زثولیت
رفتن به کانال در Telegram
Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
221
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
221
و ایکاش میفهمیدم که فلسفهٔ تو چیست؟
در بستر کدام زناکاری به عمل آمدی که انقدر حرامزادهای؟
طوری مارا با این سه حرف طلسم کردهاند که انگار ما زنا کردهایم.
221
میدانی منِ عزیز، شاید چارهٔ کار امید داشتن و مثبتنگری نبود. گاهی باید قبول میکردی که نه گوشهای از زندگیات، بلکه گوشه به گوشه و به نوعی تمام زندگیات به "نشدن" پیوند خورده بود. بیا این را بپذیریم که ما در یک هزارتو پرسه میزنیم و در انتهای هر راه، خودت به خودت سیلی میزنی و میگویی:
- نمیشود که نمیشود که نمیشود.
زث. | #Ashes | نمیشود. چرا نمیشود؟
221
نشد.
و هیچکس نمیداند من در این لفظ به ظاهر کوتاه چه دردها پنهان کردهام.
هیچکس نمیداند برای من در این لغت سه حرفی، چه غم و حسرت هایی نهفتهاست.
هیچکس نمیداند که من هربار در مواجه با اتفاقی که نشد، آرزو کردم یک بار آنچه میخواهم بشود.
زث. | #Ashes | و اگر زث میخواست خود را در این اتفاق بدل کند، یقیناً او نشدن را انتخاب میکرد. زیرا بسیار زندگیاش کرده بود.
221
از من فاصله بگیر.
من خستهام از امیدهایی که نا امید میشود.
خستهام از لحظاتی که احساس میکنم با آدمی میتوانم لحظات طاقتفرسای زندگیام را بهتر بگذرانم.
خستهام از توهماتی که مرا مجاب میکند تا باور کنم خدا صدای تمنا هایم را میشنود.
خستهام از زندگیهای بعد از رها شدن.
شانههایم از تنها به دوش کشیدن غمهایم، خستهاند؛ قلبم از تحمل غم و رهایی خستهاست؛ روانم از آشوب و لطمات لبریز است...چرا دست از سرم برنمیدارید؟
اگر عطش مرهم داری، فاصله بگیر.
روحمن زخمخورش ملس است، هرکس سمتم میآید وسوسه میشود کمی از خونهای زخمم را بچشد
پس تشریف کثافتت را بردار و نعشت غمآورت را همان سویی ببر که بوی زخمهای شیرینتری میآید.
زث. | Chains-2 | امان از ناامیدی.
