ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

前往频道在 Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==

显示更多
未指定国家未指定类别
407
订阅者
-324 小时
-127 天
+330 天
帖子存档
هرچه بیشتر نگاه می‌کنم، بیشتر به این فکر می‌کنم که شاید بعضی آدم‌ها با مقدار بیشتری از احساس به دنیا می‌آیند؛ بیشتر می‌بینند، بیشتر لمس می‌کنند، بیشتر درگیر می‌شوند و شاید عمیق‌تر از آنچه ظرفیتشان اجازه می‌دهد، احساس می‌کنند. به همین دلیل است که بعضی از آن‌ها به هنر پناه می‌برند؛نه لزوماً برای اینکه هنرمند بودن آن‌ها را نجات می‌دهد،بلکه برای اینکه هنر راهی‌ست برای بیرون ریختنِ چیزی که درونشان بیش از حد زیاد است. — هَسْتی‌ـشِناسی

"در گذشته، دست‌کم در برابر اتفاقات ناگوار، احساس درد یا تأسف می‌کردم؛ اما مدتی است آن‌قدر دردهایم روی هم تلنبار شده‌اند که دیگر هیچ اتفاقی نمی‌تواند آن واکنش‌های گذشته را در من زنده کند. انگار رنج، آن‌قدر در زندگی‌ام تکرار شده که مرز میان یک اتفاق ناگوار و روزهای عادی از بین رفته است. درد همچنان سر جایش است؛ همان‌قدر واقعی و آشنا، اما دیگر برای آمدنش جا نمی‌خورم و از ماندنش تعجب نمی‌کنم. زمانی منتظر بودم روزی از میان برود، اما حالا آن‌قدر به حضورش عادت کرده‌ام که دیگر رفتنش را هم تصور نمی‌کنم."

4_5870837337168027223 (1).mp312.36 MB

Repost from دومآن.
اندوه تمام نمی‌شود. خودت را چنان وسیع کن که اندوه در تو گُم شود.

فکر، فکر، فکر، همیشه فکر یک چیز بیشتر از خود آن چیز آزارم می‌دهد.
-احتمالا گم شده‌ام، سارا سالار

"در من، چندین نفر همواره در حال جنگ‌اند؛ یکی بر سر دیگری فریاد می‌زند و آن یکی، بلندتر فریاد می‌کشد. یکی از احساسات می‌گوید و دیگری از منطق، حساب‌وکتاب و آینده. هرکدام می‌خواهند پیروزِ این جدال باشند، اما این جنگ هیچ برنده‌ای ندارد؛ تنها چیزی که از آن باقی می‌ماند، خون‌ریزیِ فکر است و گاهی میگرنی که از شدتِ این هیاهو به جانم می‌افتد."

1774824923665-ffc145b6-moonlight.mp31.59 MB

این پیام و این آلبومو فور کنید کانالتون و ی پست قیشنگ مشخص کنید فور کنم اینجا🦀

-تفریحات مامان بزرگی-
-تفریحات مامان بزرگی-

Repost from 109
photo content
+1

شرمسار توام ای دیده ازین گریه خونین که شدی کور و تماشای رخش سیر نکردی
-شهریار

"پشیمانم از آغوش‌های نگرفته و حرف‌های نزده؛ بین من و تو، خاک مانده است و هزار خاطره، به همراهِ لباس‌هایی که دیگر عطرت را روی خود ندارند. به من واقعیتی بده تا در آغوشش بگیرم؛ من از آن سنگِ سفید، که تصویرت بر آن حک شده است، وحشت دارم، عزیزِ من."

Naro Mahasti.mp35.19 MB

این پیام + پست مورد علاقتون رو از اینجا فور کنید قشنگترین پستتون رو فور کنم اینجا🧚🏻🍓