گُل سَنگی
رفتن به کانال در Telegram
Miles to go before I sleep ... @HopesMessagesbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
319
مشترکین
-424 ساعت
-167 روز
-6430 روز
آرشیو پست ها
319
مامانم یه نصیحت بهم کرده...
گفته وقتی رفتی دانشگاه با پسرا قهوه نخوری(منظورش اینه در دوستی نداشته باشید)
میگه اگه یکی بهت گفت خلال خلال دوست دارم عاشقتم، کیسه کیسه محبت دارم بهت. داره شعر میگه حرفاشو باور نکن🤣😂
ماماااان خیلی دوست دارم😂
اگه مامانم نبودی و نمیشناختمت از دور میگفتم اصل فمنیست تویی😂
319
مامانم امروز بهم گوشواره داد. از اون حلقه ایا.
حلقه هایی که یکیش خالمه. یکیشم خودش.
نامرد باشم یادم بره.
319
اگه سوسپانسیون میشدن چی
نمیتونم برای رد کردنش یه دلیل قشنگ پیدا کنم
ادبیاتیهای که شیمی میفهمن
حسن التعلیل چی بیارم؟
سوسپانسیون یه مخلوط ناهمگنه که ذراتش ریزن و ته نشین میشن و پایدار نیستن
نور رو هم عبور میده
319
یه بخشی از وجودم میخواد گله کنه
گریه کنه بگه چرا هیچکس درکم نمیکنه(منظور از هیچکس: مامانم[ بقیه اهمیتی ندارن])
ولی یه بخش دیگه وجودم سرکوبش میکنه و میگه چون هیچوقت هیچکی، هیچکسو درک نکرده و با درک کردن، مشکل حل نمیشه.( اینجا منظور همهٔ جهان)
کنج ذهنم: مشکلات حل شونده نیستن که توی درک کردن حل بشن و زندگی شیمی نیست. حتی اگه بود هم، در نهایت مشکلات کلوئید میشدن و ذرات هیچوقت ته نشین نمیشد. یه حالت پایدارِ پر از مشکلِ ناهمگن که نور ازش عبور میکنه.
که مسخره اس، چون زندگی ناپایداره.
319
واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
واقعا نمیدونم چطور باید رفتار کنم
واقعا نمیدونم چطور خودمو براش آماده کنم
319
هر لحظه دارم بیشتر تو منجلابی فرو میرم که من، نقشی توش ندارم.
نمیدونم چند سال دیگه که بگذره و برگردم به این دوران نگاه کنم چه ایده ای راجبش دارم...
ولی در کنار هر فکری... به خودم افتخار میکنم.
همه سختیهای خودشونو دارن. هرکسی توی این دنیا توی مسیرش ناهمواری های خاص خودشو داره.
امیدوارم توی این مسیر، به هر جا که رسیدم و توی هر لحظه ای که نفس کشیدم. یادم باشه مبینای ۱۷ ساله چیا رو درک میکرد. با چیا دست و پنجه نرم میکرد.
و چرا ...
یادم باشه قبل اینکه خود گذشته امو قضاوت کنم به دنیای اون من، عمیق نگاه کنم.
