While We’re Here.
رفتن به کانال در Telegram
400
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
همیشه حواسم پرت بود اما نه از تو؛
همیشه حواسم جمع تو بود گلی.
اسم تو آرومم میکرد...
تو «الف» بودی، من «ی»
گیله گل ابتهاج، فرهاد یروان.
سلیقه ی تو رو یادمه...هر چی تو دوست داشتی رو دوست داشتم...اون روزو یادمه که خانم معلم پرسید ''هر کی از چی توی زمستون خوشش میاد؟''
همایون خله گفت: از شیر سرد
لاله گفت: از دماغ هویجی آدم برفی
آندره گفت: از برف
یاسمن گفت: از هیچیش
ناهید گفت: از سرما خوردن
علی گفت: از صدای برف
من گفتم: از تعطیلی مدرسه بخاطر برف
تو گفتی: از بوی پوست پرتقال سوخته روی بخاری وسط روز برفی.
میدونستم تو یه چیزی میگی که شبیه بقیه نیست؛
تو فرق داشتی گلی...
در دنياى تو ساعت چند است
Repost from ·Alaska, Alaska·
هر روز معنای زندگی رو پیدا میکنم و گمش میکنم و باز در یک روز جدید پیداش میکنم و دوباره گمش میکنم و این روند همیشه ادامه پیدا میکنه. وسط پیدا کردنها و گم کردنها زندگی میکنم.
Repost from Wouldn’t You ?
در زندگی گاهی فکر می کنم معنارو پیدا کردم و روز بعد همه چیز برام بی معنیه
دقت که کردم متوجه شدم معنا واقعا تنها چیزیه که توی زندگی اهمیت داره
ما ادما هرکاری می کنیم تا به زندگی و وجودمون معنا بدیم
اما خیلی وقتا داستان هایی که می بافیم فقط گول زدن خودمون هستن
ترجیح من اینه که خودمو گول نزنم با باور های دروغین
برای من هر روز رو زندگی کردن و انجام دادن کاری که دوست دارم و بودن در کنار ادم هایی که از گذروندن وقتم باهاشون لذت می برم بهم معنا میده
شاید چند سال دیگه وقتی برام عادی شد دنبال معنای دیگه ای بگردم
اما در نهایت میتونم بگم امروز از هر چیز دیگه ای مهم تره
و حس خودت به خودت و زندگیت
