کُستیویسم🏳⚧
رفتن به کانال در Telegram
+16 زن زندگی آزادی ترنس کوییر رهایی Anon: @kostivism_anonbot IG: instagram.com/Kostivism
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 403
مشترکین
+424 ساعت
+437 روز
+24130 روز
آرشیو پست ها
1 404
چرا روایت مرسوم تکاملی منسوخه؟
◀️(پارت اول)➡️ — ◀️(پارت دوم)➡️
در این پست به مختصری از دلایل رد این روایت اشاره شده
نگاه زمانپریشانه (Anachronistic View)
نگاه روایت مرسوم تکاملی به وضعیت فعلی زنها و مردها توی روابطشون و زندگی مشترک آناکرونیستیه یعنی این وضعیت رو به گذشتههای دور نسبت میده و معتقده که این الگوها در تمام طول تاریخ برپا بودن چون ژنی و اجتتابناپذیرن. مثلا اُوِن لوجوی (Owen Lovejoy) تاکید میکنه که: «خاستگاه خانوادۀ هستهای و رفتار جنسی انسان به پیش از ۱.۸ میلیون سال قبل برمیگرده.» اما یافتههای جدید این شواهد ضعیف تکاملیـا رو رد میکنه. مثلا طبق تئوری تکاملیها زنها دانهها رو جمعآوری میکردن و مردها شکارچی بودن. اونها باور دارن زنها همیشه در طول تاریخ دسترسی کمی به منابع داشتن برای همین با انتخاب گزینشی و محتاطانۀ پارتنر سعی میکردن با مردی وارد رابطه بشن که نیازهای مادیشون رو تأمین میکنه. اما شواهد جدید باستانشناسی ثابت میکنه که زنها در گذشته جزو شکارچیان بودن (اونم نه به عنوان استثناء) و دسترسی کافی به منابع داشتن که در نتیجه نیاز همیشگی اونها به مردی که تأمین مالیشون کنه رد میشه
ایدۀ تقسیم کار جنسیتی در بین جوامعگردآورنده نشاندهندۀ تاثیر نقشهای جنسیتی جوامع مدرن بر بازسازیهای ما از گذشته است… در این مقاله استدلال میشود که شواهد کمی وجود دارد که زنان عهد پارینهسنگی شکار نمیکردند.روایتی هوموفوبیک و ترنسفوبیک!
روایت مرسوم تکاملی بر این ایده استواره که تمام افراد بشر زنان و مردان سیسهت هستن. فقط با وارد کردن افراد کوئیر میشه این روایت پوسیده رو از هم پاشوند. اونا استدلال میکنن که «همونطور که اسپرمهای فراوون به سمت تخمک میرن و فقط یکیشون وارد تخمک میشه، مردهای سیس به دنبال زن سیس میرن و فقط یکیشون اکسپت میشه! شاهکار مهندسی خلقت😨👏🏼» حالا چی میشه اگه کاپل یه مرد و زن ترنس رو بهشون نشون بدیم؟ رابطهای که در اون اسپرمهای زن برای ورود به تخمک مرد مسابقه میدن! یا یه کاپل لزبین که در اون زن پیشنهاددهندهست چی؟ و کاپل گیای که مرد میتونه تو جایگاه ریجکتکننده باشه. افراد نانباینری هم که کل ساختار سیسنرماتیوی که این روایت ازش آویزون شده رو درهم میشکنن. بنابراین روایت مرسوم تکاملی از رفتارهای جنسی انسان با حذف افراد کوئیر خیلی کوتهبینانهست.قوانین طبیعی یا برساخت اجتماعی؟
همونطور که قبلا اشاره شد این طرفداران این روایت معتقدن که احتیاط زنها در انتخاب پارتنر هم به ذات بیولوژیکیشون برمیگرده (ارزش تخمک، هزینۀ بارداری و این حرفا)، هم به میل جنسی ناچیز زنها! این افراد استدلال میکنن که زنها اصلاً دنبال سکس نیستن و بیشترین چیزی که از پارتنرشون میخوان فقط عشق و محبته و در نتیجه اگه متوجهِ خیانت عاطفی همسرشون بشن خیلی بیشتر از خیانت جنسی ناراحت میشن (هم به دلیل میل جنسی کم! هم بهخاطر به خطر افتادن منابع مادیشون در صورتی که پارتنرشون وارد رابطۀ عاطفی با زن دیگهای بشه.) اما مشکل این استدلال کجاست؟ علی رغم اینکه بارها اطمینان داده شده که زنها میل جنسی اندکی دارن اما مدتهاست که در فرهنگهای مختلف شور جنسی زنان شدیداً کنترل میشه: با ختنه کردن، با تحمیل چادرهای تمام قد، با سوزاندن اونها در قرون وسطا، با طرد و سلب حقوق سکسورکرها، با منحرف و هرزه تلقیکردن زنها و اسلاتشیم و آزار و تمسخر بیوقفۀ زنهایی که تمایلات جنسیشون رو بروز میدن یا صرفاً مثل زن ایدهآل مردسالاری نجیب و متین رفتار نمیکنن. همۀ اینها بخشی از یه کارزار جهانیان که سعی در سرکوب میل جنسی زنها (که اصرار دارن ناچیزه) داشته و دارن. مردسالاری با استفاده از ابزارهایی مثل دین و مذهب، سنتها و تابوها قوانین اجتماعی رو بنیان گذاشته و سالها وردِ «زن سالم و نرمال میل جنسی کمی داره» رو خونده و بعد طرفدارانش اصرار دارن که روایت مرسوم و اینکه ✌️🏼مرد به دنبال رابطهست و زن اونو رد میکنه✌️🏼 سرشت طبیعی زن و مرده! اونها ساختار اجتماعیای رو برپا کردن و ازش دفاع میکنن که منجر به شکلگیریِ چنین الگو و شرایطی میشه و بعد اون رو به ذات طبیعی و اجتنابناپذیر جنسها ربط میدن. نابودی این روایت در باورهای عمومی به ما اجازه میده همونطور که میخوایم وارد رابطه بشیم و زندگی کنیم نه اونطور که استریوتایپهای موردعلاقۀ مردسالاری ایجاب میکنه.منابع:
1. Christopher Ryan and Cacilda Jethá, Sex at Dawn: The Prehistoric Origins of Modern Sexuality (2010), pp. 36-48-51 - کتاب «سرشت جنسی انسان»، ترجمهٔ مهبد مهدیان، صفحات ۳۶، ۴۸، ۵۱ 2. Richard von Krafft-Ebing, Sexual Psychopathy: A Clinical-Forensic Study (1886) - در کتاب آسیب شناسی روانیِ مسائل جنسی از ریچارد وان کرافت-ابینگ (۱۸۸۶) عنوان شده: «زنی که به لحاظ ذهنی سالم و بهنجار باشد و فرهیخته و معقول باشد میل جنسی کمی دارد.» 3. پروفسور ونیزی به نام کولومبو در اواسط قرن شانزدهم کشف کلیتوریس رو اعلام میکنه، او چند روز بعد به جرم کفرگویی و توهین به مقدسات به عنوان جادوگر شیطان صفت به زندان میافته. 4. ویلیام آکتون (۱۸۷۵): «بهترین مادران و همسران با چیزی به نام عطش جنسی بیگانهاند.»୨୧ @Kostivism
1 404
روانشناسی مردِ اینسل؛ مردها دنبال رابطهن و زنها نه؟ و چرا روایت تکاملی غلطه؟
◀️(پارت اول)➡️ — ◀️(پارت دوم)➡️
چند وقت پیش بهطور رندوم یه ریل اینستاگرامی دیدم که توش یه مرد به ۱۳ زن در زیر یک دقیقه پیشنهاد رابطه میده و هر ۱۳ بار هم ریجکت میشه. بهسرم زد دربارهٔ این موضوع مطلبی بنویسم. در پارت اول روایت روانشناسی تکاملی رو دربارهٔ این موضوع توضیح میدم و در پارت دوم به نقد فمینیستی اون میپردازم.
این ویدیو یه آزمایش ساده برای اثبات یکی از پایههای روایت مرسومِ تکامل جنسیه که به اندازۀ همین تئوری بیدقت و پرایراده. اجازه بدید بخشی از این روایت رو شرح بدم: تخمک زنها به تعداد محدودی وجود داره و در نتیجه در مقایسه با اسپرم ارزشمندتره. از طرفی زنها برای تولیدمثل، هزینهٔ بیشتری مثل صرف زمان طولانی و طاقتفرسا برای بارداری و شیردهی فرزند نسبت به مردها در این فرآیند میپردازن. در نتیجه زنها باید دقت بیشتری در انتخاب پارتنر بهخرج بدن تا مردی که هم بهلحاظ ظاهری و هم ثروت از جایگاه بالایی برخورداره رو انتخاب کنن تا بدینترتیب سرمایۀ ژنتیکی و هزینهای که در راه تولیدمثل میپردازن هدر نره. یعنی انتخاب کنن توسط مردی باردار بشن که هم ژنتیک خوبی داره تا تخمکهاشون و بعد فرزندان آینده این ژن خوب رو به ارث ببرن و به نسل بعدی منتقل کنن و هم ثروت خوبی داره تا زن بتونه اطمینان حاصل کنه که خودش و فرزندانش در رفاه به سر خواهند برد و به منابع مادی مناسبی دسترسی دارن. حالا از اونطرف مردها با داشتن اسپرمهای فراوان و کمارزشتر میتونن با آسودگی خاطر به روابط سهلگیرانه و متعدد وارد بشن. چون نه نگرانیِ از دست رفتن سرمایۀ ژنتیکی رو دارن و نه هزینۀ زیادی در راه انتخاب پارتنر نامناسب میپردازن که اتفاقاً با داشتن روابط بیشتر، احتمال افزایش تعداد فرزندان و انتقال بیشتر ژنهاشون بالا میره. در واقع هستهٔ مرکزی این روایت این عقیدهست که در نهایت تنها هدف هر انسانی «انتقال ژنهاش به نسل آینده»ست. این روایت معتقده که احتیاط بالای زنان هتروسکشوال در انتخاب پارتنر و داشتن سکس و آسونگیریِ مردان در این موارد پایههای زیستی داره و توسط ژنهای ما برنامهریزی شده. بنابراین طبق ویدیو اکثر زنها پیشنهاد مرد رو رد میکنن.
در این پست به مختصری از دلایل رد این روایت اشاره شده: چرا تئوری مرسوم تکاملی منسوخه؟୨୧ @Kostivism
1 404
اینم یاداوری کنم برای معنایِ کلمهی ستیز و اینکه زنِ زنستیز هم یه چیزی شبیه مردستیزیه و هر دو بیمعنین.
1 404
Repost from N/a
خب
ما نگفتیم این اصلا چیز بدی نیست و نباید اصلاح شه! برای همیناس که فمینیسم وجود داره که کلا زنستیزی از بین بره دیگه. مردسالاری از بین بره زنستیزیِ اینترنالایزد شده هم به طبعش از بین میره.
چیز خوبی نیست ولی دشمن اصلی و مخرب همچنان مردسالاریه. زنا هرچقدرم بازتولیدش کنن باز هیچوقت نمیتونن اندازهی مردای سیس حفظش کنن و بهش قدرت بدن. در اصل و وهلهی اول، مردسالاری رو سودبرندههاش حفظ میکنن، نه قربانیهاش.
همین مثال جیکی رولینگ رو بذار یه متنی رو کوت کنم تا متوجه بشی چرا همچین کیسی هم حتی نمیتونه مخرب "تر" باشه: https://t.me/mardeciskhafeshe/634
بله زنان عقل و عاملیت دارن، میتونن بد باشن و مسئولن در برابر رفتاراشون. اما آیا انتقال مسئولیتِ اصلی از مردسالاری! به قربانیهاش، کار درستیه؟ اونم وقتی درصدِ تخریبِ همین قربانیا هیچوقت به پای سیستم نمیرسه؟
1 404
Repost from N/a
زنِ زنستیز؟ شبیهِ این میمونه که بگی مقتولِ قاتل!
لطفا بدون ریشهیابیِ مشکلات سریع لیبل نزنید؛ اول معنیِ ستیز رو بخونید، بعد استفادهاش بکنید.
یک قربانی نمیتونه قربانیهای دیگر رو به صورت سیستماتیک سرکوب کنه وقتی هیچ قدرت و پریولیجی نداره!
ستیز رو مردسالاری میکنه، نه زنا. پس زنِ زنستیز معنا نداره.
زنستیزی رو تهش بگید برای زنا اینترنالایزد (درونیسازی) شده؛ اونم چون مردسالاری اینو خواسته.
مردسالاری برای حفظ قدرتش باید قربانیهاش رو علیه هم نگهداره همیشه، تا باهم متحد نشن، همبستگی تشکیل ندن و علیه سیستم قیام نکنن (یه چیزی شبیهِ مقصر نشون دادنِ مهارجرها برای برداشته شدنِ تمرکز از روی بیلیونرها در نظر بگیرید).
حالا بهترین روش چیه؟ که مردسالاری رو به شکل یک امر طبیعی نشون داده و به زنا یاد بدن، و بعد هم منشا تمام مشکلات رو از روی مردسالاری ورداشته و به سمت زنا معطوف کنن و به این شکل زنها رو به جون هم بندازن که "دشمن اصلیِ همدیگه، خودتونید"؛ تا تمرکز از روی جنگ با سیستم ورداشته شه و قربانیها انرژیشون رو بذارن روی جنگ با همدیگه و دشمن اصلی فراموش شه این وسط، و سیستم بتونه از این دشمنیِ بین قربانیهاش برای تضعیف و سرکوبِ هرچه بیشترشون استفاده بکنه.
همچین یک مسئلهی دیگه هم هست به اسم بقا. وقتی یک سیستمِ سرکوبگر وجود داره و یه گروه قربانیشن، بعد از مدتی افرادِ اون گروه متوجه ستیزِ علیهشون میشن و میفهمن تنها راهِ بقا درونِ سیستم، اینه که ازش پیروی و اطاعت و در برابرش سکوت کنن؛ چون میدونن که اگر نکنن، ممکنه بیشتر اسیب ببینن. برای همین ممکنه اون زنستیزیِ درونیسازی شده رو بازتولید بکنن. این رو هم باز مردسالاری اول تو ذهنشون انداخته؛ مردسالاری همیشه گفته زنِ مطیع، ساکت، اروم، سربهزیر = زنِ خوب و محبوب / زنِ خشمگین، عصیانگر، پرسشگر، یاغی، آزاد = زنِ بد و شیطان و جادوگر و انگل جامعه. و به زنا یاد داده که مطیع و ساکت باشید تا پاداش بگیرید، چون در غیر اینصورت حذفتون میکنیم. برای همین هم طبیعیه که خیلی از قربانیها برای حفظ بقا طبق این گایدلاین عمل کنن.
اما درنهایت همشون قربانین، سودی از سیستم نمیبرن و همچنان در جایگاه فرودست قرار دارن. پس مطیعِ سیستم بودن به خاطر حفظ بقا، حقیقتِ قربانی بودنِ اون افراد رو زیر سوال نمیبره.
برای همین هم زنان هیچموقع نمیتونن زنستیز باشن، تهش به دلایل بالا و همچنین ناآگاهی به دلیل شستوشوهای مغزیِ متعدد و القای ترسی که بهشون شده؛ زنستیزیِ درونیشدهشون رو بازتولید کنن.
که این مورد هیچموقع؛ هیییچموقع و به هیچوجه نمیتونه به اندازهی مشکلِ اصلی که مردسالاری هست، مخرب و اسیبزا باشه.
دشمنِ اصلی رو گم نکنید.
1 404
اگه دبهدوغ دارید یا خودتون دبهدوغ کسی هستید، پیشیپرسنید، هاپوپرسنید، 🐰پرسنید و... این کارزار رو امضاء کنید و برای باقی دبههای دوغ، هاپوها، پیشیها و 🐰ها، و..ها هم بفرستید
