اینگوشه؛
رفتن به کانال در Telegram
• ماما و دنبالِ قصه • در گوشه سَرگَردانی ⌁ • ضِدامپریالیسم و در مَسیر •حالا تو: t.me/HidenChat_Bot?start=1847259082
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
405
مشترکین
+824 ساعت
+607 روز
+6130 روز
آرشیو پست ها
405
نشسته روی جاروبرقی
میگم خاله پاشو برق میگیرتت
میگه: تو میخوای منو مجبورکنی؟؟
من خودم خودمو مجبور میکنم
بیا برو تو چوچه:/
405
این بچه پسرا چرا اینجورین؟
اومده نشسته جلوم
خاله کمرمو بخارون.
اُردم میده تازه: چپچپ راست راست محکمم
تو تاحالا یه دختر بچه که کمرش بخاره دیدی اصلا؟
405
یه دکتری دارم
برای آسم و آلرژی و ...
بندهخدا خیلی خاکی و خوبه
از بدو شروع علائم رفتم پیش خودش
هر ۳/۴ ماه یه زنگی بهش میزنم
من میگم خوب نشدم
و اون میگه اینکارارو کردی؟
میگم نه
یه سری داروی دیگه میده
و این چرخه تا ابد ادامه پیدا میکنه.
405
اینقد که تو عمرم دنبال قرص ضدحساسیتِ مناسب و خوابنیاور و طولانیاثر گشتم؛ دنبال خوشبختی میگشتم پیداش کرده بودم!
405
«مرگ بر وطنفروش خائن»؛
فعلاً صدرنشین شعارهای تجمعاته؛
با جامعه هدفی که ظاهراً هنوز در حال گسترشه!
405
گیفتها رو خریدیم
چادر سفارش دادیم
اسم مهمونها رو نوشتیم و ...
در شرف جشن کوچولوی دخترونهایم.
ثنا، دختر آبجیمه که چند ماه دیگه ۹ ساله میشه.
و ما در تکاپوی جشنی هستیم که
که با همه جشـنا فرق میکنه!
توی هر موقعیتی که پیش بیاد، هر نفر از خانواده سعی میکنه برای نوه ارشد هر اون چیزی که باید بدونه رو متناسب با سن خودش بهش توضیح بده؛
بدجنسی میکنم و میگم که از این به بعد
وسط دریااام باید شلوار و روسری بپوشه
و برای هر اصلی که از این به بعد باید رعایت کنه، شعر میسازم براش.
صدای خندهش بالا میره!
+ثناا میدونستی باید حالا که به سن تکلیف رسیدی، برای خودت مرجع تقلید انتخاب کنی؟!
تعجب میکنه.
این یکی دیگه جدید بود انگار.
_مرجع تقلید چیه؟
بهش توضیح میدم که برای سؤالهای پزشکیمون میریم پیش پزشک، چون درسش رو خونده و برای سؤالهای شرعی و دینیمون میریم پیش مرجع تقلید، چون ما احکام خیلی از چیزها رو نمیدونیم.
نمیدونه احکام چیه.
سؤال شرعی و دینی هم نداره!
_ خاله، مرجع تقلیدم تویی، سؤالامو از تو میپرسم!
+ نه خاله، یه سری علامه هستن که سالها درس خوندن برای اینکه این سؤالامون رو جواب بدن.
تصویر مراجع تقلید رو بهش نشون میدم.
+این که آقاست و شهید شده!
از بین بقیهشون باید انتخاب کنی.
البته انتخاب کردنش خودش اصول دارههاا.
نگاهشون میکنه و از بحث خسته میشه.
_ ازشون خوشم نیومد خاله، خیلی سبیل دارن، بهشون بگو سیبیلاشونو ببافن!
رهبر از همشون بهتر بود.
تمومش میکنیم و به حرفش میخندیم؛ همینقد که گوشه ذهنش داشته باشه کافیه.
و باز، درحالی که آهنگ میزنم، شعر جشن تکلیف رو میخونم!
دلم قنج میره برای بزرگ شدن و خانوم شدنش.
چیه این خاله بودن؟!
این احساسات جدید دیگه کجا بودن؟!
405
جدی چطوری مامانا همهچی رو میدونن؟!
از کجا یاد گرفتن همه رو؟
_ این پارچه ۳۰ درصد نخ داره، خوب نیست.
_ این کرهها از گاوی هستن که بهش ذرت دادن
_ این گوجهها برای رب خوبن، این سبزیها برای خورشت!
_ این طرز تهیه غذای لبنانیه که خودِ لبنانیها تاحالا نخوردن.
_ بیا، خودم موهاتو کوتاه میکنم.
_ خودم برات لباس میدوزم.
_ قرنیهت درد میکنه؟ این دارو رو بخور.
405
«اگر در جامعه کسانی فقرا را به صبر دعوت کردند که میدان را برای یغماگری یغماگران باز بگذارند، و بگویند صبور باش تا خدا در آخرت به تو عوض بدهد، این سخن، سخن اسلام نیست...»
◉شهید بهشتی | بانکداری، ربا و قوانین اسلامی
405
بعد حالا فتّانه ۱۷ ساله از بودان، شلوارشو کنده و اصراار داره که نه!
ایسلیم زین هیری میحدیدی کیردی🦖🦖
می بیید حیقیمینی بیگیریم🦖🦖
405
⚡️تا اینکه... اسلام سروکلش پیدا شد!
اسلام گفت:
برید کنار آقا! بساطتونو جمع کنید!🦾
"زن زندگی آزادی!"
مرد باید نهتنها برای اینکه خواسته و علاقهاش رو نشون بده، این پیشکشی و هدیه رو (با میل و خوشرویی و بدون اکراه) به خودِ خودِ زن بده؛ بلکه زن از نظر اقتصادی و مالی هم استقلال داره.
زن میتونه هر فعالیت اقتصادی مشروعی که میخواد انجام بده و مال خودش هم برای خودشه؛ نه پدرش و نه شوهرش حق ندارن توی مال اون دخالت کنن.
و این شد که: مهریه شد حق زن.✅🧠
405
●مرحله سوم: حمالی برای پدرزن عزیزدیدن خب، ربودن یکم ضایعست!🤏🏽 ثروت زیادی هم در کار نبود. پس مرد میرفت پیش پدر دختر و میگفت: «دخترتو میخوام.» بعد چند سال برای پدر دختر کار میکرد و در نهایت میتونست دختر رو با خودش به قبیله خودش ببره.
●مرحله چهارم: تبریک!! دختردار شدی!!وقتی دختری به دنیا میاومد، به پدرش تبریک میگفتن که: «خوش به حالت! ثروتمند میشی!» حالا چرا؟!! چون مرد باید برای گرفتن دختر، پیشکشیای به پدرزنش میداد و دختر رو با خودش میبرد. این پیشکشی مال پدر زن بود🦖؛ البته اگر میخواست، میتونست باهاش برای دخترش جهاز تهیه کنه(که نمیکرد) اما خود زن هم در ازای اون پولی که باباش گرفته، عملاً برای مرد کار میکرد و برای زندگی مشترک، یک صرفه اقتصادی داشت.
405
●مرحله دوم: مردشاهیاینجا تازه مردها فهمیدن توی دنیا چه خبره؟ و خودشون هم توی تولیدمثل و فرزند نقش دارن🫱🏼🫲🏾 و بچهها نسبشون به پدر برمیگرده. از اون طرف هم از نظر قدرت اقتصادی و ریاست و شکار رشد کرده بودن و شاخ میشن؛ اما همچنان ازدواج با زنِ همقبیله درست نبود. پس چی کار میکردن؟ زنها رو از قبیلههای دیگه میدزدیدن!🌚
405
توی این کتاب میگه برای اینکه برسیم به مهریهای که امروز میشناسیم و حق خود زنه(به لطف اسلام)، ۵ مرحله طی شده:
●مرحله اول: زنشاهی و زنسالاریاینجا هنوز کسی دقیق نمیدونسته بچه چطوری تشکیل میشه👀🫄 و نسب و تبارش از کیه؟! فکر میکردن این قدرت، مربوط به زنه و مرد صرفاً برای مراقبت از زن باهاش ازدواج میکرده و اون رو فرد پرقدرتی میدونسته. جالبتر اینکه مردها از قبیله خودشون هم نمیتونستن کسی رو به همسری بگیرن!
