fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

گُل سَنگی

گُل سَنگی

رفتن به کانال در Telegram

Miles to go before I sleep ... @HopesMessagesbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
319
مشترکین
-424 ساعت
-167 روز
-6430 روز
آرشیو پست ها
مامانم یه نصیحت بهم کرده... گفته وقتی رفتی دانشگاه با پسرا قهوه نخوری(منظورش اینه در دوستی نداشته باشید) میگه اگه یکی بهت گفت خلال خلال دوست دارم عاشقتم، کیسه کیسه محبت دارم بهت. داره شعر میگه حرفاشو باور نکن🤣😂 ماماااان خیلی دوست دارم😂 اگه مامانم نبودی و نمیشناختمت از دور میگفتم اصل فمنیست تویی😂

هم دلم میخواد حرف بزنم هم دلم میخواد خفه شم. امشب از اون شبایی که هزار تا دل دارم

مامانم امروز بهم گوشواره داد. از اون حلقه ایا. حلقه هایی که یکیش خالمه. یکیشم خودش. نامرد باشم یادم بره.

اینجا رو خیلی دوست دارم شما رو هم

خوشحالم مامان بابام نمیدونن چنل دارم😂

یه روز شاید بهتون بگم چی شد امروز

الان حالم خوبه خیلی ریلکسم

دستام دارن میلرزن

یه لحظه رفتم سابسکرایبای چنل واااای دخترااااا چقدر شما خوشگلیننننننن چشم نخوریننن

بیخیال بابا زندگی زندگیه

اصلا چرا دارم این چرندیاتو میگم

نمیدونم چرا میخوام ردش کنم

اگه سوسپانسیون می‌شدن چی نمیتونم برای رد کردنش یه دلیل قشنگ پیدا کنم ادبیاتی‌های که شیمی می‌فهمن حسن التعلیل چی بیارم؟ سوسپانسیون یه مخلوط ناهمگنه که ذراتش ریزن و ته نشین می‌شن و پایدار نیستن نور رو هم عبور میده

یه بخشی از وجودم میخواد گله کنه گریه کنه بگه چرا هیچکس درکم نمیکنه(منظور از هیچکس: مامانم[ بقیه اهمیتی ندارن]) ولی یه بخش دیگه وجودم سرکوبش میکنه و میگه چون هیچوقت هیچکی، هیچکسو درک نکرده و با درک کردن، مشکل حل نمیشه.( اینجا منظور همهٔ جهان) کنج ذهنم: مشکلات حل شونده نیستن که توی درک کردن حل بشن و زندگی شیمی نیست. حتی اگه بود هم، در نهایت مشکلات کلوئید می‌شدن و ذرات هیچوقت ته نشین نمی‌شد. یه حالت پایدارِ پر از مشکلِ ناهمگن که نور ازش عبور می‌کنه. که مسخره اس، چون زندگی ناپایداره.

بهش فکر نکن، فقط انجامش بده. تنها راهش همینه.

ولی انگار فقط نمیخوام

نه میدونم میدونم باید چیکار کنم، چطور رفتار کنم و چطور باهاش روبه رو بشم

واقعا نمیدونم باید چیکار کنم واقعا نمیدونم چطور باید رفتار کنم واقعا نمیدونم چطور خودمو براش آماده کنم

هر لحظه دارم بیشتر تو منجلابی فرو میرم که من، نقشی توش ندارم. نمیدونم چند سال دیگه که بگذره و برگردم به این دوران نگاه کنم چه ایده ای راجبش دارم... ولی در کنار هر فکری... به خودم افتخار میکنم. همه سختی‌های خودشونو دارن. هرکسی توی این دنیا توی مسیرش ناهمواری های خاص خودشو داره. امیدوارم توی این مسیر، به هر جا که رسیدم و توی هر لحظه ای که نفس کشیدم. یادم باشه مبینای ۱۷ ساله چیا رو درک می‌کرد. با چیا دست و‌ پنجه نرم می‌کرد. و چرا ... یادم باشه قبل اینکه خود گذشته امو قضاوت کنم به دنیای اون من، عمیق نگاه کنم.

photo content