626
مشترکین
+424 ساعت
+397 روز
+10230 روز
آرشیو پست ها
628
دلم برای جمع دوستام تنگ شده.
برای گاسیپ با امیرحسین، دور دور و سیگار با سپیده، برای دیجیکالا گردی با پریسا.
من تو زندگیم به رفاقت دوستای خوب همیشه نیاز داشتم و دارم.
دلم برای اون روز برفی که تتلو پلی کرده بودیم تو بالکن، شاهین داشت از گربهی جدیدش حرف میزد تنگ شده.
628
خیلیا به تو اهمیت میدن، اما اولویتشون نیستی. و این اصلاً تناقض نیست.
مثل مامانت که براش اهمیت داری، اما اولویتش بعضی روزا کاراشه، یا مثلا برادرت.
628
و دردناکترین بخشش اینه که معمولاً این دو تا رو قاطی میکنیم. فکر میکنیم چون برای کسی مهمیم، پس اولویتش هم هستیم.
628
(اهمیت و الویت)
بله، این دو تا یکی نیستن. اهمیت دادن یعنی تو برای کسی مهمی، یعنی جایگاهی داری، یعنی اگر چیزی بشه، دلش برات میلرزه.
اما اولویت یعنی اگه قراره بین چندتا چیز یکی رو انتخاب کنه، تو رو انتخاب میکنه. یعنی وقتش، انرژیش، تصمیمهاش رو طوری میچینه که تهش تو باشی.
628
مرا دوست بدار.
کم، کوچک، هر جور که میشود.
اما لطفا دوستم بدار. که این شب، بیچراغ، خیلی برایم طولانی است.
628
Repost from یادداشتهایشِلبی.
هیچوقت این حماقت به سرتون نزنه که دوست صمیمیتون رو به همکار تبدیل کنید. چون دیگه نه دوست صمیمی هستید و نه همکار.
628
وقتی میشکنی وقتی تیکهتیکه شدی و خودتم نمیدونی کدوم تیکهت کجاست، اون وقته که تازه میبینی کی میمونه و کیا میرن. بیشترشون میرن. با بهانههای نامربوط میرن
جز یکی دو نفر که خم میشن کمک میکنن تیکههات رو از رو زمین جمع کنن.
همونایی که تو رو با همون شکستگیهات بغلت میکنن و حتی نمیپرسن چرا شکستی.
628
برایت آرزوی خوبترین پاییزها و زمستانها را دارم. آرزو میکنم شانه به شانهی کسی قدم بزنی که از گفتن دوستت دارم نمیهراسد، و برای اشتیاق دلت همیشه حرفهای تازه دارد.
