲ یعنی سه سال قبل عزم را برای خرید "در جستجوی زمان از دست رفته" جزم کردم. کتاب را از کتابفروشی در اصفهان با قی
در بهار سال ۱۴۰۲ یعنی سه سال قبل عزم را برای خرید "در جستجوی زمان از دست رفته" جزم کردم. کتاب را از کتابفروشی در اصفهان با قیمت یک میلیون سه صد هزار تومان خریدم و با خودم آوردمش مزار. قیمت امروز این کتاب در ایران دوازده میلیون شده،یعنی چیزی حدود ده برابر قیمت تر از قیمت سه سال قبل. این فاجعه است؛ کاربری در انستاگرام نشر مرکز که چاپ جدید این کتاب را آگهی کرده بود با طنز نوشت؛ تعویض با کلیه(گرده)هم دارید؟

در بهار سال ۱۴۰۲ یعنی سه سال قبل عزم را برای خرید "در جستجوی زمان از دست رفته" جزم کردم. کتاب را از کتابفروشی در اصفهان با قی
در بهار سال ۱۴۰۲ یعنی سه سال قبل عزم را برای خرید "در جستجوی زمان از دست رفته" جزم کردم. کتاب را از کتابفروشی در اصفهان با قیمت یک میلیون سه صد هزار تومان خریدم و با خودم آوردمش مزار. قیمت امروز این کتاب در ایران دوازده میلیون شده،یعنی چیزی حدود ده برابر قیمت تر از قیمت سه سال قبل. این فاجعه است؛ کاربری در انستاگرام نشر مرکز که چاپ جدید این کتاب را آگهی کرده بود با طنز نوشت؛ تعویض با کلیه(گرده)هم دارید؟

در پناه طبیعت دور از سایه تابستان
+1
در پناه طبیعت دور از سایه تابستان

خرم و سارباغ/سمنگان
+1
خرم و سارباغ/سمنگان

به ملک جم ندهم مصرع نظیری را کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست
"اقبال لاهوری"

Repost from ضمایم
مرداب حسن شماعی زاده

چند سال قبل وقتی کتاب" آینده باز است" می خواندم با اسم سلما لاگرلوف سرخوردم. آینده باز است گفتگوی کارل پوپر با کنراد لورنتز ا
چند سال قبل وقتی کتاب" آینده باز است" می خواندم با اسم سلما لاگرلوف سرخوردم. آینده باز است گفتگوی کارل پوپر با کنراد لورنتز است که در یکی از صفحات، پوپر از تاثیر سلما لاگرلوف در کودکی اش یاد می کند. از سلما لاگرلوف نویسنده سویدنی که اولین نویسنده برنده نوبل ادبیات هم است به فارسی کتاب زیاد ترجمه نشده است؛ این کتاب یکی از آن هاست.

آیا از دوستان کسی در مزار کتاب زوربای یونانی با ترجمه محمدقاضی را دارد؟ یک هفته امانت بدهد.