fa
Feedback
کُستیویسم🏳‍⚧

کُستیویسم🏳‍⚧

رفتن به کانال در Telegram

+16 زن زندگی آزادی ترنس کوییر رهایی Anon: @kostivism_anonbot IG: instagram.com/Kostivism

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 403
مشترکین
+424 ساعت
+437 روز
+24130 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
طبق آمار رسمی، مردا بیشتر توی تصادفات شدید و مرگبار درگیرن؛ چه با موتور چه با ماشین.
توی ریپورت رسمی WHO می‌بینیم که مردا معمولا حدود ۳ برابرِ زنا در معرض مرگ ناشی از تصادفات جاده‌ای هستن. این اختلاف تا حد زیادی با میزان رانندگی، نوع وسیله نقلیه و رفتارهای پرخطر مثل سرعت بالا و رانندگی تحت تاثیر مواد مرتبطه که خب توی مردا بیشتر دیده میشه! داده‌های رسمی آمریکا هم نشون میدن که اختلاف توی موتور حتی شدیدتره. توی سال ۲۰۲۴، از موتورسواران کشته‌شده: ۵۷۴۸ تا مرد در مقابل ۴۷۳ تا زن بودن؛ یعنی تعداد مردای کشته‌شده توی تصادفات با موتور حدود ۱۲ برابر زنا بوده.
اینا به نظرم برای زیر سوال بردن کلیشه‌ی «زنا راننده‌های بدترین» کافی به نظر می‌رسه! درواقع رانندگی یه مهارته و هیچ مهارتی جنسیت نداره. اما زنا همیشه چوبِ «راننده‌های بد» رو می‌خورن. اگه یه زن یه بار اشتباه کنه یا راننده‌ی بدی باشه، همه‌ی زنا میشن راننده‌های بد! اما وقتی مردا توی آمار مرگ‌های جاده‌ای خیلی بیشترن و رفتارهای پرخطر مثل سرعت بالا و رانندگی تحت تاثیر مواد هم بین مردا بیشتر دیده میشه، دیگه نمیشه همه‌ی مردا راننده‌های بدین! برا مردا مسئله همیشه فردی میمونه اما برا زنا یهو مسئله جمعی میشه! هروقت یه راننده‌ی بد می‌بینن، حتی اگه قیافشو نبینن میگن حتما زنه، یا ری‌اکتِ بدتری به یه راننده‌ی بدِ زن دارن تا مرد؛ درحالی‌که داده‌ها اصلا از این کلیشه حمایت نمی‌کنن! از اون طرف، یه چیز مهم دیگه‌ام هست. زنا با وجود اینکه در مجموع کمتر کشته میشن، در بعضی شرایطِ تصادف مشابه می‌تونن ریسک آسیب یا مرگ بیشتری داشته باشن.
مثلا توی یه مطالعه‌ی NHTSA که تصادفات با شدت مشابه رو مقایسه کرده، نشون داده که این تفاوت توی ماشینای قدیمی‌تر قابل توجه‌تر بوده. برای خودروهای مدل ۱۹۶۰–۱۹۹۹، خطر مرگ زنا در مقایسه با مردا در تصادفات مشابه حدود ۱۹.۹٪ بیشتر برآورد شده. اما برای خودروهای مدل ۲۰۱۰–۲۰۲۰ این اختلاف به حدود ۶.۳٪ کاهش پیدا کرده چون اصلاحات انجام شده اما هنوز به صفر نرسیده. حالا این اختلاف به خاطر چیه؟ آزمون‌های ایمنی خودرو به‌شدت به یک مدل بدنی مردونه متمرکز بودن و بازنمایی آناتومی و فیزیولوژی زنا توی مدل‌های آزمون محدودتر بوده. این موضوع مهمه، چون قد، وزن، نسبت‌های بدنی، شکل لگن، قفسه‌ی سینه، گردن، توزیع جرم بدن و نحوه‌ی تعامل بدن با کمربند ایمنی و ایربگ می‌تونه روی نوع و شدت آسیب تاثیر بذاره. حتی توی ژانویه ۲۰۲۶، NHTSA اعلام کرد پژوهش جدیدش نشون داده زنا در ۲۶٪ از ۱۵۰ مدل آسیب مورد بررسی، ریسک آماری بالاتری از آسیب نسبت به مردان داشتن و روی نیاز به مدل‌های آزمون تصادف زنانه‌ی پیشرفته‌تر تاکید کرد. یا مثلا توی داده‌های ۲۰۲۴ آمریکا، از ۴۷۳ زن کشته‌شده توی تصادفات با موتور، ۲۴۴ نفر مسافر بودن؛ یعنی حدود ۵۲٪ از زنای کشته‌شده‌ به خاطر موتور درواقع پشت موتور نشسته بودن! در مقابل، از ۵۷۴۸ مرد کشته‌شده، ۵۷۱۵ نفر راننده بودن؛ یعنی تقریباً ۹۹٪. پس در مورد موتور، بخش بزرگی از زنایی که جونشونو از دست دادن اصلا راننده نبودن و به‌عنوان مسافر سوار وسیله‌ای بودن که شخص دیگه‌ای که عمدتا مرد بوده، راننده‌اش بوده! این مورد برای ماشین هم صدق میکنه حتی.
پس وقتی درباره‌ی «راننده‌های بد» حرف می‌زنیم، بهتره به‌جای این کلیشه‌های مسخره‌ی زن‌ستیزانه، به داده‌های واقعی، میزان مواجهه، نوع وسیله، رفتار رانندگی و شرایط تصادف نگاه کنیم. چون وقتی یه زن بد رانندگی می‌کنه، میشه نماینده‌ی همه‌ی زنا ولی وقتی آمار مردا در تصادفات مرگبار این‌قدر بالاتره، یهو میشه فقط یه فرد. به این میگن استاندارد دوگانه. منابع:
https://www.who.int/en/news-room/fact-sheets/detail/road-traffic-injuries https://afro.who.int/health-topics/road-safety https://www.iihs.org/research-areas/fatality-statistics/detail/motorcycles-and-atvs https://www.iihs.org/research-areas/fatality-statistics/detail/passenger-vehicle-occupants https://www.nhtsa.gov/press-releases/nhtsa-report-newer-cars-appear-significantly-reduce-gender-disparities-crash https://www.nhtsa.gov/press-releases/nhtsa-study-affirms-need-female-crash-test-dummy-approved-by-trump-administration https://www.nhtsa.gov/es/node/103766

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
طبق آمار رسمی، مردا بیشتر توی تصادفات شدید و مرگبار درگیرن؛ چه با موتور چه با ماشین.
توی ریپورت رسمی WHO می‌بینیم که مردا معمولا حدود ۳ برابرِ زنا در معرض مرگ ناشی از تصادفات جاده‌ای هستن. این اختلاف تا حد زیادی با میزان رانندگی، نوع وسیله نقلیه و رفتارهای پرخطر مثل سرعت بالا و رانندگی تحت تاثیر مواد مرتبطه که خب توی مردا بیشتر دیده میشه! داده‌های رسمی آمریکا هم نشون میدن که اختلاف توی موتور حتی شدیدتره. توی سال ۲۰۲۴، از موتورسواران کشته‌شده: ۵۷۴۸ تا مرد در مقابل ۴۷۳ تا زن بودن؛ یعنی تعداد مردای کشته‌شده توی تصادفات با موتور حدود ۱۲ برابر زنا بوده.
اینا به نظرم برای زیر سوال بردن کلیشه‌ی «زنا راننده‌های بدترین» کافی به نظر می‌رسه! درواقع رانندگی یه مهارته و هیچ مهارتی جنسیت نداره. اما زنا همیشه چوبِ «راننده‌های بد» رو می‌خورن. اگه یه زن یه بار اشتباه کنه یا راننده‌ی بدی باشه، همه‌ی زنا میشن راننده‌های بد! اما وقتی مردا توی آمار مرگ‌های جاده‌ای خیلی بیشترن و رفتارهای پرخطر مثل سرعت بالا و رانندگی تحت تاثیر مواد هم بین مردا بیشتر دیده میشه، دیگه نمیشه همه‌ی مردا راننده‌های بدین! برا مردا مسئله همیشه فردی میمونه اما برا زنا یهو مسئله جمعی میشه! هروقت یه راننده‌ی بد می‌بینن، حتی اگه قیافشو نبینن میگن حتما زنه، یا ری‌اکتِ بدتری به یه راننده‌ی بدِ زن دارن تا مرد؛ درحالی‌که داده‌ها اصلا از این کلیشه حمایت نمی‌کنن! از اون طرف، یه چیز مهم دیگه‌ام هست. زنا با وجود اینکه در مجموع کمتر کشته میشن، در بعضی شرایطِ تصادف مشابه می‌تونن ریسک آسیب یا مرگ بیشتری داشته باشن.
مثلا توی یه مطالعه‌ی NHTSA که تصادفات با شدت مشابه رو مقایسه کرده، نشون داده که این تفاوت توی ماشینای قدیمی‌تر قابل توجه‌تر بوده. برای خودروهای مدل ۱۹۶۰–۱۹۹۹، خطر مرگ زنا در مقایسه با مردا در تصادفات مشابه حدود ۱۹.۹٪ بیشتر برآورد شده. اما برای خودروهای مدل ۲۰۱۰–۲۰۲۰ این اختلاف به حدود ۶.۳٪ کاهش پیدا کرده چون اصلاحات انجام شده اما هنوز به صفر نرسیده. حالا این اختلاف به خاطر چیه؟ آزمون‌های ایمنی خودرو به‌شدت به یک مدل بدنی مردونه متمرکز بودن و بازنمایی آناتومی و فیزیولوژی زنا توی مدل‌های آزمون محدودتر بوده. این موضوع مهمه، چون قد، وزن، نسبت‌های بدنی، شکل لگن، قفسه‌ی سینه، گردن، توزیع جرم بدن و نحوه‌ی تعامل بدن با کمربند ایمنی و ایربگ می‌تونه روی نوع و شدت آسیب تاثیر بذاره. حتی توی ژانویه ۲۰۲۶، NHTSA اعلام کرد پژوهش جدیدش نشون داده زنا در ۲۶٪ از ۱۵۰ مدل آسیب مورد بررسی، ریسک آماری بالاتری از آسیب نسبت به مردان داشتن و روی نیاز به مدل‌های آزمون تصادف زنانه‌ی پیشرفته‌تر تاکید کرد. یا مثلا توی داده‌های ۲۰۲۴ آمریکا، از ۴۷۳ زن کشته‌شده توی تصادفات با موتور، ۲۴۴ نفر مسافر بودن؛ یعنی حدود ۵۲٪ از زنای کشته‌شده‌ به خاطر موتور درواقع پشت موتور نشسته بودن! در مقابل، از ۵۷۴۸ مرد کشته‌شده، ۵۷۱۵ نفر راننده بودن؛ یعنی تقریباً ۹۹٪. پس در مورد موتور، بخش بزرگی از زنایی که جونشونو از دست دادن اصلا راننده نبودن و به‌عنوان مسافر سوار وسیله‌ای بودن که شخص دیگه‌ای که عمدتا مرد بوده، راننده‌اش بوده! این مورد برای ماشین هم صدق میکنه حتی.
پس وقتی درباره‌ی «راننده‌های بد» حرف می‌زنیم، بهتره به‌جای این کلیشه‌های مسخره‌ی زن‌ستیزانه، به داده‌های واقعی، میزان مواجهه، نوع وسیله، رفتار رانندگی و شرایط تصادف نگاه کنیم. چون وقتی یه زن بد رانندگی می‌کنه، میشه نماینده‌ی همه‌ی زنا ولی وقتی آمار مردا در تصادفات مرگبار این‌قدر بالاتره، یهو میشه فقط یه فرد. به این میگن استاندارد دوگانه. منابع:
https://www.who.int/en/news-room/fact-sheets/detail/road-traffic-injuries https://afro.who.int/health-topics/road-safety https://www.iihs.org/research-areas/fatality-statistics/detail/motorcycles-and-atvs https://www.iihs.org/research-areas/fatality-statistics/detail/passenger-vehicle-occupants https://www.nhtsa.gov/press-releases/nhtsa-report-newer-cars-appear-significantly-reduce-gender-disparities-crash https://www.nhtsa.gov/press-releases/nhtsa-study-affirms-need-female-crash-test-dummy-approved-by-trump-administration https://www.nhtsa.gov/es/node/103766

sticker.webp0.00 KB

خشونتی که خشونت دیده نمی‌شه
یکی از پیامدهای مهمِ درک آلت‌محور از خشونت جنسی اینه که بسیاری از مردم، از جمله بسیاری از مردانِ سیس، تجاوز رو صرفا از خلالِ یک سناریوی خاص تصور می‌کنن: یک مردِ سیسِ مهاجم و یک زنِ سیسِ قربانی (اینجا ترنسفوبیا علیه زنانِ ترنس اتفاق میوفته چون تصور اینه که اونا نمیتونن قربانیِ تجاوز باشن چون afab نیستن + گفتن‌ جملاتی مثل: «شما میخواید خودتونو‌ زن جا بزنید و برید بین زنای دیگه و بهشون تجاوز کنید» ⇦ هم سلب عاملیت هم ذات‌گرایی هم زن‌ستیزی هم ترنس‌فوبیا و...)
در نتیجه تجاوز اغلب به مسئله‌ای آلت‌محور تقلیل پیدا می‌کنه
یعنی خیلی از آدما ناخودآگاه خشونت جنسی رو فقط در قالبِ استفاده‌ی یک فرد amab از آلتِ خودش، علیهِ یک فردِ afab می‌فهمن (باز هم ترنس‌فوبیا علیه افراد ترنس) نتیجه اینه که وقتی عاملِ خشونت یک فردِ غیرِamab باشه، یا وقتی قربانی یک فردِ غیرِafab و کلا دو طرف خارج از اون الگو باشن، بسیاری از افراد در تشخیص و جدی گرفتنِ خشونت دچار مشکل می‌شن. توی همچین نگاه و تصوری، رضایت، ترس، اجبار، دستکاری عاطفی، سوءاستفاده از قدرت یا نقضِ مرزهای بدنی به حاشیه رونده می‌شن و جای خودشون رو به کلیشه‌های جنسیتی می‌دن. یکی از رایج‌ترینِ این کلیشه‌ها که زیاد هم‌ می‌بینیم، اینه که «مردای سیسهت همیشه خواهانِ رابطه‌ی جنسین» یا «توجه جنسیِ زن‌ها براشون ذاتا مطلوبه پس بحثِ تجاوز کلا منتفیه». بر اساسِ این تصور، اگر عاملِ خشونت یک فردِ afab و خصوصا یک زنِ سیس باشه، بسیاری از افراد به‌جای تمرکز روی تجربه‌ی قربانی، به جذابیت یا مطلوبیت فرضیِ عاملِ خشونت فکر می‌کنن. (باز هم ترنس‌فوبیا (+ هترونرماتیویتی) ) به همین دلیله که زیرِ اخبار مربوط به آزار یا تجاوزِ یک زنِ سیس به یک مرد یا پسربچه‌‌ی سیس، بارها می‌شه واکنش‌هایی از جنس «کاش جای اون بودم»، «خوش به حالش»، «این که تجاوز نیست»، «حتما لذت برده» یا «من بودم ناراحت نمی‌شدم خیلیم خوشم میومد از خدام بود» رو دید. در این واکنش‌ها، تجربه‌ی واقعیِ قربانی تقریبا به‌طور کامل ناپدید می‌شه. مسئله‌ دیگه این نیست که فرد رضایت نداشته، تحت فشار، اجبار و سوءاستفاده قرار گرفته، مرزهاش نقض شدن و... بلکه کلِ ماجرا از دریچه‌ی میل جنسیِ فرضیِ قربانی تفسیر می‌شه. (قربانی‌نکوهی + سلبِ عاملیت از متجاوز)
به علاوه، این نوع نگاه فقط خشونت رو نامرئی نمی‌کنه، بلکه قربانی رو هم از جایگاه یک انسانِ دارای عاملیت و تجربه‌ی مستقل خارج می‌کنه
انگار توی حالتِ غالبِ این مسئله، مردای سیس افرادِ واقعی با احساسات، مرزها و حقِ نه گفتن نیستن؛ بلکه موجوداتی‌ هستن که باید در هر شرایطی از هر نوع توجهِ جنسی استقبال کنن. (گفتم غالب چون این حرفارو وقتی قربانی یه مردِ سیسه میزنن معمولا + هترونرماتیویتی هم اتفاق میوفته اینجا؛ چون تصورشون از همه‌ی مردای سیس اینه که هتروان و زن‌ها جذابن براشون پس تجاوز منتفیه و...) در نتیجه، بسیاری از قربانیانِ مردِ سیس نه تنها جدی گرفته نمی‌شن، بلکه گاهی موردِ تمسخر، حسادت یا حتی ستایشِ تجربه‌ای قرار می‌گیرن که برای خودشون آسیب‌زا، تحقیرکننده، خشونت‌آمیز و تروماتایزکننده بوده. در نهایت، اگر معیارِ ما رضایت، عاملیت و حق افراد بر بدن خودشون باشه، جنسیت و جنسِ فاعل یا قربانی نباید تعیین کنه که یک تجربه‌ خشونت محسوب می‌شود یا نه. خشونتِ جنسی زمانی رخ می‌ده که رضایت، مرزها و خودمختاریِ فرد نقض بشن؛ نه زمانی که عاملِ خشونت دارای جنسیت و جنسِ خاصی باشه یا نباشه. همون‌طور که نباید خشونت رو به ذاتِ یک گروه نسبت داد، نباید برخی قربانیان رو صرفا به خاطر جنسیت یا جنسشون از دایره‌ی «قربانیِ واقعی» خارج کرد، قربانی‌نکوهی کرد، باعث شد که بخوان در مورد تجربه‌‌شون سکوت کنن و این چرخه‌ی معیوب ادامه پیدا بکنه.

چرا خشونت‌گری یک ذات زیستی نیست و چرا نادیده گرفتن نقش ساختار خطرناکه؟ برای خواندن ادامۀ مطلب کلیک کنید🧡
+1
چرا خشونت‌گری یک ذات زیستی نیست و چرا نادیده گرفتن نقش ساختار خطرناکه؟ برای خواندن ادامۀ مطلب کلیک کنید🧡

sticker.webp0.00 KB

چرا خشونت‌گری یک ذات زیستی نیست و چرا نادیده گرفتن نقش ساختار خطرناکه؟ برای خواندن ادامۀ مطلب کلیک کنید🧡
+1
چرا خشونت‌گری یک ذات زیستی نیست و چرا نادیده گرفتن نقش ساختار خطرناکه؟ برای خواندن ادامۀ مطلب کلیک کنید🧡

تحلیل فمنیستی لیبر
آهنگ لیبر (labour) فقط در مورد یه رابطه‌ی تاکسیک و یه تجربه‌ی شخصی حرف نمی‌زنه، این داستان تکراری‌ایه که همۀ زن‌ها بهش برمی‌خورن. خستگی و فرسودگی از کار سخت عاطفی و خانگی و حمایت کردنی که همیشه نادیده گرفته شده. کار زن‌ها هم مثل وجودشون نامرئیه. لیبر یادآور تجربه‌ی مشترک ماست که از وقتی به یاد می‌آریم آموزش دیدیم که برای مردها زندگی کنیم مثلِ «یه چیز اضافه که فقط برای اونها زندگی می‌کنه» علاوه بر این کلمه‌ی labour، کارگری و زایمان هم ترجمه می‌شه. می‌شه این‌طور برداشت کرد که داره می‌گه زن‌ها هم کارگر عاطفی هستن و هم ماشین جوجه‌کشی که برده‌های بیشتری برای کپیتالیسم به دنیا می‌اره. و در نهایت احساس فروپاشی، رنج ناشی از فراموش و استثمار شدن در این آهنگ شنیده می‌شه که متاسفانه برای همه‌مون آشنایی داره.

تحلیل فمنیستی لیبر
آهنگ لیبر (labour) فقط در مورد یه رابطه‌ی تاکسیک و یه تجربه‌ی شخصی حرف نمی‌زنه، این داستان تکراری‌ایه که همۀ زن‌ها بهش برمی‌خورن. خستگی و فرسودگی از کار سخت عاطفی و خانگی و حمایت کردنی که همیشه نادیده گرفته شده. کار زن‌ها هم مثل وجودشون نامرئیه. لیبر یادآور تجربه‌ی مشترک ماست که از وقتی به یاد می‌آریم آموزش دیدیم که برای مردها زندگی کنیم مثلِ «یه چیز اضافه که فقط برای اونها زندگی می‌کنه» علاوه بر این کلمه‌ی labour، کارگری و زایمان هم ترجمه می‌شه. می‌شه این‌طور برداشت کرد که داره می‌گه زن‌ها هم کارگر عاطفی هستن و هم ماشین جوجه‌کشی برای تولید بیشتر برده‌های کپیتالیسم. و در نهایت احساس فروپاشی، رنج ناشی از فراموش و استثمار شدن در این آهنگ شنیده می‌شه که متاسفانه برای همه‌مون آشنایی داره.

sticker.webp0.00 KB

اگر امروز یکی از زنان ترنس جامعه‌مون به قتل رسید یا کشته شد از ترسی که بهش وارد شده دختری که حق داشت زندگی کنه امنیت داشته باشه دوست داشته بشه و بدون ترس از خشونت،تبعیض خودش باشه ما قرار نیست سکوت کنیم لیانا مطمعن باش من و بقیه زن های ترنس سکوت نمیکنیم،اسمت رو قراره همیشه به زبون بیاریم و فراموشت نمیکنیم،تک تک زن های ترنسی که داخل این جامعه کشته شدن این فقط از دست دادن یک نفر نیستش و پشت این خبر یک زندگی،یک انسان،آرزوها،خاطرات و آینده‌ای وجود داشت که برای همیشه ازون گرفته شد چون اون یک زن ترنس بود! ما زن های ترنس نمیخوایم نام لیانا فقط برای چند روز در شبکه‌های اجتماعی دیده بشه و بعد یه فراموشی سپرده شه نمیخوایم مرگ یک زن ترنس تبدیل به یک عدد دیگه در میان آمار خشونت بشه ما ترنس‌ها سال‌هاست با تبعیض،تحقیر،طرد شدن، خشونت و ترس زندگی میکنیم،بسیاری از ما ترنس ها مجبوریم برای ساده‌ترین حقمون یعنی "یک زندگی امن" هرروز بجنگیم اما هیچکس نباید به خاطر هویت جنسیتی‌اش کشته بشه امروز سوگواریم، عصبانی‌ایم و میترسیم اما سکوت نمیکنیم سکوت در برابر خشونت،چیزی رو تغییر نمیده و ما حق داریم درباره خشونتی که علیه ما اتفاق میفته حرف بزنیم،حق داریم عدالت بخوایم و حق داریم خواستار جامعه‌ای باشیم که زندگی زنان ترنس رو کم‌ارزش‌تر از زندگی هیچ انسان دیگری نمیدونه لیانا فقط یک زن ترنس نبود اون یک انسان بود و زندگی لیانا و تک تک زن های ترنسی که کشته شدن ارزش داشت برای لیانا برای تمام قربانیان خشونت و برای تمام ترنس‌هایی که هر روز با ترس زندگی میکنن صدامون رو بلندتر میکنیم ما ترنس‌ها سکوت نمی‌کنیم ما فراموش نمیکنیم ما حق زندگی امنیت و احترام داریم

sticker.webp0.00 KB

_

_

_

بزرگ شید. اول مفاهیم ساده و پایه‌ای رو یاد بگیرید (ترجیحا منبعتون گوگل ترنسلیت و چت جپت نباشه)، بعد در ترییونتون راجع بهش سخنان گهربار بگید.

_

_