لحظههای فراموش شده؛
رفتن به کانال در Telegram
اینجا؟ منم و کتاب و سریال متن هایی از خودم و تکه هایی از کتاب ها گاهی امیدوار و گاهی ناامید.🐚🍃
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
304
مشترکین
-1024 ساعت
-417 روز
+7930 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
کینهای بودن اتفاقا اصلا صفت بدی نیست، اسگل بودن، ساده بودن و هر دفعه بخشیدن اونایی که بهت بدی کردن خیلی بدتره.
Repost from N/a
قلبم خیلی میشکنه اون موقعهایی که مچ خودمو میگیرم و میبینم دارم محبت رو از بقیه گدایی میکنم؛ مثل این میمونه که قلبمو گذاشته باشم کف دستم و بگم لطفاً بردار.
Repost from آبیِ سنگین
شاید تراژدیِ ما همین باشد؛
اینکه گاهی برای رفتن، باید اول بفهمی دقیقاً از کدام قسمتِ خودت میخواهی مهاجرت کنی.
Repost from آبیِ سنگین
این چند وقت بیشتر به این فکر میکنم که ما چقدر شبیه محیطی هستیم که در آن زندگی میکنیم؛ بیشتر از چیزی که دوست داریم قبول کنیم.
کاش کتاب فروشی داشتم شاید اونموقع خوشحال تر بودم البته اگه میتونستم کتاب هارو بفروشم.
به خودم میگم دختر به خودت بیا،تو که با این صداهای کوچولو نمیترسیدی الان استرس گرفتنت چیه.
تو بالکن پام گیر کرد و دستم کشیده شد روی دیوار،الان این موضوع داره انتقال پیدا میکنه به بقیه اعضای خانواده و مامانم تیتر زده که میخواسته از بالکن بیفته پایین شانس آورده🤗
بزرگواران میخوان یه لیوان آب بخورن میگن تو صنایع غذایی میخونی نظرت چیه خوبه این؟ به جان خودم هنوز چیزی یاد نگرفتم بزارین یچیزی یاد بگیرم خودم بهتون میگم.
Repost from N/a
آیندت رو با من نچین عزیزم، من شاید یهو یه شب خودمو از بالکن پرت کردم پایین .
Repost from N/a
اِی که مسجد میروی بهرِ سجود
سَر بجنبد دل نجبند این چه سود؟
مولانا
Repost from N/a
زیباست کلمه عـشق اما دیگری برایِ او کشته میشود؛
حال باز هم میگوییم عشق تنها یک سراب بی انتهاست که مانمیدانیم.
—غریزه
Repost from N/a
تابستان به ایستگاه های پایانی اش رسید
اما هنوز سوز سرمای آن زمستان دردناک با ماست...
اینکه هم سن های ما تو یه کشور دیگه چطور شاد و آزاد زندگی میکنن واقعا ناراحتم کرد،با این فیلم فقط حسرت خوردم🫠
