کُستیویسم🏳️🌈
رفتن به کانال در Telegram
+16 زن زندگی آزادی ترنس کوییر رهایی Anon: @kostivism_anonbot IG: instagram.com/Kostivism
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 818
مشترکین
+1124 ساعت
+237 روز
+13730 روز
آرشیو پست ها
1 826
زنکشیهای چند روز اخیر (TW)
دلارا محمدیطاهر
شهریور ۱۴۰۵ ۳۲ ساله و مادر دو فرزند در مازندران قتل توسط شوهر بهجرم زن بودن شاهرگش پاره شد🤍
دلارا محمدی وقتی داشته به شهرک محل سکونتش برمیگشته، شوهرش بهش حملهور میشه و اونو بهشدت مورد ضربوشتم قرار میده و روی زمین میکِشه. بعد که دلارا سعی میکنه بهسمت خونه بره با چاقو چند ضربه به پهلو و سینهش میزنه و درنهایت شاهرگش رو پاره میکنه.🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️ مریم یارمحمدی
۱۳ مهر ۱۴۰۵ ۲۸ ساله و مادر دو فرزند در قشم قتل توسط برادر بهجرم زن بودن واژن و سینههاش مثله شد🤍
برادران مریم یارمحمدی، با همکاری همسرش، چون بدون اطلاعشوپ به تهران رفته بود، اونو با ضربات چاقو به سینه و واژنش بهوحشتناکترین شکل بهقتل میرسونن. حقیقت وحشتناکتر اینه که ریشسفیدهای فامیل و خانوادهٔ مریم جلوی بیمارستان تجمع کرده بودن و به بازداشت همسر و برادرش اعتراض کرده بودن، چون شکایتی نسبت به این اتفاق ندارن و بلایی که سر مریم آوردهن رو حقش میدونستن!!!🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️ مینا سلطانی
۱۶ مهر ۱۴۰۵ ۴۰ ساله و مادر دو پسر در اصفهان قتل توسط شوهر بهجرم زن بودن سرش بریده شد🤍
شوهر مینا سلطانی، پسر بزرگش رو بهبهونهای به بیرون از خونه میفرسته و پسر کوچیکش رو توی اتاقی زندانی میکنه و بعد با چندین ضربهٔ چاقو به دستهای مینا، سرش رو از تنش جدا میکنه.🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️ مهسا بزرگزاده
۱۸ مهر ۱۴۰۵ مادر یک فرزند در سیستان و بلوچستان قتل توسط مردان ناشناس بهجرم زن بودن بهآتیش کشیده شد🤍
مهسا بزرگزاده چندی بود که از شوهرش جدا شده بود و با بچهش توی خونهٔ مادرش زندگی میکرد که چند فرد ناشناس از یه ماشین پژو ۴۰۵ روی مهسا بنزین ریختن و اونو بهآتیش کشیدن.🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️🌧️ فرشته یوسفزاده
۲۱ مهر ۱۴۰۵ ۳۸ ساله و مادر سه فرزند در ایلام قتل توسط شوهر بهجرم زن بودن بهگلوله بسته شد🤍
فرشته یوسفزاده از ازدواج قبلیش دختری بهاسم رزا داشت و بعد با محمد محمدی که از نیروهای سرکوبگره ازدواج میکنه و دو فرزند دوقلو بهدنیا میاره. فرشته همیشه با شوهرش بهخاطر اینکه رزا باهاشون زندگی میکنه اختلاف داشتن تا اینکه شوهرش با کلاشینکف فرشته و هر سه فرزندش رو قتلعام میکنه و بعد خودکشی میکنه.୨୧ @Kostivism
1 826
چرا روی کلمات حساسیم؟
زبان فقط حرف زدن لفظی نیست، بلکه تأثیر عینی داره و کاری انجام میده!
طرح سوال:
دیدید وقتی توی صحبتهای روزمره موقع استفاده از برخی کلمات، یهسری افراد بهدلایلی مثل نژادپرستی و زنستیزی میگن از این کلمه یا ادبیات استفاده نکن؟ چرا استفاده نکنم؟ چون ممکنه به بعضی افراد بر بخوره یا ناراحتشون کنه؟ خب اگه کسی که قراره بهش بر بخوره موقع گفتن اون حرف اونجا نباشه که بخواد ناراحت بشه چی؟ اونموقع دیگه چرا نباید استفاده کرد؟ اینا فقط یهسری کلمه هستن، یهسری اصواتی که بهطور قراردادی معنی خاصی میدن، با زدن حرفی که قرار نیست کسی رو ناراحت کنه چه اتفاقی ممکنه بیفته؟ مثلا اگه من در جایی از کلمهٔ «ناموساً» استفاده کنم، یعنی ناموسپرستم؟ یا با اینکارم باعث شدم زن یا زنانی ناموس مردها بشن؟ من که فقط حرفشو زدم، اونایی که دارن خشونت ناموسی میکنن هستن که دارن انجامش میدن، کار من چرا اشتباهه؟توی این متن میخوام به همهٔ سوالات بالا جواب بدم و بگم که چرا استفاده از زبان، فقط یهسری اصوات توصیفکننده برای کامیونیکیت کردن نیستن. بلکه خودشون واقعیتی که توصیف میکنن رو میسازن. توی این مقدمه چندتا نکته رو باید روشن کنم. شاید این ادعا که «کلمات قدرت دارن و تأثیر واقعی میذارن» رو از سخنرانیها و کتابهای شبههعلمی مثل قانون جذب و امثالهم شنیده باشید. اما چیزی که من میخوام بگم اصلا به اون موضوعات مربوط نیست. دوماً من توی این متن از «زبان» بهمعنای کُلیش، یعنی ابزار ارتباط کلامی استفاده میکنم، نه معانی دیگهش مثل زبانهای مختلف هر کشور یا لهجه و گویشهای مختلف. چرخش زبانی؛ اهمیت زبان از کجا اومد؟
تا قبل از قرن بیستم، فلسفه توجه چندانی به اهمیت زبان نداشت، اما با کارهای فرگه و ویتگنشتاین زبان بهعنوان ابزار بازنمایی واقعیت اهمیت پیدا کرد. به این تحول انقلابی در تاریخ فلسفه میگن «چرخش زبانی». چرخش زبانی خیلی سریع از فلسفهٔ تحلیلی وارد فلسفهٔ قارهای شد و توی آثار پراگماتیستهایی مثل ریچارد رورتی، پستمدرنهایی مثل ژاک دریدا و حتی فیلسوف کوییرفمینیست، جودیث باتلر بهش پرداخته شد. چیزی که در چرخش زبانی اهمیت پیدا میکرد این بود که، زبان دیگه صرفاً ابزاری برای بازنمایی واقعیتهای بیرونی نبود، بلکه خودش سازندهٔ اون بازنمایی بود. این یعنی زبان فقط جهان پیرامونمون رو توصیف نمیکنه، بلکه اون بازنماییای که ما از چیزی که ما فکر میکنیم داریم با زبان توصیف میکنیم داریم رو آلردی خود زبان خلق کرده.استدلال اول، چرخش زبانی در فلسفهٔ قارهای: زبان فرهنگها و نگرشها رو ساخته و میسازه
چیزی که در آثار فیلسوفان قارهای و مشخصاً پستمدرن راجعبه زبان اهمیت داره اینه که، زبان نوع نگاه ما به دنیا رو شکل میده و نوع نگاه ما به دنیا، فرهنگ رو میسازه. ما با استفاده از زبان، میتونیم بازنماییهای مختلفی از دنیا داشته باشیم که هر بازنمایی تبعات و نتایج عینی و واقعی خواهند داشت. این یعنی اون واقعیتهای فرهنگی که داریم مشاهده میکنیم هم قبلا توسط زبان ساخته شده. شاید نشه بهلحاظ آنتروپولوژیک مشخص کرد که فرهنگ بنیادیتره یا زبان، اما مسلماً میتونیم بدونیم که تأثیرشون روی هم مثل مرغ و تخممرغ درهمتنیدهست. یعنی ما با استفاده از زبان، یه نوع خاصی از نگرش رو شکل میدیم و اون نگرش منجر به شکلگیری یا تثبیت یک فرهنگ خاص میشه، و این فرهنگ خاص مجدداً همون ادبیات و کلمات رو بازتولید میکنه. برای درک بهتر این مثال رو میزنم؛ تا مدتها افراد معتاد رو «مجرم» تلقی میکردن و برای مصرف مواد مخدر مجازات تعیین میشد، اما از جایی بهبعد به اونها «بیمار» گفته شد، و با طبقهبندی اعتیاد در دستهٔ بیماری، معتادها رو دیگه جرم ندونستن و بهجای زندان سر و کارشون با مراکز بازپروری شد. توی این مثال، هم «مجرم» و هم «معتاد» هر دو برای توصیف یک واقعیت مشترک بهکار رفتن، یعنی هر دو یک مصداق دارن، اما بازنماییهایی که از یک مصداق دارن کاملاً متفاوته. به این شکله که اون زبانی که برای بازنمایی واقعیت استفاده میکنیم، خودش بازنمایی ما از واقعیت رو ایجاد میکنه. یه مثال دیگه میزنم؛ وقتی یه زن سیس میانسالی میرسه، بهش میگن وارد «یائسگی» شده. «یائسگی»، از نظر لغوی به یأس و ناامیدی اشاره داره، و وقتی بازنمایی ما از اون دورهٔ زندگی زیستی زنان سیس، با یأس و ناامیدی همراه باشه، یعنی تنها دورهٔ امیدوارکننده از زندکیشون دورهایه که اون زن قابلیت باروری داره. بدینشکل استفاده از یه کلمه، یه نوع خاصی از نگرش رو بازتولید یا تثبیت میکنه. از این جهت مهمه که از چه نوع ادبیات و کلماتی استفاده میکنیم، چون هر کدوم از این ادبیاتها میتونن یه نگرش و فرهنگ خاصی رو تثبیت یا بازتولید کنن.استدلال دوم، چرخش زبانی در فلسفهٔ تحلیلی: زبان علاوهبر توصیف، کنش هم میکنه
در سال ۱۹۶۲، جان لانگشاو آستین، توی کتابی بهنام «چهطور با کلمات کاری انجام میدهیم» نظریهٔ «کنش گفتاری» رو مطرح کرد. این نظریه توسط شاگرد آستین، جان سرل و دنیل وَندروِکن گسترش پیدا کرد. کاری که آستین کرد این بود که تمایزی که بین گزارههای اخباری، که چیزی رو اطلاع میدن (مثل «ماست سفید است») و گزارههای انشایی، که به اجرا کردن کاری اشاره دارن (مثل «عذر میخواهم» یا «از اینجا برو») رو از بین برد. اون نشون داد که هر دوی این دو نوع گزاره در دل خودشون هم چیزی رو اطلاع میدن و هم دارن به انجام کاری اشاره میکنن. بهطور مثال جملهٔ «گربهای روی پشتبام است» رو درنظر بگیرید، این جمله بهنظر میاد که صرفا داره چیزی رو توصیف میکنه، درحالیکه گوینده در گفتن گفتن این جمله، داره «باور» و «قصدمندی» بهخرج میده. پس میتونیم بگیم این جمله بهشکل کاملتر، «من ادعا میکنم گربهای روی پشتبام است» هست و درنتیجه کاملاً مشابه گزارههای اجراییه که به انجام کاری اشاره دارن. آستین میگفت ما با تمامی کلماتمون به سه شکل مختلف درحال انجام دادن کاری هستیم؛ کنشهای انطباقی (Locutionary)، کنشهای تَضَمُّنی (Illocutionary) و کنشهای التزامی (Perlocutionary). بدینترتیب طبق نظریهٔ کنش گفتاری، ما با کلمات و جملاتی که استفاده میکنیم، درواقع داریم عملی رو هم انجام میدیم؛ حتی اگه بهنظر بیاد کلمات ما صرفاً توصیفی هستن، چراکه بهخاطر پارادوکس مور، نمیتونیم گزارهای رو بدون «باور» و «ادعا» توصیف کنیم.نتیجهگیری:
طبق این دو استدلال، میتونیم بگیم زبان صرفاً لقلقهٔ کلام و یا یه ابزار ریتوریک نیست. بلکه با زبان میتونیم نگرشهای خاصی رو شکل بدیم و یا کارهایی انجام بدیم که تأثیرات عینی و واقعی میذارن. پس وقتی من از ادبیات ناموسپرستانه استفاده میکنم و میگم «ناموساً»، صرفاً یهسری اصوات رو از حنجرهم تولید نمیکنم، دارم با گفتن اون جملات فرهنگی رو بازتولید و تثبیت میکنم که توی اون، زن ناموس مرده و مرد قَیممآبه. همین موضوع برای ادبیات و شوخیهای سکسیستی، کوییرفوبیک نژادپرستانه و… هم برقراره و تأثیر عینی و ملموس روی جامعه و افراد داره.୨୧ @Kostivism
1 826
Repost from ⋆˚࿔ true final girl˚⋆
برای ریپورت کردن این چنل زن ستیز.@hoquqmardan
Dear Support Team
I am reporting this channel for repeatedly publishing misogynistic content that degrades, humiliates, and sexually objectifies women. Such content promotes sexism, normalizes the dehumanization of women, and encourages harmful attitudes toward them.
Please review this channel and take appropriate action in accordance with your community guidelines.
Thank you.
abuse@telegram.org
برای ایمیل زدن
Subject: Report of Misogynistic Content and Gender-Based Harassment
I am reporting this channel for repeatedly publishing and promoting misogynistic, degrading, and discriminatory content targeting women under the guise of advocating for men's rights.
The channel's content promotes regressive and hostile attitudes toward women, portrays women in a demeaning manner, and contributes to the normalization of gender-based prejudice and hostility. Furthermore, the comments section contains numerous insulting, degrading, and misogynistic remarks directed at women, creating an environment in which gender-based harassment and contempt are encouraged or tolerated.
Advocating for men's rights does not justify the denigration of women or the promotion of discriminatory attitudes. The concern is not the channel's stated subject matter, but its actual content and the pattern of hostility toward women reflected in its posts and comment section.
I respectfully request that Telegram review the channel's posts and comments for potential violations of its Terms of Service and applicable content policies, particularly those concerning harassment, abusive content, and the promotion of hatred or discrimination based on gender. If violations are confirmed, please take appropriate action in accordance with Telegram's policies.
Thank you for reviewing this report.(ایدی چنلش یا لینک یکی از پستاشو اد کنید)1 826
ترند شدنِ این هشتگ حیاتیتر از ترند شدن هشتگ کنسلیِ یه مشت خیایِ پرابلماتیکه.
پس لطفا فور کنید❤️
1 826
یه عذرخواهی خوب چهجور عذرخواهیایه؟
توی زندگی میلیونها بار پیش اومده که لازم بوده که عذرخواهی کنیم یا مورد عذرخواهی قرار گرفتیم؛ اما آیا همیشه عذرخواهیمون پذیرفته شده یا ما عذرخواهی دیگران رو پذیرفتهیم؟ وقتی یه فرد دارای سرمایهٔ اجتماعی و مالی، مثل یه سلبریتی، کنشگر، سیاستمدار و… عذرخواهی میکنه، باید عذرخواهیش پذیرفته بشه؟ یا باید کنسلش کنیم؟
توی این متن میخوام بگم عذرخواهی باید شامل چه مولفههایی باشه تا اطمینان حاصل کنیم که میتونیم ببخشیم یا بخشیده بشیم.
طبق مقالهای که ژورنال معروف «انجمن علوم روانشناختی» (Association for Psychological Science) منتشر کرده، یه عذرخواهی صادقانه دارای شش مولفهست.
• ابزار پشیمانی • توضیح درمورد خطا • پذیرش مسئولیت • اظهار به اصلاح شدن • پیشنهاد برای جبران • درخواست بخششدر این شش مولفه، تمامی مواردی که توی یه عذرخواهی صادقانه باید به اونها توجه داشت لحاظ شده. در ادامه هر کدوم از این مولفهها با جزئیات بیشتری توضیح میدم. ۱- ابزار پشیمانی:
طبق ترتیب این مولفهها، در مرحلهٔ اول فرد خطاکار باید اعتراف کنه که کاری که کرده اشتباه بوده و از انجام دادن اون پشیمونه. این یعنی اگه دوباره به زمانیکه اون عمل رو انجام داد برگرده، دیگه انجامش نمیده.۲- توضیح درمورد خطا:
در مرحلهٔ دوم، فرد باید توضیح بده که چرا عملی که مرتکبش شده اشتباه بوده. هدف از اینکار اینه که اطمینان حاصل کنیم که فرد خطاکار دلیل اشتباه بودن کارش رو میدونه. دقت داشته باشید که توی این مرحله، توضیح اشتباه باید از نظر هنجاری تقبیح بشه، نه صرفاً توصیف اتفاقی که افتاد.۳- پذیرش مسئولیت:
مرحلهٔ سوم، بهشدت مهمه. در این مرحله فرد خطاکار باید اشتباهی که کرده رو گردن بگیره و کار خودش رو تقصیر دیگران نندازه. و همچنین چه بخشیده بشه و چه نشه، باید تحت هر شرایطی پیامدها و عواقب کارش رو کاملاً بپذیره.۴- اظهار به اصلاح شدن:
مرحلهٔ چهارم، با هدف اعتمادسازی انجام میشه. فرد خاطی باید بهصورت شفاف به دیگران بفهمونه که از اشتباهش درس گرفته و رفتار یا خصلتی که موجب اون عمل خطا شده رو اصلاح میکنه؛ تا دیگران بتونن مطمئن باشن که دیگه اون خطا تکرار نمیشه و بتونن مجدداً به فرد خطاکار اعتماد کنن.۵- پیشنهاد برای جبران:
در این مرحله فرد باید از آسیبهایی که با اشتباهش وارد کرده آگاه باشه و بهصورت عملی برای جبران خسارت یا صدماتی که اشتباهش وارد کرده اقدام کنه. اگه این خسارات و صدمات جبرانناپذیر باشن، باز هم فرد خاطی باید برای کسب اعتماد دیگران کاری رو در جهت بهبود اون صدماتی که وارد کرده انجام بده.۶- درخواست بخشش:
پس از انجامِ درستِ این مراحل، و برطرف کردن دلخوری، نفرت یا خشم دیگران، در وهلهٔ آخر فرد خطاکار میتونه درخواست بخشش کنه تا مجدداً صلح و صفا برقرار بشه. پذیرش یا عدم پذیرش درخواست بخشش کاملاً بهعهدهٔ دیگرانه و بخشش ممکنه بنابه پروسهٔ اعتمادسازی زمانبر باشه و یا هرگز پذیرفته نشه.تمامی این مراحل برای عذرخواهی، ضروری هستن؛ اما بسته به بزرگ یا کوچیک بودن خطا، میزان اهمیت هر کدوم متفاوت خواهد بود. برای یه خطای سهوی کوچیک، ممکنه بعضی از مراحل کمتر اهمیت پیدا کنن، درحالیکه درمورد خطاهای بزرگتر ممکنه جبران خسارات و اعتمادسازی برای دیگران بهشدت طولانی و پیچیده باشه. پس دقت داشته باشید که در هر شرایطی کدوم جنبه از مراحل عذرخواهی اهمیت بیشتری داره. در ادامه چند مورد از کارهایی که نشون میدن یه عذرخواهی، صادقانه نیست رو توضیح میدم. ۱- عذرخواهیِ غیر عذرخواهانه (Non-apology apology):
این اتفاق وقتی میافته که فرد خاطی بخواد با طوری عذرخواهی بکنه که هیچ نوع پشیمونی و اذعان به اشتباهی رو توی صحبتهاش نشه مشاهده کرد. بهطور مثال طوری از کلماتش استفاده کنه که بهجای عذرخواهی کردن بابت خطایی که مرتکب شده، بابت اون احساسی که در دیگران ایجاد کرده عذرخواهی بکنه. مثلاً: «معذرت میخوام که ناراحت شدی» یا «ببخشید که حرف منو بد برداشت کردی». این جملات در ظاهر عذرخواهی هستن، اما در اونها پشیمونی از اون عمل خطا، و آگاهی نسبت به اینکه چرا اون عمل خطا نیست دیده نمیشن. بنابراین مولفههای اول و دوم رو نقض میکنن.۲- توسل به توصیف برای توجیه:
وقتی فرد خطاکار دربارهٔ اشتباهش توضیح میده، ممکنه سعی کنه توصیف اون اتفاقی که افتاده رو بهعنوان توجیه یا دفاعیهای برای خودش جا بزنه. مثلاً وقتی شخصی به قولش عمل نکرده بگه: «سرگرم بازی شدم و بهکل یادم رفت». در اینجا فرد خاطی صرفاً بیان میکنه که چی شد که اون اشتباه رو انجام داد، و درمورد بد بودن اونکار چیزی نمیگه؛ درحالیکه طبق مولفهٔ دوم باید علاوهبر توصیف اتفاقی که افتاده، ذکر بشه که صرفاً بیان اون اتفاق، اشتباهی رو توجیه نمیکنه و اونکار نباید انجام میشد.۳- مظلومنمایی (Playing the victim):
بسیاری از افراد خطاکار، وقتی در موضعی قرار میگیرن که باید عذرخواهی کنن یا مورد کالاوت و بازخواست قرار میگیرن، سعی میکنن جایگاه طلبکار و بدهکار رو تغییر بدن و با گفتن حقایق متأثرکننده درمورد خودشون، و یا با استفاده از دروغ و اغراق راجعبه شرایطی که در بستر اون چنین خطایی رو مرتکب شدهن، ترحم و دلسوزی دیگران رو تحریک کنن تا از خشم اونها کم کنن. این عمل آشکارا مولفهٔ سوم رو نقض میکنه و صادقانه نیست.۴- کوچکنمایی خطا (Downplaying):
اگه فرد خاطی سعی کرد که بههرشکل، چه با سوءاستفاده از بار معنایی کلمات و چه با انتخاب و بولد کردن گزینشی بخشی حقیقت، و نه کل اون، عمل خطای خودش رو از نظر هنجاری کمتر از چیزی که هست بد نشون بده، میتونیم بفهمیم عذرخواهی اون صادقانه نیست. این بهطور واضح نقض مولفهٔ سومه.۵- واگذاری مسئولیت:
در بسیاری از موارد فرد خطاکار سعی میکنه با کشوندن پای افراد دیگه به اون اشتباه، میزان تقصیر و مسئولیتی که اون عمل روش گذاشته شده رو بین افراد بیتقصیر تقسیم کنه تا از خشمی که تهدیدش میکنه فرار کنه. این هم نقض مولفهٔ سومه و نشوندهندهٔ غیر صادقانه بودن عذرخواهیه.۶- مشروط کردن عذرخواهی:
بسیاری از افراد خاطی عذرخواهی خودشون رو فقط در صورتی مطرح میکنن، که مطمئن باشن بخشیده میشن و آبرو، اعتبار یا سرمایهای رو از دست نمیدن. و اگه قرار باشه عذرخواهی بکنن، و در عین حال مجبور به پرداخت خسارت باشن، اصلا عذرخواهی نمیکنن. این نوع شرط گذاشتن برای عذرخواهی نشون میده فرد واقعاً اون اشتباه رو بد نمیدونه و صرفاً هدفش از دست ندادن سرمایهش هست، و نه جبران واقعی اشتباهش. اینکار هم مولفههای اول، سوم و پنجم رو نقض میکنه.۷- عجله برای بخشیده شدن:
شاید رایجترین مورد در عذرخواهیهای ناصادقانه، این باشه که فرد خاطی سعی داره هر طور که شده با گذروندن مراحل عذرخواهی خودش رو به مرحلهٔ بخشیده شدن برسونه. و بهمحض رسیدن به مرحلهٔ درخواست بخشش، انتظار داشته باشه همهچیز درست بشه. درحالیکه فرد خاطی باید متوجه باشه که جبران خطا و اعتمادسازی ممکنه یه زمانبر باشه و نباید بلافاصله بعد از عذرخواهی یا درخواست بخشش از دیگران توقع بخشیده شدن داشته باشه.منبع: Effective Apologies Include Six Elements ୨୧ @Kostivism
1 826
وقتی به فکر میکنم که توی خیلی کِیسها کشتن یا آزار کودک توسط والدینش جرم دونسته نمیشه چون بچه رو جزو ممالک والدین میدونستن دلم میخواد بمیرم💔
همونطور که تجاوز شوهر به زن براشون تعریف نشده و جرمانگاری نمیشه، آزار والدین به کودک هم خیلی جاها اصلا جرمانگاری نمیشه
1 826
قتل آرزو بامری، دختر ۲ ساله به دست پدرش در روز جهانی دختر
پدرش آرزو رو بیرون میبره و وقتی برمیگردن، آرزو بیهوش بوده و شدیداً از ناحیۀ سر و تمام بدنش دچار جراحت شده.
مادرش با دیدن وضعیت آرزو با پدرش درگیر میشه و مورد ضربوجرح قرار میگیره. متاسفانه آرزو بعداز رسیدن به بیمارستان فوت میکنه.
قاتل که الان در بازداشت به سر میبره مدعی شده که مرگ اون از صدمۀ ناشی از برخورد با داشبورد بوده.
این جنایت در ایرانشهر بلوچستان اتفاق افتاده.
