`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
رفتن به کانال در Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
414
مشترکین
-124 ساعت
-147 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
414
"در من، چندین نفر همواره در حال جنگاند؛ یکی بر سر دیگری فریاد میزند و آن یکی، بلندتر فریاد میکشد. یکی از احساسات میگوید و دیگری از منطق، حسابوکتاب و آینده. هرکدام میخواهند پیروزِ این جدال باشند، اما این جنگ هیچ برندهای ندارد؛ تنها چیزی که از آن باقی میماند، خونریزیِ فکر است و گاهی میگرنی که از شدتِ این هیاهو به جانم میافتد."
414
Repost from نور امید🍊
این پیام و این آلبومو فور کنید کانالتون و ی پست قیشنگ مشخص کنید فور کنم اینجا🦀
414
"پشیمانم از آغوشهای نگرفته و حرفهای نزده؛
بین من و تو، خاک مانده است و هزار خاطره،
به همراهِ لباسهایی که دیگر عطرت را روی خود ندارند.
به من واقعیتی بده تا در آغوشش بگیرم؛
من از آن سنگِ سفید، که تصویرت بر آن حک شده است، وحشت دارم، عزیزِ من."
414
Repost from ࣪ •𝑃𝑒𝑛𝑒𝑙𝑜𝑝𝑒•݁𖦹
این پیام + پست مورد علاقتون رو از اینجا فور کنید قشنگترین پستتون رو فور کنم اینجا🧚🏻🍓
414
"دریچهی حسرتِ قلبش که باز میشد، به این فکر میکرد که برای چه چیزهایی حیف شده است؛ و هیچ جوابی، از سنگینیِ حسرتهایش کم نمیکرد."
