رویاهای رنگی
Ir al canal en Telegram
«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی میگیم که دنیا رو رنگیتر میک
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
771
Suscriptores
+724 horas
+197 días
+10630 días
Archivo de publicaciones
775
در حالی که زندگی برای ما تلخه، در همین حال برای این فسقلیها زندگی شیرینه و اردو به راهه
775
🍁
دیروز، بین کتابای قدیمی یه کاغذ پیدا کردم.
روش نوشته بودم: “یه روز میخوام رانندگی کنم و نترسم.”همزمان داشتم برگهی تمدید گواهینامه جدیدمو باز میکردم.یه لحظه خشکم زد؛ فهمیدم دارم آرزومو زندگی میکنم !
یادم اومد برادرم اون موقع بهم گفت:
“باید تو رانندگی اونقدر سریع تصمیم بگیری که حتی دنبال ترمز نگردی.فقط حرکت کنی و به موقع واکنش نشون بدی.بعدها فهمیدم فقط رانندگی،تمرینِ حرکت و واکنش نیست بلکه زندگی همینه؛ باید جلو بری، ترسها رو پشت سر بذاری و به موقع واکنش نشون بدی.همین که حرکت کنی، حتی با ترس، یعنی داری زندگی میکنی.
حاتمه_ابراهیم_زاده
775
▫️کودکان بعد از چهار سالگی بهتدریج قدرت درک پیدا میکنند و میتوانند توضیحات منطقی والدینشان را بپذیرند.
اما اگر قبل از چهار سالگی مدام سر کودک فریاد بزنیم و به او بفهمانیم که باید ساکت بنشیند، تأثیرات مخرب زیادی روی ذهنش باقی میماند که ممکن است غیرقابل جبران باشد.
حتی محققان معتقدند که بسیاری از افرادی که در بزرگسالی از بیاعتماد به نفسی رنج میبرند، در کودکی همیشه از حرف زدن منع شدهاند.
775
دوستی درویش وپادشاه
سالهای سال درویشی با پادشاهی دوست بود ومیان آنان آمد ورفت بسیار.
پس از مدتی درویش از رفت وآمد بسیار پادشاه خسته وملول شد. کمتر به دیدار شاه رفت وگوشه خلوت وتنهایی گزید.
روزی شاه از راهی می گذشت. درویش را دید. شادمان به سوی او رفت وگفت:((موجب چیست که از ما بریدی وقدم از آمد وشد با ما در کشیدی؟))
درویش گفت: ((موجب آنکه دانستم از سبب ناآمدن سوال به که از جهت آمدن اظهار ملال !))
به درویش گفت آن توانگر چرا
به پیشم پس از دیرها آمدی
بگفتا((چرا نامدی پیش من))
بسی خوشتر است از ((چرا آمدی))
