fa
Feedback
رویاهای رنگی

رویاهای رنگی

رفتن به کانال در Telegram

«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی می‌گیم که دنیا رو رنگی‌تر می‌ک

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
769
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+207 روز
+9930 روز
آرشیو پست ها
☕️لحظه‌هاتون طلایی و زیبا☕️

شیرین کام باشید ☺️😍 ☕️❤️
شیرین کام باشید ☺️😍 ☕️❤️

photo content
+1

دوستی درویش وپادشاه سالهای سال درویشی با پادشاهی دوست بود ومیان آنان آمد ورفت بسیار. پس از مدتی درویش از رفت وآمد بسیار پادشاه خسته وملول شد. کمتر به دیدار شاه رفت وگوشه خلوت وتنهایی گزید. روزی شاه از راهی می گذشت. درویش را دید. شادمان به سوی او رفت وگفت:((موجب چیست که از ما بریدی وقدم از آمد وشد با ما در کشیدی؟)) درویش گفت: ((موجب آنکه دانستم از سبب ناآمدن سوال به که از جهت آمدن اظهار ملال !)) به درویش گفت آن توانگر چرا به پیشم پس از دیرها آمدی بگفتا((چرا نامدی پیش من)) بسی خوشتر است از ((چرا آمدی))

این ترازو عدد نمیزنه قضاوت میکنه😆😆😆
این ترازو عدد نمیزنه قضاوت میکنه😆😆😆

فقط تماشاچی‌های این بازی... فقط وسطی😅 تا آخر ببینید

يہ شب قشنگ ... يہ دل خوش ... یہ جمع صمیمے ... آرزوى من براى شما ...

بجای گوشی دست دادن به بچه ها باهاشون بازی کنین 😍 و کاردستی فوق العاده زیبا درست کنید

با تو هستم لفت ندی😁😁

😍😍

دوبوقلمون ‌‌‌‌ یکی بود ویکی نبود.درروزگار قدیم دوبوقلمون زندگی می کردند،یکی آن ها جوان بود ودیگری پیر.بوقلمون سالخورده دیرپاییده بود وگل سرسبدبودوبوقلمون جوان می خواست جانشین اوشود. بوقلمون جوان به دوستانش گفت:(یکی ازاین روزا دخلش رومی آرم .) وچون دوستانش را به دانه هایی که به غنیمت برده بود مهمان کرده بود،همه گفتند:( البته که می تونی.) بعددوستان آنچه را بوقلمون جوان گفته بود برای بوقلمون پیر نقل کردند وبوقلمون پیر،درحالی که برای رفقادانه می آورد،گفت: سنگدونش رو بیرون می کشم .))وهمه گفتند:البته که می تونی.)) یک روز که بوقلمون پیر مشغول تعریف دلاوری های جنگی اش بود،بوقلمون جوان سررسیدوگفت:((هم چی بزنم تودهنت که که خورد بشی.))وبوقلمون پیرگفت :((جرئت داری!)) بعدبوقلمون هامدتی دایره واردور یکدیگر گشتند،می خواستند میدانی بازکنند.درهمین زمان زارع که مالک بوقلمون هابود،بوقلمون جوان رابلند کردوباخودش برد واوراسربرید. نتیجه اخلاقی:به ظن قوی ،شکم این بوقلمون جوان راباشاه بلوط پرمی کنند ومی پزند.

جواب: کلمه مرکب

بیخیال بابا ،من اونقدر هم خوشگل نیستم همچنان اون :
بیخیال بابا ،من اونقدر هم خوشگل نیستم همچنان اون :

چیستان💡 دوکلمه تو بینی بافاصله در جمله چون که جدا ازهم باشند قابل خواندن نباشند اگر خواستید باهم باشند مربوط و وصل هم باشند زیبا خوانا شوند با ربط آشنا شوند وصل می کنم آن دو را

sticker.webp0.21 KB